مورخ نداشتیم

شیرین سیدی| دکتر یوسف متولی‌حقیقی معتقد است که اگرچه مشهد با جمعیت حدودا 50هزار نفری خود در آن دوره، در زمره شهرهای درجه‌یک نبود، باتوجه‌به موقعیت زیارتی خود که محل آمدوشد زوار بوده، یکی از شهرها و محل تجمع انقلابی‌های مشروطه‌خواه بوده است. او می‌گوید: «واکنش مردم مشهد به مسائلی همچون سوءرفتار حکام مستبد خراسان و انتشار روزنامه‌هایی همچون ادب که مروج تفکر مشروطه‌خواهی بودند و حضور مشروطه‌خواهانی مثل «حیدرخان عمواقلی»، «سیدحسن اردبیلی»، «حاج‌اسدا...»، «فتح‌ا... ‌اف خامنه‌ای»، «محمدعلی مدیر»، «محمدتقی بهار» و برخی علمای غیروابسته مثل «زین‌العابدین سبزواری» و «سلطان‌العلمای خراسانی»، نشان از گرم بودن بازار مشروطه در این شهر دارد. تنها دلیل گمنامی تاریخ مشروطه در مشهد، شاید این باشد که متاسفانه مشهد و خراسان مورخی نداشته‌ تا رویدادهای منجر به مشروطیت در خراسان را ثبت کند و به همین علت، عده‌ای نقش خراسانی‌ها را در این نهضت کم‌رنگ دانسته‌اند.


مشهد به‌عنوانِ یک کانون فرهنگی و سیاسی و مذهبی در ایران، چه تاثیری در فرایند انقلاب مشروطه در ایران داشته است؟
مشهد سه دهه پیش از مشروطیت، یکی از روزگاران بحرانی خود را در تاریخ سپری می‌کرد. شورش‌های ضدحکومت و بحران‌های اجتماعی و اقتصادی درکنار دخالت‌های بیگانگان، از مهم‌ترین مسائل مشهد در آن روزگار بود. مجموعه این وقایع که برخی نویسندگان از آن به‌عنوان «انقلاب مشهد» یاد کرده‌اند، از یک‌سو زمینه تضعیف حکومت قاجار و از سوی دیگر، بستر پیشرفتِ کار مبارزان ضداستبدادی را فراهم کرد، با این حال تعدادی از مشروطه‌پژوهان ایرانی و غیرایرانی مانند «مهدی ملک‌زاده»، نویسنده تاریخ انقلاب مشروطیت، و «مجید یکتایی»، نویسنده کتاب پیدایش مشروطیت در ایران، بر این باور هستند که مشهد سهم شایسته‌ای در پیشبرد انقلاب مشروطه نداشته و همگام با تهران، تبریز، اصفهان و رشت در این انقلاب نقش‌آفرینی نکرده است. باید گفت این عقیده نادرست است، زیرا آن‌ها بدون تعمق در مسائل خاص سیاسی و اجتماعی مشهد، مردم این شهر را فاقد آگاهی سیاسی و طرفدار قاجارها معرفی کرده‌اند اما تاریخ گواه است که مردم مشهد از معترض‌ترین مردم ایران دربرابر وضع عمومی شهرشان بوده‌اند و حتی به‌جرئت می‌توان ادعا کرد که مردم مشهد در مبارزه با حکومت استبدادی قاجار، پیش‌گام‌ترین مردمان روزگار بوده‌اند.
مهم‌ترین حوادث و رخدادهای مشهد که به‌نوعی سبب فراگیر شدن مشروطه در مشهد و ایران شد، کدامند؟
در فاصله سال‌های1260 تا 1285خورشیدی مجموعه حوادثی در مشهد رخ داد که روند تضعیف حکومت استبدادی قاجار و درنتیجه پیروزی مشروطه را به‌دنبال داشت. گرانی کالاها به‌ویژه نان از عوامل مؤثر در ضدیت با حکومت و درنتیجه کمک به مشروطه در مشهد بود. بروز خشک‌سالی و حمله ملخ به مزارع خراسان و درپی آن احتکار گندم مخصوصا توسط عمال حکومت، زمینه‌ساز اعتراض شد. مردم مشهد که از این گرانی و احتکار به تنگ آمده بودند و حکومت را عامل اصلی گرانی می‌دانستند، در سال1284 با بست نشستن در حرم مطهر رضوی، اعتراض خود را علیه حکومت آغاز کردند و بعد با حمله به منزل محتکرانی چون «معاون‌التجار»، نظم شهر را بر هم زدند. درنتیجه نیروهای دولتی به دستور آصف‌الدوله، حاکم خراسان، به مردم حمله کردند و در تعقیب عده‌ای از همین معترضان وارد صحن حرم شدند. انتشار این خبر در شهرهای دیگر، موجی از اعتراضات را به‌راه انداخت. عامل دیگری که موجب ضربه زدن به پایه‌های حکومت قاجار در ایران شد، ماجرای فروش دختران قوچانی بود؛ هجوم ملخ به مزارع، کشاورزان را از پرداخت مالیات ناتوان کرده بود اما والیان اصرار بر گرفتن مالیات داشتند و آن‌ها را تا سرحد مرگ تحت شکنجه و آزار قرار می‌دادند. حاکم قوچان به دستور آصف‌الدوله 300دختر قوچانی را درعوض مالیات از آن‌ها گرفت و هر دختر را در ازای 12من گندم به ترکمانان فروخت. نشرِ این خبر نیز در آستانه مشروطیت، نقل محافل سیاسی و ادبی ایران شد و در روزنامه‌های ضدحکومتی به آن پرداختند و آن را دستمایه مخالفت با حکومت قرار دادند.


