هویت فراموش‌شده مشهد

محبوبه عظیم زاده| یکی از مسائلی که فقدان آن همیشه در حوزه گردشگری شهر مشهد حس شده است، نبود یک شبکه جامع و کامل گردشگری است که بتواند نقطه اتکای خوبی باشد برای آشنایی زائران و مسافران با کلیت شهر و مکان های جذاب و دیدنی آن. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که طی سفر و در بدو ورود به شهرها و کشورهای دیگر، نقشه هایی در اختیارتان قرار بدهند که با کمک آن بتوان ریز اطلاعات مکان های دیدنی، جاذبه های گردشگری، مسیرهای مناسب پیاده روی، کوه پیمایی، دوچرخه سواری و به طور کلی یک مجموعه تمام عیار از وضعیت مقصد مورد نظر را در یک نگاه زیرنظر گرفت. مشهد درکنار ظرفیت عظیم  زیارتی خود که به گفته علی اصغر مونسان، رئیس سازمان صنایع دستی و گردشگری کشور، ابعاد سیاحتی هم به آن اضافه شده است، به شدت نیازمند این شبکه منسجم گردشگری است. این مسئله و چیستی و چرایی آن باعث شد تا ترتیب شکل گیری میزگردی را با حضور نهادهای مرتبط با این ماجرا بدهیم، شاید این اولین قدم در راه شکل گیری شبکه گردشگری مشهد باشد. مجید فرقانی، دبیر انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی استان، حمیده روح بخش، رئیس انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان، مهدی سالاری منش، رئیس اداره زیارت و گردشگری مدیریت گردشگری و امور زائرین شهرداری مشهد، دکتر مهدی معینی، مشاور شهردار در امور شهر انسان محور و دکتر حمید مسعودی جامعه شناس و عضو پژوهشی پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی از جمله میهمانان حاضر در این میزگرد بودند. یوسف بیدخوری، معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان و امیر سزاوار، رئیس جامعه هتل داران استان نیز از جمله غایبان این نشست بودند که با وجود دعوت قبلی، حضور آنان در میزگرد میسر نشد.

 

اگر اجازه بدهید همین ابتدای کار مستقیم برویم سر اصل مطلب. چرا شهر مشهد برخلاف اینکه یک شهر زائرپذیر است، تا کنون نتوانسته در زمینه تورهای مشهدگردی خوب عمل کند؟ چنانکه هیچ بسته توری در هیچ کدام از مبادی ورودی در اختیار مسافر قرار نمی گیرد. به همین دلیل پس از زیارت حرم مطهر رضوی، گردش مسافران در شهر تنها به چند مکان شناخته شده همچون آرامگاه فردوسی، طرقبه و شاندیز و نهایتا بوستان کوهسنگی محدود می شود. مجید فرقانی آغازکننده بحث است .
مهم ترین و بزرگ ترین مشکلی که در این باره وجود دارد این است که ما یک شبکه منسجم گردشگری در مشهد نداریم. هر نهاد برای خودش تصمیم گیری و بعد به آن عمل می کند. چه شهرداری، چه سازمان ورزش و جوانان و چه آن دسته از تورهایی که دارند به صورت غیرمجاز، بدون مانع، با خیال راحت و به طور مستمر فعالیت می کنند. در این میان حتی هتل ها خودشان بدون دخالت راهنمایان گردشگری و آژانس های مسافرتی بسته تور تعریف و رانندگان تاکسی هم آن را اجرا می کنند. همین که هیچ چیز و هیچ کس سر جای خودش نیست به سیستم گردشگری ما آسیب جدی وارد کرده است. هرکس به فکر خودش و منافعی است که می تواند کسب کند. برای اثبات این قضیه هم لازم نیست راه دوری برویم. می توانید رجوع کنید به اتفاقی که اخیرا رخ داد و طی آن یکی از تورهای غیرمجاز که مقصدش نیشابور بود در بخشی از مسیر مسافرهایش را با وانت جابه جا می کند، چپ می شود و 24 مصدوم و یک کشته به جا می گذارد. دود این بی سر و سامانی به چشم سیستم گردشگری شهر ما می رود و مردم به آن بی اعتماد می شوند.


