ظرفیت مغفول مانده زنان در توسعه

  • کد خبر: ۶۰۳۵
  • ۰۸ مهر ۱۳۹۸ - ۱۳:۱۰

فرشته سلجوقی

طی وقایع سیاسی و اجتماعی ایران معاصر و دست‌کم در یک دهه اخیر، شاهد افزایش حضور کمی و کیفی زنان در پویش‌ها و جنبش‌ها بوده‌ایم. افزایش میل به مشارکت سیاسی و اجتماعی در میان زنان موجب شده است تا نامزد‌های انتخاباتی در سطوح مختلف (ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی شهر و روستا) در ارائه برنامه‌ها و طراحی شعار‌ها و پویش‌های انتخاباتی خود به مطالبات زنان توجه جدی نشان بدهند.

همین طرح مسائل زنان در سطوح مختلف می‌تواند و توانسته است در مواردی راهگشا باشد و موجب پیشبرد خواسته‌های به حق زنان باشد. دست‌کم فضایی فراهم آورده است تا مطالبات زنان در سپهر سیاسی و اجتماعی به بحث گذاشته شود. اما هنوز میزان حضور زنان در سطوح مدیریتی و تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز با کنشمندی و مشارکت آنان در بدنه جنبش‌های سیاسی و اجتماعی جامعه هم‌خوانی ندارد و این خود مانعی در برابر پیشبرد خواسته‌ها و مطالبات آنان محسوب می‌شود.

زنان ما شکاف جنسیتی در حوزه آموزش را پشت سر گذاشته‌اند و از فرصت‌های برابر در این حوزه برای کسب مهارت و ارتقای سطح آموزشی بهره برده‌اند. زنان تحصیل‌کرده در بازار اشتغال، اما از فرصت‌های برابر نسبت به مردان برخوردار نیستند و با وجود قوانین حمایتی، هنوز شاهدیم که جنسیت بهانه‌ای برای بهره‌کشی از نیروی کار محسوب می‌شود و در برخی موارد زنان در مقایسه با مردان برای کار مساوی، حقوق مساوی دریافت نمی‌کنند. نتیجه آنکه با وجود شرایط برابر آموزشی، فرصت‌های شغلی بیشتر در اختیار مردان قرار می‌گیرد. با این حال شاهد ورود زنان به حوزه‌های اقتصادی هستیم که پیش از این تک جنسیتی بوده است. رفع شکاف جنسیتی موجود در حوزه اقتصاد، با ادامه روند موجود، سالیان طولانی به طول خواهد انجامید. مگر آنکه تمهیدی اندیشیده شود تا نرخ رشد مشارکت اقتصادی زنان (به خصوص زنان تحصیل‌کرده) سرعت بگیرد. ضمن آنکه افزایش مشارکت اقتصادی بانوان رابطه مستقیم دارد با شکوفایی و رشد اقتصادی. در حوزه سیاسی چه در مناصب دولتی و اداری و چه در مصادر انتخابی، شاهد بیشترین میزان شکاف جنسیتی هستیم. در حوزه سیاسی هرچه به رأس هرم قدرت نزدیک می‌شویم، شکاف جنسیتی بیشتر می‌شود. حضور زنان در مشاغل اداری با مقاومت‌های نامرئی همراه است. زنان با وجود کسب مدارج تحصیلات عالیه، در سیستم اداری کمتر پیشرفت می‌کنند و پیشرفتشان به نسبت مردان کندتر است. به همین علت کمتر در تصمیمات تأثیرگذار هستند.

آنچه که به عنوان تبعیض مثبت و واگذاری حداقل ۳۰ درصد ترکیب جمعیتی نهاد‌های اجرایی/مدیریتی تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز مطرح می‌شود؛ بر این مبنا استوار است که بتوانیم ادعا کنیم نگاه، نیازها، مسائل و رویکرد زنان در برایند خروجی یک نهاد، لحاظ شده است. برای اینکه بتوان چنین ادعایی را مطرح کرد، می‌بایست حداقل ۳۰ درصد از ترکیب جمعیتی مدیران آن نهاد را زنان تشکیل داده باشند.

تصمیم اخیر شهردار مشهد درباره انتصاب مریم عرب احمدی به سرپرستی شهرداری منطقه‌۱۱ و دستور شهردار مبنی بر واگذاری ۱۰ تا ۳۰ درصد از مناصب شهرداری به بانوان، شروع حرکتی است برای تغییری بزرگ در مدیریت شهری مشهد.

 

برچسب ها: شهربانو
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
سرخط خبرها

{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}