«جهانی» برای خواهر | روایت خواهری که مزار برادر شهیدش را به پایگاهی فرهنگی تبدیل کرد

«جهانی» برای خواهر | روایت خواهری که مزار برادر شهیدش را به پایگاهی فرهنگی تبدیل کرد

شهید جواد جهانی، جوان بسیجی مشهدی، سال ۱۳۹۵ در سوریه به شهادت رسید؛ اما ماجرای او با خاک‌سپاری‌اش در پارک «خورشید» پایان نیافت.
آشنایی با «پروین ژف» هم زمان با روز تکریم همسران و مادران شهدا​| آتش دل مادر شهید خاموش شدنی نیست

آشنایی با «پروین ژف» هم زمان با روز تکریم همسران و مادران شهدا​| آتش دل مادر شهید خاموش شدنی نیست

خانواده حسین جانی، چهار پسر دارد و سه دختر. پدر کارگر ساده است و مادر در تمام سال‌های جنگ، پشت جبهه کمک رسانی می‌کند.
درباره «پروین ژف»، مادر ۳ شهید دفاع مقدس | مادر ستاره‌ها

درباره «پروین ژف»، مادر ۳ شهید دفاع مقدس | مادر ستاره‌ها

درباره «پروین ژف»، مادر ۳ شهید دفاع مقدس، هم زمان با روز تکریم همسران و مادران شهدا​.
همسران و مادران شهدای جنگ ۱۲ روزه از دل‌تنگی‌های فراق می‌گویند | دل‌تنگی‌های ناتمام

همسران و مادران شهدای جنگ ۱۲ روزه از دل‌تنگی‌های فراق می‌گویند | دل‌تنگی‌های ناتمام

ما مطمئنیم این خط خون نه سال ۱۴۰۴ شروع شده است، نه سال ۱۳۵۹ و نه حتی سال ۶۱ هجری قمری. حق نه با شهادت امام حسین (ع) فراموش شد و نه با شما تمام خواهد شد.
تعبیر یک رؤیا | روایت مادری که پسر مرزبانش شهادت را از کودکی صدا می‌زد

تعبیر یک رؤیا | روایت مادری که پسر مرزبانش شهادت را از کودکی صدا می‌زد

«امیرحسین شیخ‌هادی» جوانی با آرزوی شهادت بود که درحالی‌که می‌توانست در نقطه‌ای امن خدمتش را ادا کند، داوطلبانه دورترین مرز سیستان‌وبلوچستان را انتخاب کرد. یک سال پس از شهادتش، روایت مادر از رؤیاها، نشانه‌ها و دلتنگی‌هایش تصویر تازه‌ای از راه و مرام این مرزبان جوان آشکار می‌کند.
هفت سال انتظار | روایتی از عشق، اسارت و استقامت

هفت سال انتظار | روایتی از عشق، اسارت و استقامت

هفت روز وعده‌ای بود که هفت سال طول کشید؛ هفت سالی که دکتر سیدعلی‌اکبر حسینی‌پویا در اسارت نیرو‌های بعثی گذراند و همسرش، مریم شهپر، با صبر و وفاداری مثال‌زدنی چشم‌به‌راه او ماند.
دلتنگم پسرم | روایت مادری که جوانش را راهی میدان دفاع از حریم اهل‌بیت کرد

دلتنگم پسرم | روایت مادری که جوانش را راهی میدان دفاع از حریم اهل‌بیت کرد

مادر شهید مدافع حرم سید احمد جعفری این روز‌ها خانه کوچکش را با قاب‌های پسرش پر کرده؛ پسری که به‌گفته خودش «دردانه مادر» بود و جوانی‌اش را برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) گذاشت و رفت؛ برای همیشه.
مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

«آن هجده ماه و هفت روز» نه فقط خاطرات یک امدادگر جوان است، که روایت مادرانه‌های دخترانی است که در سخت‌ترین روز‌های جنگ، جای مادرانِ دور از جبهه برای رزمندگان می‌ایستادند.
قصه یک عکس | روایت پرستاری که امنیت امروز دختران را با زخم‌های دیروز خرید

قصه یک عکس | روایت پرستاری که امنیت امروز دختران را با زخم‌های دیروز خرید

پرستاری که روزهای آتش و خون را در دزفول تجربه کرده، پس از سال‌ها از شبی می‌گوید که ده‌ها مجروح در راهروها ناله می‌کردند و عکسی ثبت شد که بعدها نماد فداکاری زنان امدادگر شد؛ زنانی که امنیت امروز را با شب‌های بی‌خوابی و رنج خریدند.
عشقی که با درد می‌جنگد

عشقی که با درد می‌جنگد

روایت زندگی زنی که سال‌ها پرستار زخم‌های همسر جانبازش بوده است.
< 9 >