کد خبر: ۱۲۲۴۷
تاریخ : ۲۷ آذر ۱۳۹۸ - ۰۷:۵۴
نجمه موسوی کاهانی - بازنشستگی دورهای از زندگی است که خیلی از افراد آن را بهانهای میدانند برای ضعف و بیحالی. سالهایی طولانی که با فاصلهگرفتن از کار و بیانگیزهبودن برای تفریح و ایجاد سرگرمی، فرد احساس ناکارآمدبودن داشته و به دنبال آن انواع بیماریها بهسراغش میآید که هم فرد سالمند را درگیر مشکلات فراوان کرده و هم اطرافیان را خسته و کلافه میکند. در مقابل گاهی اوقات میشنویم که سالمندان چطور اوقات خود را با یک کار یا سرگرمی خاص میگذرانند و سالهای پسابازنشستگی را تبدیل به روزهای شیرینتری میکنند.
خلاقیت در بازنشستگی
شکرا... کاملنواب از اهالی محله صابر است که با یک خلاقیت جالب، هم فضای زندگی خود را زیباتر کرده و هم طعم زندگی را به دهان خود و خانوادهاش شیرین کرده است. یک شیرینی با طعم موز خانگی. شاید باورش کمی دشوار باشد، ولی آقای نواب در سرمای هوای مشهد درخت موز پرورش داده و پاسیوی خانه خود را به باغچهای از جنس جنوب تبدیل کرده است.
سوغات بندر را با خود به مشهد آوردم
آقای نواب، بازنشسته گمرک بندرعباس، درباره خود اینطور صحبت را آغاز میکند: اصالتا اهل یزد هستم. ما یزدیها خونگرم و مهماننوازیم. هر کس اهل مهماننوازی باشد دوست دارد خانهاش زیبا باشد و طراوت و تازگی را به مهمان خود هدیه دهد. سالها در گمرک بندرعباس مسئول ترخیص بیمه بودم و آنجا زندگی میکردم. از دو سال قبل که بازنشسته شدم به مشهد آمدم. البته در سال ۷۵ در همین محله صابر خانهای را خریده بودم، ولی در بندرعباس زندگی میکردم. این درخت موز را هم از بندرعباس به مشهد آوردم. یکی از دوستانم وقتی که درخت بچه کوچکی بود، آن را تعارفی به من داد. اکنون که بازنشسته هستم فقط به همین گیاهان میرسم. به همین درخت و گل و گیاه دلم را خوش کردهام.
زندگی به شیرینی موز
نواب از طعم شیرین موزهایی که خودش پرورش داده است میگوید. از لذت خوردن میوهای که نوهاش، سیدعلی، برای آن بیتابی میکند. او اینطور ادامه میدهد: من دو دختر دارم که هر دو ازدواج کردهاند و یک نوه دارم به نام سیدعلی. سالهای جوانی را برای رضای خدا به جنگ رفتم. با وجود جانبازی سالیان سال در گمرک خدمت کردم. حالا بعد از بازنشستگی تمام عشق من پرورش گل و گیاه است. اما چون خانه کوچکی دارم گلخانهای در پاسیوی خانه درست کردهام که گلها و گیاهان خاصی در آن پرورش میدهم. از همین درخت موز که نیاز به جای گرم و بزرگی دارد و آب فراوان هم احتیاج دارد در پاسیوی خانه نگهداری میکنم. امسال بیشتر از ۳۰ موز داده و هنوز حدود ۵۰۰ موز دیگر در حال رسیدن دارد. میوههای این درخت خیلی شیرین است و طعمش به جان مینشیند.
به فکر تکثیر درخت هستم
او به درختچههای کوچک کنار پاسیو اشاره میکند و میگوید: اینها بچههای موز هستند که باید جای بزرگ و گرم رشد کنند. همین بچههای موز را اگر بخواهی از بندر بیاوری، باید حدود یک میلیون تومان هزینه کنی. ما هوای اتاق را مناسب درخت موز کردهایم تا رشد خوبی داشته باشد و بتوانیم آن را تکثیر کنیم. هوای مشهد سرد است و درخت موز از بین میرود، ولی ما خانه را طوری گرم کردهایم که این درخت جان بگیرد. موز هم مثل آدم است و احساس دارد. باید آب زیادی به او بدهی و هوای احساساتش را داشته باشی. مثلا وقتی میخواهد میوه بدهد اگر به او دست بزنی قهر میکند و میوه نمیدهد. البته درخت میوه بهاصطلاح باید به دست صاحبش بیفتد.
او در حالیکه بهسراغ گلدانهای اطراف پاسیو میرود و به آرامی آنها را نوازش میکند ادامه میدهد: به گل و گیاه خیلی علاقه دارم. گل نیاز به محبت دارد. همین فیلتوس من نیممتر بوده و الان بسیار بزرگ شده است. در این سن و سال دنیای من با همین گیاهان که در خانه دارم زیبا شده است.