زنان و توانمندسازی سیاسی در ایران

  • کد خبر: ۱۳۲۵۳
  • ۰۹ دی ۱۳۹۸ - ۱۳:۳۰
زنان و توانمندسازی سیاسی در ایران
دکترمحدثه جزایی، دبیر انجمن علوم سیاسی شاخه خراسان

از زمانی که مک لوهان جهان را دهکده جهانی خواند، سال‌ها گذشته و با پیچیدگی ابزار‌های ارتباطی و دسترسیِ آسان به منابعِ اطلاعاتی، جهان کوچک‌تر شده است. در این جهانِ کوچک، سنجشِ وضعیتِ کشور‌ها و مقایسه جایگاه آنان با درنظر گرفتنِ شاخص‌های گوناگون، به امری متداول تبدیل شده است. یکی از شاخص‌های مهم در این میان، توجه به بهبود وضعیتِ زنان می‌باشد که در شاخصی موسوم به «شکاف جنسیتی» مورد توجه قرار گرفته است. این نوشتارِ کوتاه، نگاهی است به گزارشِ ۲۰۲۰ مجمع جهانی اقتصاد که در آن بر سیاقِ گزارش‌های گذشته، وضعیتِ ایران نامناسب ارزیابی شده است.

شاخص شکاف جنسیتی، سنجشِ کمّیِ ۴ شاخص «مشارکت و فرصت اقتصادی»، «دستیابی به آموزش»، «بهداشت و بقا» و «توانمندسازی سیاسی» است. دو شاخص «دستیابی به آموزش» و «بهداشت و بقا»، با بهبود نسبی در جهان، کمترین نابرابری را به خود اختصاص داده است در حالی که دو شاخص دیگر هم چنان از شکافِ عمیق میان دوجنس خبر می‌دهد. در مورد شاخص اقتصاد، شکاف در ۵ متغیرِ «نرخ مشارکت نیروی کار زنان نسبت به مردان»، «برابری دستمزد بین زنان و مردان برای کار مشابه»، «نسبت درآمد تخمینی زنان به مردان»، «نسبت زنان به مردان در مشاغل قانونگذار، مقامات ارشد و مدیریتی» و «نسبت زنان به مردان در نیروی کار تخصصی و حرفه ای» مورد محاسبه قرار می‌گیرد. در بین شاخص‌های اقتصادی، وزن شاخص «برابری دستمزد بین زنان و مردان برای کار مشابه» بیشتر است. شاخص‌های سنجش توانمندسازی سیاسی شامل «نسبت زنان به مردان در سمت‌های پارلمان»، «نسبت زنان به مردان در سطوح وزارتی» و نسبت «رئیس دولت زن به مرد در ۵۰ سال گذشته»، می‌شوند. آخرین شاخص، بیشترین ضریب اهمیت را در سنجش توانمندسازی سیاسی دارد. میانگین شاخص شکاف جنسیت در گزارش ۲۰۲۰، معادل ۶/۶۸ درصد بوده است که پایین‌ترین عملکرد در زیرشاخص توانمندسازی سیاسی با عدد ۷/۲۴ درصد بوده است. این داده‌ها نشان می‌دهند که نابرابری در «توانمندسازی سیاسی»، به ایجادِ یک شکاف جنسیتی عمیق در سراسر جهان منجر شده است در حالی که در زمینه آموزش و بهداشت این نابرابری به مرز صفر نزدیک شده است.
رتبه ایران در آخرین گزارش مربوط به شاخصِ شکاف جهانی، کمی بالاتر از یمن، عراق، پاکستان، سوریه و کنگو، عددِ ۱۴۸ از میان ۱۵۳ کشور را به خود اختصاص داده است. بدترین رتبه ایران از بین زیرشاخص ها، در شاخص «مشارکت و فرصت اقتصادی» به دست آمده است. از این نظر، شکاف جنسیتی در ایران در رتبه ۱۴۷ دنیا قرار دارد. حفره شکاف جنسیتی در «برآورد درآمد دریافتی»، عمیق‌تر از شاخص‌های دیگر و معادل امتیاز ۱۸۰/ ۰ بوده است. به عبارتی زنان ایرانی در بین شاخص‌های اقتصادی، از نظر درآمدِ دریافتی، بیشترین فاصله را نسبت به مردان دارند. در بین شاخص‌های اقتصادی، کمترین شکاف جنسیتی در متغیر «نیروی کار تخصصی و حرفه ای» و «برابری دستمزد برای کار مشابه» وجود دارد. وضعیتِ ویژۀ اقتصادی در ایران، متاثر از تحریم‌های بین المللی و مسائلِ دیگر، در سال گذشته، می‌تواند بخشی از این شکافِ جنسیتی را توجیه کند. با این همه حتی بدونِ درنظرگرفتنِ وضعیتِ بحرانی در اقتصاد، زنان همواره دستمزدِ پایین تری در مقایسه با مردان داشته اند. اگرچه حضورِ اقتصادیِ زنان در سال‌های اخیر رشد زیادی داشته است، اما از آنجا که این مشاغل بیشتر خانگی و به نوعی حضور در بازارِ غیررسمی بوده، بر اساسِ نوعِ کمّیِ گزارش، این مشارکتِ اقتصادی درنظرگرفته نشده است. دو شاخص «دستیابی به آموزش» و «بهداشت و بقا»، در همه کشور‌ها بهبودی نسبی را تجربه کرده است. اما ایران در مقایسه با سال ۲۰۰۶، نخستین باری که گزارش شکاف جنسیتی منتشر شده است، با افتِ شدید موقعیت مواجه بوده است. ایران در شاخص دستیابی به آموزش در سال ۲۰۰۶، رتبه ۸۰، و در سال ۲۰۲۰ رتبه ۱۱۸ را به خود اختصاص داده است. در حوزه بهداشت نیز ایران در سال ۲۰۰۶، در رتبه صدوپنجاه ودوم جهان بوده است، حال آنکه در این گزارشِ اخیر جایگاه صدوسی ام را به خود اختصاص داده است. اگرچه امتیازِ ایران در تمامِ این سال‌ها تقریبا تغییری نکرده است، اما به دلیل رشد و ارتقای بیشترِ کشور‌های دیگر در زمینه آموزش و بهداشت، رتبه ایران با تنزل مواجه شده است.

