مدتی پیش این خبر منتشر شد که ایالاتمتحده قصد تحریم وزیر امور خارجه ایران را دارد. معنای این اقدام، انسداد کامل هرگونه مذاکره احتمالی بود. ایالاتمتحده این کار را نکرد، در عوض محدودیتهای فراوانی را برای وی و دیگر اعضای دیپلماتیک ایران در سازمان ملل فراهم کرد که نشاندهنده سوءاستفاده ایالاتمتحده از وجود مقر سازمان ملل متحد در آن کشور است. این اقدامات رنگ و بوی رسانهای و نیز نوعی مقابلهجویی به خود گرفت؛ بهطوریکه وزیر امور خارجه ایالاتمتحده اعلام کرد: «اگر پیشنهاد حضور در تلویزیون ایران داده شود، آن را خواهم پذیرفت؛ چراکه ظریف نیز چنین فرصتی داشته است». استدلال پمپئو دقیق نیست ولی از جهت پذیرش در فضای عمومی برای او نکته مثبتی محسوب میشود و نظام رسانهای رسمی ایران را در موقعیت ضعف قرار میدهد.
بیایید فرض کنیم که وی چنین پیشنهادی را هم نمیکرد؛ آیا نباید خودمان چنین اقدامی را انجام میدادیم؟ چرا تاکنون صداوسیما و تا حدی سایر رسانهها چنین درخواستی از وی یا حتی ترامپ و نیز مقامات قبلی آمریکا طرح نکردهاند؟ مگر مشکل چیست که نشود یک گفتوگوی معمولی و چالشی را با آنان انجام داد؟ شاید در گذشته از دسترسی مردم به مطالب دیگران میتوانستند جلوگیری کنند. اکنون که ترامپ و پمپئو و هرکس دیگر هرگاه توئیت یا اظهارنظری میکند، پیش از آنکه به دست مسئولان کشور برسد، در شبکههای اجتماعی و حتی بهصورت برخط و زنده به دست مردم میرسد. پس چرا نباید صداوسیما یک گفتوگوی چالشی و جالب را با هرکس، ازجمله پمپئو، به انجام برساند؟ اتفاقا استدلالهای ایران علیه سیاستهای ایالاتمتحده خیلی روشن و قابل فهم است. پس چرا به چنین گفتوگوهایی اقدام نمیشود؟
2 پاسخ احتمالی وجود دارد؛ اول اینکه رسانههای ایرانی و بهطور مشخص صداوسیما، اعتمادبهنفس لازم را ندارد و اصولا شخصی را که به انجام یک گفتوگوی چالشی و قوی توانا باشد، تربیت نکرده یا به کار نگرفته است. پاسخ دوم به سیاستهای دیگر این رسانه مربوط میشود. چگونه ممکن است که با مسئولان خارجی و حتی دشمن کشور بشود گفتوگو کرد، ولی در داخل راه گفتوگو را بهکلی بست؟ اینیک بام و دو هوا را نمیتوان توجیه کرد.
درهرحال پیشنهاد میشود که رسانه رسمی ایران وارد این گفتوگو شود. خروج آمریکا از برجام هیچ ربط حقوقی به سیاستهای ایران ندارد. این مسئله ناشی از تغییر سیاست آمریکا و نادیده گرفتن تعهدات دولتهای قبلی از سوی دولت کنونی است. هزینه این مسئله را نباید سایر کشورها ازجمله ایران بپردازند.
به سیاستهای منطقهای آمریکا در یمن، فلسطین و سوریه نیز نقد جدی وارد است. بنابراین از دست دادن این فرصت، مفهومی جز بیاعتباری نظام رسانهای رسمی کشور ندارد؛ رسانهای که شهامت گفتوگو با سیاستمدار ضعیفی چون پمپئو و در موضوعی مثل هستهای که نقطه قوت ایران است را ندارد، بهتر است در فکر قدرتنمایی گاندویی نباشد.