بیابانی پُر از قنات / روایت خانیکوف از جاده قدیم قوچان
کاملان - برخلاف امروز که اتوبان باغچه و جاده مشهد- نیشابور پرترددترین مسیر ورودی شهر مشهد است، قریب به صد سال پیش و حتی قبل‌تر از آن خیلی از مسافران ترجیح می‌دادند به جای طی طریق در بیابان‌های بی‌آب و علف و پُر از راهزن سمنان و شاهرود و سبزوار، از مسیر بجنورد و قوچان به مشهد سفر کنند که گویا هم خوش آب و هواتر بود و هم امنیتش تضمین شده‌تر. ادوارد ادنوان در سفرنامه‌اش به مشهد می‌نویسد: «راه قوچان به مشهد از هر جهت آباد است. چون آذوقه و کلیه وسایل زندگی در دسترس است.» همین مسیر خوش آب و هوا و امن در نزدیکی‌های مشهد، یعنی درست همین جایی که به عنوان خیابان توس یا جاده قدیم قوچان می‌شناسیم و امروز قسمتی از شهر مشهد است و در طول این سال‌ها آباد شده، به بیابانی بی‌آب و علف و سوزان تبدیل می‌شده که اثری از هیچ موجود زنده و حتی گیاه در آن پیدا نمی‌شده است. شاهد مثال این ماجرا هم سفرنامه‌هایی است که از آن دوران باقی مانده است. نیکولای خانیکوف، جغرافی‌دان شهیر روس، یکی از همان‌هایی است که به تفصیل درباره این مسیر بی‌آب و علف و بیابانی صحبت کرده است.
خانیکوف آن‌طور که در سفرنامه‌اش نوشته است، چند روزی در جاغرق اتراق می‌کند و پس از آن راهی مشهد می‌شود. آن هم از جاده قدیم قوچان. او می‌نویسد: «همین که دره رودی که به جاغرق می‌آید تمام می‌شود، وارد بیابانی می‌شویم که زمین خشک و رسی آن بر اثر حرارت و خشکی هوا قاچ قاچ شده است. از نظر گیاهی هم جز چند نمونه نادر چیز دیگری به چشم نمی‌خورد. همان‌هایی هم که باقی‌مانده بر اثر حرارت آفتاب سوخته است. در این منطقه هیچ نشانه‌ای دال بر وجود زمین‌های حاصل‌خیز به چشم نمی‌خورد. راهِ سربالایی دشواری ما را به آخرین گردنه‌ای می‌رساند که از آن به سوی مشهد سرازیر می‌شویم.»
خانیکوف زمانی که به ۷ کیلومتری شهر مشهد می‌رسد، جایی در حوالی میدان معراج کنونی، با استقبال گرم سلطان مرادمیرزا، عموی ناصرالدین شاه قاجار و حاکم خراسان و نمایندگان دولتی ایران روبه‌رو می‌شود و آن‌طور که خودش می‌گوید خستگی این مسیر با چنین استقبالی از تنش بیرون رفته است.
ناصرالدین شاه قاجار هم که دستی بر آتش سفرنامه نویسی داشته، در سفر دومش تصمیم می‌گیرد از مسیر قوچان به مشهد بیاید و در نزدیکی‌های شهر، درست زمانی که وارد جاده قدیم قوچان امروزی می‌شود گرفتار باد‌های بیابانی این مسیر می‌شود: «امروز باید وارد مشهد شویم. صبح زود که از خواب برخاستم، باد سختی شروع به آمدن کرد که اغلب نخجیر‌ها را شکست. سوار کالسکه شده، راندیم، زمین خاک خشک و نرم بود و باد شدید هم از عقب می‌آمد. طوری گرد به هوا برخاسته بود که چشم چشم را نمی‌دید. از جایی که راندیم فکر می‌کنم دهات زیادی در راه بود، اما به واسطه گرد و خاک دیده نمی‌شد.»
رکن الدوله که آن زمان گویا حاکم مشهد بوده، با خدم و حشم و عده‌ای از مردم شهر، برای مشایعت ناصرالدین شاه قاجار به ۷ کیلومتری شهر و میدان معراج می‌آیند تا شاه را با سلام و صلوات به دروازه مشهد برسانند.
اما این مسیر جدای از بی‌آب و علف بودنش یک ویژگی مهم دیگر هم داشته که البته امروز هیچ اثری از آن دیده نمی‌شود. سرتاسر جاده قدیم قوچان تا دروازه مشهد پُر از قنات‌هایی بوده که آب شهر و زمین‌های کشاورزی مجاور آن را تأمین می‌کرده است. قنات‌ها برای هانری رنه دالمانی فرانسوی این‌قدر عجیب هست که در کتاب از خراسان تا بختیاری می‌گوید: «در فلاتی که به سمت شهر می‌رویم، چاه‌های عمیق زیرزمینی را مشاهده می‌کنیم که با دست کنده‌اند تا آب را از مجاری زیرزمینی به سمت شهر ببرند. زائران در این مسیر با احتیاط قدم برمی‌دارند که در یکی از این چاه‌ها نیفتند در بلوچستان و افغانستان و خراسان به این چاه‌ها کهریز یا کاریز می‌گویند و همه ساله به تعمیر این قنات‌ها می‌پردازند تا آبی برای خوردن و زراعت داشته باشند. تمام این قنوات با فاصله زیاد از دامنه کوه‌ها شروع می‌شوند و در نزدیکی شهر به هم می‌پیوندند.»