حانیه نصیری | آرتور شوپنهاور ِشکاک، فیلسوف آلمانی و پرنفوذ تاریخ است که نهتنها بر فیلسوفان بلکه بر دیگر اندیشمندان و نویسندگان پس از خودش تأثیر بسیاری گذاشته است. تأثیری که از فروید و نیچه تا پروست و تروتسکی را شامل میشود. او در 72 سال زندگیاش آثار گوناگونی از جمله «هنر رنجاندن» را نگاشته است که در آنها مهمترین ویژگی زبان شوپنهاور یعنی رکگویی و صراحت او در داوریهایش آشکار است.
او در آثارش حتی از توهین و ناسزاگویی ابایی ندارد. علی عبداللهی، مترجم کتاب «هنر رنجاندن»، مینویسد که بهتر بود کتاب را «دانشنامه ناسزاها و پرخاشگریهای شوپنهاور» یا «زرادخانه طعنها» مینامید و فرانکو وولپی -که در این اثر و چند کتاب دیگر گردآوری ویژهای از نوشتههای شوپنهاور ارائه کرده است- او را «استاد هنر ناسزاگویی و رنجاندن» میداند. وولپی این کتاب را مکملی ایدهآل برای کتابچه «هنر همیشه برحق بودن» معرفی میکند که شامل ترفندهایی ماهرانه برای فائق آمدن بر حریف و گفتوگوهای جدلی و اثری است که شوپنهاور برای استفاده شخصی خود تدوین کرده بود. اما بیشتر حرمتشکنیهای شوپنهاور متوجه فیشته، کانت و هگل است: «هگل، فاسدکننده جوانان یا شارلاتانِ بیروح فرهنگ و یاوهگویی بیبدیل». انتقاد شوپنهاور از نقدنویسانِ با نام مستعار به دلیل اینکه نام خود را در پایان مطلب نمینویسند، نمونهای دیگر از صراحت بیپروای اوست: «هیچ مرد روراستی چنین کاری نمیکند؛ این کار کمعقلان و اوباشان است.» طرف پرخاشگریهای شوپنهاور تنها فیلسوفان و منتقدان نیستند، بلکه هیچکس و هیچچیز از موج حملات و پرخاشهای او در امان نیست؛ او با سلاح طعن و طنز و هجو و هزل استادان صاحب کرسی وقت، موضوعات تابوگونهای چون کتاب مقدس و یهودیت و مسیحیت، اخلاق، زنان، نژاد آلمانی، زبان فرانسوی، آکادمی سلطنتی دانمارک و... را مینوازد. «هنر رنجاندن» شاید فهرستبندیای است از تندخوییها و هجمههای او علیه هرچیز و هرکس. رفتار و منشی که به انزوای آقای فیلسوف و از دست دادن موقعیتهایی چون تدریس در دانشگاه انجامید. این کتاب خاص با آن زبان گزنده و نقادیهای رادیکال، پستی و بلندیهای اندیشگی او را در قالب بدوبیراه گفتنهایی گزینگویهوار علیه اشخاص و چیزها و با سیاههبندیای الفبایی به نمایش میگذارد.
یکی از دلایل توجه شوپنهاور به مسئله رنجاندن، زن همسایهاش بود، خیاطی به نام کارولینه مارکوئت، زنی که علیه او در دادگاه اقامه دعوا کرد و شوپنهاور به خاطر «آزاررسانی از طریق اعمال آشکار» محکوم شد ماهیانه مبلغی مشخص به آن زن بپردازد. گویا این شخص با دوستانش در برابر خانه او میایستادهاند و با حرافی مزاحم کار فکری عمیق فیلسوف میشدهاند. در این ماجرا شوپنهاور دست به اقدام فیزیکی میزند و همسایهاش را از بالای پلهها پایین میاندازد و مجروحش میکند.
شوپنهاور شاید عجیبترین فیلسوفی باشد که پا به عرصه فلسفه نهاده است. مخاطبش حتی زمانی که با او مخالف است نمیتواند نبوغ او را انکار کند. همچنین از سختیهایی که در زندگیاش دیده است نباید غافل شد؛ از خودکشی پدر تاجرش، هاینریش شوپنهاور، که برای او ثروت زیادی گذاشت تا رفتارهای مادرش، یوهانا، که هیچگاه او را حمایت نکرد و حتی از دیدار او اجتناب میکرد و با او مخالفت میورزید. آرتور مادرش را بیمحبت و خودپرست میدانست اما بیتردید مادرش کسی بود که آرتور را از بردگی آزاد کرد و او را در مسیر فلسفه قرار داد. او همواره تنها بود و حتی در هنگام خوردن غذا پول بیشتری میپرداخت تا کسی در کنارش ننشیند، و هیچگاه ازدواج هم نکرد.
زندگی شوپنهاور مانند آثارش پر از رنج و تلخی ولی جالبتوجه است و حتی توجه روانشناسانی همچون اروین دیوید یالوم را -چنانکه در کتاب «درمان شوپنهاور» نمود یافته- برانگیخته است. اثرات این زندگی و روحیات در نوشتههای شوپنهاور از جمله کتاب «هنر رنجاندن» دیده میشود. از دیگر آثار این فیلسوف بدبین، میتوان به «متعلقات و ملحقات»، «ریشه چهارگان اصل دلیل کافی»، «جهان و تأملات فیلسوف»، «جهان همچون اراده و تصور» و جز اینها اشاره کرد.
«هنر رنجاندن» را نشر مرکز در 118 صفحه به چاپ رسانیده است.