راه حل چیست؟
برای اینکه این ناهماهنگی و نابسامانی مدیریت شود یک نهاد مرجع لازم است؛ نهادی که تمام نهادهای زیرمجموعه تحت قوانین و چهارچوب های آن حرکت کنند. به ظاهر سازمان میراث فرهنگی متولی این امر است اما متأسفانه این اتفاق محقق نمی شود، به دلایل مختلف، از جمله قدرت کم این سازمان و ارتباطاتش با سایر ارگان ها و حتی نهادهای خصوصی مثل هتل داران که موجب می شود جلوی اجرای تورهای غیرمجاز در هتل ها گرفته نشود. همچنین این سازمان باید از ساخت هتل توسط وزارت بهداشت، آموزش و پرورش و سایر نهادها نیز جلوگیری کند. کار این نهادها فعالیت در حوزه گردشگری نیست، آن ها باید تسهیل گر باشند اما متأسفانه به عنوان یک مرجع و متولی اصلی وارد میدان می شوند. متأسفانه این اتفاقات رخ می دهد و ما هنوز یک سند و برنامه جامع عملیاتی در این زمینه نداریم.


صحبت های فرقانی مبنی بر نبود برنامه در شهر مارا به این سوال می رساند که آیا اساسا تحقیق جامعی درباره شبکه گردشگری مشهد انجام شده است، این سوال را حمید مسعودی پاسخ می دهد.
من هم با نظر دوستان موافقم. وقتی گردشگری با مقولات دیگری ترکیب می شود از حوزه اصلی خودش خارج می شود. تحقیقات نشان داده که بیشتر زائران و مسافرانی که عازم مشهد هستند، به جز بحث همیشگی زیارت، از گردشگری شهری نیز استقبال می کنند اما نه در قالب تور، بلکه تلاش کرده اند تا به شیوه غیررسمی از مکان های جذاب گردشگری استفاده کنند. مسئله ای که در این میان وجود دارد همان نکته ای است که بیان شد؛ فعلا برنامه مشخصی برای سروسامان دادن به وضعیت گردشگری نداریم و کسی تا به حال به این ماجرا ورود پیدا نکرده است. سازمان میراث فرهنگی، استانداری و شهرداری تا کنون قدمی جلو نگذاشته اند تا برنامه و چهارچوبی را تنظیم کنند که بشود ابتدا و انتهای یک تور گردشگری شهری را در آن دید. البته تا جایی که من اطلاع دارم تورهای مشهد گردی خیلی صرفه اقتصادی ندارد و شاید یکی از علت هایی که این اتفاق نمی افتد همین بعد اقتصادی و مالی قضیه باشد. نکته دیگری که وجود دارد این است که اکثر نقاط شهری مورد نظر در این تورهای گردشگری، در اختیار شهرداری است و عملا دست خیلی از سازمان هایی که می توانند از این طریق در حوزه گردشگری موثر و ذی نفع باشند از این مقوله کوتاه می شود. برداشت من این است که شهرداری از برپایی این تورهای مشهدگردی اهدافی دارد که شاید اگر جلوتر برویم تضاد منافع پیش بیاید. گردشگری و تمام کارهای جانبی مربوط به آن یک تخصص است. شهرداری یا باید از دخالت در این حوزه بپرهیزد یا اگر قرار است به این حوزه وارد شود، نیروی اهل فن و متخصصش را تربیت کند.


صحبت از دخالت های شهرداری که به میان می آید مهدی سالاری منش پاسخ می دهد و از اعلام آمادگی شهرداری و نبود استقبال از سوی بخش خصوصی سخن می گوید.
رونق اقتصادی شهر مسئله ای است که همیشه مد نظر شهرداری بوده، آن هم به گونه ای که تصدی گری در آن اتفاق نیفتد. اعتقاد ما بر این است که مدیریت شهری و شهرداری می تواند بستر خوبی را برای حضور بخش خصوصی در این زمینه فراهم کند. به بیان دیگر، ما بسترساز یک جریان هستیم که آژانس ها، راهنمایان گردشگری و میراث فرهنگی می توانند به این فضاسازی کمک کنند.
دوستان هر جا می نشینند سخن از این به میان می آورند که شهرداری در امور مربوط به گردشگری دخالت می کند، در صورتی که شهرداری هیچ دخالتی نکرده است. ما بارها و بارها از دوستان و همکاران خود در سازمان های مرتبط خواسته ایم تا به کمک یکدیگر بسته ای را برای گردشگری تهیه کنیم، آن هم به شکلی که شهرداری به عنوان تصدی گری حداقل نقش را داشته باشد اما حداکثر فضا را بتواند در اختیار بخش خصوصی قرار بدهد.
متأســــفانه خــــود دوستان در اتحــــادیه آژانس های مسافرتی اهمیـــــــت زیـــادی به این قضیه
نــمی دهند.