ضعیف‌ترین عملکرد ایران بر اساس این گزارش، مربوط به توانمندسازی سیاسی است. البته ضعیف‌ترین عملکرد سایرکشورهایِ مورد بررسی نیز در همین متغیر ثبت شده است، که نشان می‌دهد برنامه ریزی‌های برابری خواهانه در آینده باید معطوف به شاخص باشد. امتیاز ایران در شکاف جنسیتی توانمندسازی سیاسی معادل ۱۴۵ از ۱۵۳ کشور‌های جهان بوده است. متغیری که بیشترین تاثیر را در این عملکرد ضعیف داشته، به حضور زنان در سِمَت‌های پارلمانی باز می‌گردد. چنان که با عملکرد ۰۶۲/ ۰ امتیازی، در جایگاه ۱۴۴ دنیا قرار گرفته است. در سمت‌های پارلمانی تنها حدودِ ۶ درصد از کرسی‌ها به زنان اختصاص یافته است و در مناصبِ وزارتی نیز ۵/۶ درصد سهمِ زنان بوده است. امتیاز ایران در «رئیس دولت زن در ۵۰ سال گذشته» صفر بوده، با این همه ایران در رتبه هفتادوسوم جهان قرارگرفته است که نشان می‌دهد در بیش از نیمی از کشور‌های جهان این مسئله وجود دارد.

