مردم؛ معجزه از فجر تا انتخابات
مردم؛ ۴ حرف است این کلمه، اما یک جهان معنا دارد. هر حرفش بسان اقیانوس کبیر است؛ کریم، بخشنده، سخی، طهارت‌بخش. یک دنیا معنا دارد در خویش به تعداد هر یک از آحاد خویش. چنین است که، چون پای کار می‌آیند، تاریخ نه ورقی تازه، که کتابی نو را شروع می‌کند در شرح نقش آنان. ما خود خواننده کتابی هستیم که یک روز را بسان معجزه‌ای الهی رقم زد. مردم وقتی آمدند، طلوعِ فجر رقم خورد. پیروزی معنا یافت و خمینی (ره)، نگین انگشتری شد که از مردم شکل یافته بود. او را امام یافتند مردم و مفهوم تاریخی امت دگرباره به کلیدواژه‌ای کاربردی تبدیل شد در دایره واژگانی مردم و در دایرةالمعارف سیاسی نیز. در این تعریف، اما هم امام بسته به مردم بود و هم امت، بسته و دلبسته او. این رابطه هم چنان فراگیر و تمام‌ساحتی بود که هیچ قدرتی نمی‌توانست میانشان فاصله اندازد و اراده‌شان را بفرساید. این ۲ مفهوم با هم تعریفی تام در عرصه عمل می‌یافتند و ترجمه‌ای امروزی از همان «لَولا حُضُورُ الحاضِرِ و قِیامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ الناصِرِ» شد؛ همان که در کنار «و ما أخَذَ الله عَلَى العُلَماءِ أن لایُقارُّوا على کِظّةِ ظالِمٍ و لا سَغَبِ مَظلومٍ» فلسفه زمامداری مولا علی (ع) را تشکیل می‌داد. باری، مردم آمدند پای کار و انقلاب پیروز شد. نظام کهنه برانداختند و نظامی نو درانداختند و از آن روز تا امروز این حضورِ همیشه حاضرِ مردم بوده است در کنار رهبر که انقلاب را زنده و پویا نگه داشته است. همین باور متقابل بوده است که تنگه‌های هولناک را امن و سخت‌راه حادثه را هموار کرده و نظام را به سلامت عبور داده است. فکر می‌کنم با همین قاعده هم باید روز‌های آینده را مهندسی کنیم و این یعنی بسترسازی برای حضور حداکثری مردم در همه موقف‌های انقلاب به‌ویژه انتخابات، حضوری چنین نه فقط ضروری، که حیاتی است. وقتی مردم به میدان آیند، میان‌دار هم همان تفکری خواهد بود که مردم بدان باور دارند. آنان که باشند، قطعا دشمن نخواهد توانست آرزو‌های خود را اتودی پررنگ بزند، چه رسد به نقشه کشیدن و نقش زدن در دل اجتماع. بیگانه در جایی می‌تواند بساط خود را پهن کند که به هر دلیل، از تراکم حضور مردم کاسته شود. آن هنگام از این منفذ‌ها شاهراه می‌سازد برای خود. پس برای اینکه راه ندهیم به او، باید راه را برای همدیگر باز کنیم. برای اینکه نتواند در زمین ما بنشیند، باید ضمیر مردمان را با نقش‌آفرینی ممتاز در عرصه عمل، از خطرات آگاه کرد. برای این هم باید در همه سرفصل‌ها به‌ویژه انتخابات پیش رو، اعتماد مردم را برای آمدن پای صندوق‌ها ارتقا داد. این هم -به قاعده- نیازمند وجود سلایق و افکار متفاوت است که در جامعه طرف‌داران خود را دارد. نمی‌شود فهرستی بلندبالا از ژنرال‌های یک جریان نوشت و برای سربازان جناح دیگر جا نگذاشت و فراخوان عام داد برای رأی دادن. این عمومیت فراخوان را برای زمانی باید اعلام کرد که گستره انتخاب به اندازه همه سلیقه‌های داخل نظام تعریف شود. یعنی همه صاحب‌رأی‌ها، افراد متناسب با رأی و نظر خویش را در فهرست داشته باشند برای رأی دادن. این به نفع کشور و انقلاب است. به دیگر عبارت، هرجا مردم آمدند، کار بسامان شد. ضریب خطا کاهش، امنیت و جایگاه ایران افزایش یافت و پیروزی‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی محقق شد؛ چه میان مردم و انقلاب و رهبر انقلاب عهدی روشن و پیمانی وثیق و پیروزی‌آفرین است. پس نترسد کسی از حضور مردم که معجزه را اینان رقم می‌زنند. تا می‌شود باید زمینه حضور مردم را فراهم آورد. چنین باد ان‌شاءا...