شهرداری برای این بسترسازی که از آن سخن می گویید، تا به حال چه اقداماتی را انجام داده است؟
به عنوان مثال یکی از پروژه های مرتبطی که شهرداری دارد آن را پیگیری می کند خطوط حمل ونقل تخصصی گردشگری است. این خطوط از بافت مرکزی شهر آغاز می شود و می تواند چند هتل را به یکدیگر متصل کند و در ادامه مسیر خود به سمت آرامگاه فردوسی و مناطقی برای طبیعت گردی می رود. هم مسیر مشخص است و هم سرمایه گذار. ما همیشه دغدغه این قبیل فعالیت ها را داشته ایم اما نکته اینجاست که وقتی سراغ برخی از دوستان می رویم آن ها تمایل چندانی برای همکاری از خود نشان نمی دهند.


بحث کمی پیچ و تاب خورده که دکتر معینی وارد می شود و با طرح پرسشی خطاب به سالاری منش از وجود کارگروهی مشخص در حوزه گردشگری برای رسیدگی به برنامه ها می پرسد.
ما درخواست یک کارگروه گردشگری را داشته ایم. به نحوی که از حوزه های مختلفی مثل حمل ونقل، فضای سبز و ... در آن حضور داشته باشند.


این جواب معینی را قانع نمی کند . او توضیح می دهد
منظور با نهادهای خارج از شهرداری است. اکنون یک شورای هماهنگی نیاز است. یک حلقه وصل بین ذی نفعان و ذی نفوذان با افردی که می توانند در این حوزه موثر باشند. الان معاونت زیارت استانداری بیشتر بحث اسکان مسافران و زائران و ارائه این قبیل تسهیلات را در دستور کار خود دارد اما در حوزه گردشگری نهادی را که بتواند اعمال نفوذ و تصمیم گیری کند نداریم. شهرداری مشهد باید محوریت این کار را قبول، جلسات هم اندیشی برگزار کند و با گروه های متخصص و مرتبط خود و بخش خصوصی برای بسترسازی در این زمینه اقدامات لازم را انجام بدهد.


سالاری منش در پاسخ به این درخواست معینی از رایزنی های شهرداری برای ایجاد یک کارگروه می گوید
انجام این کار نیز سه ماهی می شود که مد نظرمان است. مذاکراتی داشتیم برای داشتن یک اتاق تعاملات گردشگری به گونه ای که نهادهایی مثل آستان قدس، میراث فرهنگی، اداره ارشاد و ... در آن حضور داشته باشند. شهرداری همیشه این آمادگی را دارد که برای انواع و اقسام تورهای مشهدگردی، حالا چه در حوزه طبیعت گردی و چه در سایر حوزه ها شرایط لازم را فراهم کند. اکنون در سطح شهر مشهد 27 پایگاه داریم که 25 تای آن فعال است و خدمات مقدماتی از این قبیل را به مردم می دهد. به عنوان مثال در نوروز تورهایی را به مقاصد مختلفی مثل کلات، چالیدره و ... برگزار کردیم.


حمیده روحبخش که از جمله افراد مجری طرح های مشهد گردی است و بیشتر ین ارتباط را با گردشگران دارد صحبت را دست می گیرد و از کارشناسی شده نبودن هزینه تورهای مشهد گردی می گوید.
تجـــــربه می گوید که تـــــورهای مشهدگردی که در این مدت اخیر برپا شده اند چندان موفق نبوده اند و باید این مسئله از سوی کارشناسان ریشه یابی شود.یکی از علت های نبود موفقیت این است که متولیان ما خودشان شهر مشهد را به درستی نمی شناسند و آژانس های ما بیشتر از اینکه تمرکزشان روی تورهای داخلی باشد، روی تورهای خارج از استان و خارج از ایران است. مسئله دیگری که وجود دارد در نظر نگرفتن جنس مسافران است. آژانس ها باید بسته به نوع مسافری که دارند پکیج قیمت خود را ببندند. یکی از دلایلی که تورهای نوروز چندان موفقیت آمیز نبود توجه نکردن به این مسئله بود. مثلا تور آرامگاه فردوسی در اوایل نوروز با قیمت 50 هزار تومان عرضه می شد که به دلیل نبود استقبال در پایان نوروز قیمت ها به 29 و سپس 17 هزار تومان کاهش یافت.