گزارش جهانی شکافِ جنسیتی علاوه بر رتبه بندیِ جهانی، از نظر منطقه‌ای نیز جایگاه کشور‌ها را مشخص نموده است. براین اساس ایران در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا رتبه ۱۶ بین ۱۹ کشور را به خود اختصاص داده که تنها بالاتر از یمن، عراق و سوریه قرار گرفته است.
درباره این گزارش جهانی درنظر گرفتنِ دو نکته ضروری است. نخست اینکه ارزیابیِ وضعیتِ کشورها، فارغ از وضعیت توسعه یافتگی آن‌ها و براساسِ آمار‌های موجود درباره هرکدام از شاخص‌ها صورت می‌پذیرد. دوم، این بررسی توانِ بالقوه و امکاناتِ واقعی و نه بستر و شرایطِ فراهم آورنده برابری را در نظر می‌گیرد. به عبارت دیگر، اینکه یک کشور از نظر سطح توسعه در چه وضعیتی به سر می‌برد و از چه امکاناتی برای رفعِ نابرابری برخوردار می‌باشد، اهمیتی ندارد بلکه تنها برابری در دسترسی به این امکانات است که مهم و سنجیدنی به نظر می‌رسد.

درباره رواییِ و اعتبارِ گزارش‌های جهانی به طور اعم و گزارشِ شکافِ جنسیتی به طور اخص تردید‌هایی وجود دارد. با توجه به درنظر نگرفتنِ شاخص‌های محلی، فرهنگی، موقعیتی و توسعه‌ای که در وضعیتِ زنان و ایده برابری با مردان تاثیرگذار است، همواره انتقاد‌هایی به این گزارش‌ها وارد است. «مسئله زنان» و رفعِ تبعیض‌هایی که زنان را در یک جامعه در ارتقا وضعیت سیاسی، اقتصادی، آموزشی و بهداشتی یاری می‌دهد، وابسته به عوامل گوناگون و متنوعی است که با داده‌های صرفا کمّی اندازه گیری نمی‌شوند. به عنوانِ مثال به تلاش جامعه مدنی و نهاد‌های غیردولتی در امورِ انتزاعی‌تر همچون آگاهی بخشی توجهی ندارد. افزون بر این، به تلاشِ نظامِ سیاسی در ایجادِ بستر‌های مناسب برای برابرسازی هیچ گونه وقعی نهاده نشده و تنها خروجی و عملکردِ یک کشور را مطمح نظر قرار می‌دهد. این انتقادها، همراه با وضعیتِ نامناسبِ ایران در این گزارش ها، به گونه‌ای نادیده انگاری و بی اعتنایی به آن‌ها را در کشور سبب شده است. اما باید درنظر داشت ارائه این داده‌ها و تلاش برای همسان سازیِ آماری به این منظور است که کشور‌ها به ایجادِ استاندار‌های بین المللی بدون توجه به ویژگی‌های محلی و منطقه‌ای مبادرت ورزند تا در سایه این استانداردسازی‌ها وضعیتِ زنان نسبت به جنسِ دیگر، بهبود یابد. اگرچه معمولا برخی از این استاندارد‌ها از سوی سنت‌ها و آداب و رسومِ اجتماعی حمایت نمی‌شوند، اما جهانِ درحالِ کوچک ترشدن، ضمنِ احترام به تنوعِ آداب و رسومِ محلی، همسان سازیِ برابرخواهانه میان زنان و مردان را هدفِ خود قرارداده است. شاید بتوان گفت ارائۀ آمار‌های کمی، که امکانِ مقایسه میان کشور‌ها را ممکن می‌سازد، از یک ناگزیری در بررسیِ بیشترین تعدادِ ممکن از کشور‌ها نشئت گرفته است. در این گونه بررسی، تفاوت‌ها تاجایی که ممکن است نادیده گرفته شده و تنها بر مشابهت‌ها تاکید می‌شود. درنتیجه کیفیت و عمقِ پژوهش در ازای بررسی وضعیتِ تعدادِ بیشتری از کشور‌ها قربانی می‌شوند، امری که از آن گریزی نیست.
برچسب ها: شهربانو
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}