کد خبر: ۱۱۲۱۰
تاریخ : ۱۸ آذر ۱۳۹۸ - ۰۷:۰۵
ندا کیان| روز دانشجو علاوه بر بزرگداشت مقام دانشجویان فرصتی است برای پرداختن به مسائل گوناگون مرتبط به این قشر. این مسائل از طریق برنامههای گوناگونی میتواند موردتوجه قرار گیرد مانند برگزاری محفل شعر طنز دانشجویی «آزادراه» که ظهر روز گذشته در سالن اجتماعات مجتمع فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد رخ داد. مجتبی ابوالقاسمی، دبیر این محفل، درباره هدف و روند شکلگیری آن به شهرآرا گفت: برای همافزایی با دانشگاه و دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی و شاعران خراسانی و تعامل با دانشگاه به منظور کاستن فاصله میان این نهاد و شاعران، به اتفاق استادان برجسته دانشگاهی انجمنی ادبی تأسیس کردهایم. برگزاری همایشهای ادبی با شاعران مطرح خراسانی از جمله فعالیتهای این انجمن است که مسئولیت آن را معاونت دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد برعهده گرفته است. محفل «آزادراه» یکی از همین برنامههای یادشده است. این محفل با محوریت شعرخوانی شاعران طنزپرداز، مهمانهای ویژهای هم داشت. یکی از این مهمانان قاسم رفیعا بود که سرودهای با این آغاز خواند: هست بالا کلاس دانشجو/ جمع هوش و حواس دانشجو/ میشود برگزار هرساله/ یک مراسم به پاس دانشجو.
در حاشیه برنامه، گفتوگوی کوتاهی با فیض داشتیم که طی آن، او از ماهیت شعر طنز و لزوم حضور فعال دانشجویان در این عرصه گفت: به طور کلی، طنز با موضوع اعتراض و نقد گره میخورد. اساس طنز نقد است؛ یعنی وقتی نقد و اعتراض به شوخطبعی وارد میشود، آن را به طنز تبدیل میکند. با توجه به اینکه دانشجویان خواستههایی دارند و قشر فرهیخته جامعه محسوب میشوند، فضای دانشگاه محیط مناسبی برای گسترش طنز است. او ادامه داد: جامعه از دانشجو انتظار دارد حرفهایی که عامه مردم نمیتوانند بزنند از زبان این قشر شنیده شود. دانشجو میتواند در رشتههای مختلف از طنز استفاده کند و معضلات فردی و اجتماعی را تذکر دهد و درباره آنها صحبت کند. ولی لحن او باید کاملا مشابه لحن یک دوست باشد. دوستی که نگران است و میخواهد اصلاح به وجود آورد.
این شاعر طنزپرداز تصریح کرد: در طنز، به گفته حافظ، باید بوی بهبود شنیده شود. اگر اینطور نباشد، مثل شعار دادن در خیابان، اعتراضی بیجاست. طنزپرداز شعار نمیدهد. او زشتیها را بزرگتر نشان میدهد. ناصر فیض یادآور شد که طنزپرداز باید مرز توهین و انتقاد را با ظرافت و هوشمندی متوجه شود.
او گفت: فرق طنزپرداز با فردی که به طور معمولی انتقاد میکند در همین است که هوشمندانه اعتراض خود را بیان میکند. طنزپرداز ابزاری در اختیار دارد که ادبیات به او داده است. به گفته سراینده کتاب «فیضبوک»، شوخطبعی در دورههای مختلف نمایندگانی دارد، افرادی که او از آنها چنین یاد کرد: مثلا در قرن هشتم، عبید زاکانی، در قرنهای قبل، انوری و حتی مولانا نگاهی منتقدانه به خیلی مسائل داشتهاند. مثنوی مولانا مملو از حکایتهای نقدآمیز به رفتارهای فردی و اجتماعی و دغدغههای جدی بشری است. بزرگترین این طنزپردازان نیز حافظ است. در روزگاری که نفاق و ریاکاری رایج بود و مشتری داشت، حافظ نفسِ نفاق را زیر سؤال میبرد. او کمتر به ریاکار میپردازد، و کارش با ریاکاری است. وظیفه طنزپرداز، به اعتقاد فیض، این است که همیشه نگران دغدغههای بزرگ بشری باشد. او طنزپرداز را کسی میداند که در طرف خیر ایستاده و نگران این است که شر، جامعه را خراب کند: حالا این شر را میتوان در بعد سیاسی و اقتصادی و رفتارهای جامعه و ... تعریف کرد. طنزپرداز میتواند این مسائل را ببیند و با ظرافت بیان کند. بیتردید، اگر این امر با ظرافت انجام شود، بیتأثیر نخواهد بود. محفل شعر طنز دانشجویی «آزادراه» با تقدیر از برخی طنزپردازان دانشجو به پایان رسید.