پیشنهاد شما به عنوان کسی که سال ها در زمینه راهنمای گردشگر فعالیت داشته است چیست؟ باید چه کرد که این نتایج دیگر تکرار نشود؟
یک حرکت مؤثر این است که هزینه تورها را پایین بیاوریم. یعنی دوستان شهرداری و استانداری به فکر این باشند که این کاهش قیمت را عملا نشان بدهند. سال های گذشته استقبال خیلی زیادی از تورهای شهرداری می شد. چون در ابتدا رایگان بود و بعد از آن هم قیمت کمی داشت. قیمت زیاد تورها باعث می شود تا استقبالی که باید، از آن ها صورت نگیرد. علاوه بر این، اگر اطلاع رسانی بهتری هم صورت بگیرد قطعا نتایج بهتری رقم خواهد خورد. به نظرم تمام دستگاه های تبلیغاتی باید در این باره مداخله کنند. اگر قرار است چرخ مشهدگردی بچرخد باید در شهرآرامترو، در روزنامه شهرآرا و در تمام بیلبوردهایی که در دید عموم است تبلغات داشته باشیم. پیشنهاد من این است که تمام هتل ها را موظف کنیم تا یک آنالیز رفتاری از مسافرهایشان داشته باشند. این که اهل کدام شهر و کدام استان هستند یا چه مدت در هتل اقامت کرده اند. در قدم بعد نیز این اطلاعات را به صورت داده هایی بنیادین در اختیار آژانس ها قرار بدهند. در آینده می توان استفاده خوبی از این داده ها کرد.


صحبت از تبلیغات که می شود گویی داغ دل فرقانی تازه شده. او می گوید:
صحبت از تبلیغات شد. از یک طرف ما را از تبلیغات در تلویزیون های خارجی منع می کنند و از طرف دیگر می گویند از خارج گردشگر بیاورید و پول! چگونه؟ وقتی نمی توانیم خودمان را به دیگران بشناسانیم؟ سال های سال است از وزارت خارجه یک میز گردشگری می خواهیم اما اتفاقی نمی افتد. صحبت همان صحبتی بود که ابتدای بحث هم گفته شد. شبکه گردشگری در مشهد می تواند تشکیل شود به شرطی که یک مطالبه گر درست و حسابی جلو بیفتد تا دست دخالت سایر نهادها را از این ماجرا قطع کند. تا وقتی بحث نان به هم قرض دادن و منفعت طلبی های فردی و گروهی در میان باشد، هیچ اتفاق مثبتی در این زمینه رخ نمی دهد. باور کنید ما مدت هاست دنبال چند دستگاه اتوبوس دو طبقه مخصوص گردشگری هستیم اما هنوز نتوانسته ایم مجوز آن را بگیریم. سرمایه گذارش وجود دارد اما حضور نهادهای مختلفی که دراین امر دخالت و مخالفت می کنند باعث شده است که تا کنون این اتفاق عملی نشود.


در پایان جلسه معینی از منظری دیگر به مشهدگردی نگاه می کند.
من می خواهم از منظری به این قضیه نگاه کنم که بیشتر در آن فعالیت داشته ام، یعنی حوزه عابران پیاده. آمارها می گوید مشهد به طور سالانه 10 تا 30 میلیون زائر و مسافر دارد. طبق آمار دیگری که به دست من رسیده مشخص شده است که مردم به طور میانگین 51 دقیقه در حرم مطهر وقت می گذارنند. خب این یعنی چه؟ یعنی حرم یک نقطه عطف بزرگ در بحث گردشگری در شهر مشهد است. قدیم ترها برای گشت و گذار در اطراف حرم نقشه هایی وجود داشت که به زائر و مسافر کمک می کرد تا اگر می خواهد از نقطه ای از شهر به نقطه دیگری برود، بداند که چگونه و از چه مسیری. حالا اما اوضاع در اطراف حرم چگونه است؟ پر شده از مراکز تجاری و ساختمان های اداری که تعداد زیادی از آن ها خالی هستند. در اطراف حرم خانه های تاریخی و با ارزشی وجود دارد. اگر این نقاط به صورت یک شبکه به یکدیگر متصل بود می توانست یک مسیر پیاده عالی را برای گردشگران به وجود بیاورد. خیلی ها هستند که اسم مثلا فلان خانه معروف را شنیده اند، به سراغ آن هم می روند اما نمی توانند آن را پیدا کنند یا به سختی آن را پیدا می کنند. تدوین این مسیر جامع البته به شناخت بیشتر شهروندان نیز از شهرشان کمک می کند. مشهدی های زیادی هستند که هنوز نمی دانند بالا خیابان و پایین خیابان مشهد کجاست..