کد خبر: ۱۲۲۲۳
تاریخ : ۲۷ آذر ۱۳۹۸ - ۰۶:۵۸
رادمنش| دنیا بازار بورس آشفتهای است که در آن پیوسته در حال دیدنِ به عرش رسیدن ارزش یکی و سقوط دیگری هستیم. در این بازار ما داریم خودمان را هلاک میکنیم که ارزشمان در نردبان موقعیت اجتماعی یک پله بالاتر برود و این همیشه در معرض داوری و قضاوت قرار گرفتن و داوطلبانه خود را با سنگ محک دیگران -بهویژه گروه مرجع و همردهها- سنجیدن را هم ظاهرا باید از ویژگیهای گونه انسانی به حساب آوریم. اما این سنجش موقعیتمان رنجی پیوسته نیز برای ما به همراه داشته است. آلن دوباتن، فیلسوف انگلیسی، در کتاب «اضطراب موقعیت» به این موضوع پرداخته است.
او در تعریف مفهومی که نام کتاب را به خود اختصاص داده و ترجمه Status Anxiety است، مینویسد: «نگرانی مهلک که توانایی خراب کردن دورههایی طولانی از زندگی ما را دارد. ترس از خطر شکست در برابر آرمانهایی که جامعهمان وضع کرده است و در نتیجه از دست دادن مقام و منزلت خود. نگرانی از این بابت که نکند در حال حاضر بر روی پله بسیار پایینی از نردبان قرار گرفتهایم یا حتی نزدیک است به پله پایینتری سقوط کنیم.» ۲
دوباتن در این کتاب تیغ جراحی را برداشته است و به واکاوی این زخم روحی و روانی ناشی از مازوخیسم میپردازد. او این مسئله را بررسی میکند که چرا و به چه دلایلی چنین شدهایم و با وجودِ داشتن امکاناتی که نیاکانمان در رؤیاهایشان هم نمیدیدند، باز هم از زندگیمان ناراضی هستیم. چرا کسانی که ثروتشان آنقدر هست که اگر ۷ نسل بعد از آنها هم پاهایشان را روی هم بیندازند و کاری نکنند از کیفیت آبپرتقالشان کم نمیشود، باز هم مشغول گرد آوردن مال هستند؟ این نویسنده فیلسوف به این پاسخ احتمالی میپردازد که گروه یادشده در رقابتی برای به دست آوردن موقعیت و منزلتی بیشتر است و این چیزی است که انتهایی برای آن متصور نمیتوان شد.
این رقابتِ بیخطپایان مخصوص یک قشر و گروه هم نیست. همه ما هرزدوندگان آنیم. «تصویر ما از خود بسیار وابسته به تصویر دیگران از ماست. اگر افراد نادر (سقراط و عیسی مسیح) را کنار بگذاریم، در واقع، ما به نشانههای احترام از سوی جهان تکیه میکنیم تا بفهمیم که میتوانیم خودمان را تحمل کنیم.» نویسنده در جایی دیگر از کتاب ماجرای ما را اینطور لو میدهد: «توجه دیگران برای ما اهمیت دارد، چون ما به شکلی ذاتی به ارزش خود مبتلا هستیم که در نتیجه آن تمایل داریم به ارزیابی دیگران اجازه دهیم نقشی تعیینکننده در چگونگی نگاه ما به خودمان بازی کنند. حس هویت ما زندانی داوری آنهایی است که در میانشان زندگی میکنیم. [..]به نظر میرسد که ما برای تحمل خود، اسیر محبت دیگرانیم.»
دوباتن در این کتاب از فیلسوفان، روانشناسان، نویسندگان و هنرمندان یاری میگیرد تا ریشه این اضطراب را بررسی کند. او همچنین گشتی در تاریخ عقاید و اقتصاد و سیر تحول جامعه میزند و میگوید: «فواید تمدن دوهزارساله غربی به اندازه کافی آشناست: افزایشی فوقالعاده در ثروت، ذخیره غذا، در دسترس داشتن کالاهای مصرفی، امنیت جسمی، امید به زندگی و موقعیت اقتصادی. چیزی که شاید کمتر به چشم بیاید و مبهمتر باشد، این است که این پیشرفتهای چشمگیر مادی همزمان شده است با [..]افزایش سطح اضطراب موقعیت در بین شهروندان عادی غربی، یعنی افزایش سطح نگرانی درباره اهمیت، دستاورد و درآمد.»
البته نمیشد دنیا را به شکل امروزیاش متصور شد، اگر این چشموهمچشمیها و تلاش برای رشد و ارتقای موقعیت نبود. پس چنین ویژگیهایی بیفایده هم نیست: «عطش رسیدن به موقعیت، مانند دیگر تمایلات، فوایدی هم دارد: به ما مهمیز میزند که حق استعدادهایمان را ادا کنیم، برتری را تشویق میکند، راه را در انجام کارهای بیقاعده و زیانآور میبندد و اعضای یک جامعه را حول نظام ارزشی واحدی نگه میدارد. اما مانند دیگر تمایلات حجم زیاد آن میتواند کشنده باشد.»
۱- این اثر تاکنون با ترجمههای مختلف و نامهایی مانند «اضطراب موقعیت»، «اضطراب وضعیت» و «اضطراب منزلت» در ایران منتشر شده است.
۲- جملات این متن از کتاب «اضطراب موقعیت»، ترجمه سید حسن رضوی، نشر میلکان، است.