علمای مشهد چه واکنشی دربرابر نهضت مشروطه نشان دادند؟ لطفا درباره دیدگاه‌های موافق و مخالف مشروطه در این گروه توضیح دهید.
علمای مشهد مانند دیگر متولیان دینی شیعه در آغاز، نظر واحدی درباره مشروطیت نداشتند. درواقع در آغاز کار مشروطیت، موضع‌گیری مجتهدان علما و سادات رضوی دربرابر این نهضت، چندان مساعد نبود؛ به‌ویژه علمایی که به‌سبب دراختیار داشتن مناصب آستان قدس رضوی، در پیوند با دولت و از دست‌نشاندگان آن‌ بودند. این گروه میانه‌ای با مشروطیت و مشروطه‌خواهان نداشتند اما با حمایت بزرگ‌ترین مرجع تقلید شیعه یعنی آخوندخراسانی از انقلاب مشروطیت، جمعی از علمای مشهد به صف حامیان مشروطه پیوستند گروهی همچنان به مخالفت خود با آن ادامه دادند. از شاخص‌ترین علمای مشهد که با مشروطه موافق بودند، می‌توان از «شیخ ذبیح‌ا... مجتهدقوچانی»، «سید اسدا... قزوینی»، «حاج‌میرزازین‌العابدین رئیس‌الطلاب‌سبزواری»، «میرزامحمدباقر مدرس‌رضوی»، «شیخ رجبعلی سبزواری»، «میرزاعبدالشکور تبریزی»، «میرزایعقوب صدرالعلما»،«حاج ملاعباسعلی تهرانی معروف به حاج‌محقق» و«شیخ عبدالرحیم عیدگاهی» نام برد. بسیاری از این علما پیرو آخوندخراسانی بودند و از مشروطیت حمایت کردند؛ آن‌ها می‌گفتند: «اگرچه مشروطیت، حکومتی ایده‌آل نیست اما در مقایسه با حکومت استبدادی، حکومت پیشروتری است و به همین دلیل از آن حمایت می‌کنیم.»
شاخص‌ترین علمای مخالف مشروطه در مشهد نیز کسانی چون «سیدعلی سیستانی»، «سیدمحمدحسین نجفی»، «شیخ‌مهدی واعظ‌خراسانی»، «حاج‌ملا محمدعلی فاضل‌خراسانی»، «شیخ‌عبدالحسین بالاخیابانی»، «میرزاابراهیم رضوی»، «میرزاعبدالحمید خادم‌باشی»، «علی‌اکبر نهاوندی» و «شیخ‌اسماعیل دهکی‌قائنی» بودند. به نظر می‌رسد این دسته نیز بیشتر تحت‌تاثیر علمایی چون سیدکاظم طباطبایی‌یزدی قرار داشتند. سیدعلی سیستانی که یکی از مخالفان بزرگ مشروطه در مشهدِ آن روزگار شناخته می‌شد، معتقد بود که در اجرای شریعت، نیازی به رایزنی نیست و مفاد قانون اساسی مشروطیت ازجمله تکیه بر رأی اکثریت در تصویب قوانین و مساوات را نمی‌پذیرفت. فتوایی که سیدعلی سیستانی برضد مشروطه‌خواهان صادر کرد، در زمره شدیدترین فتواهای مخالفان مشروطیت است؛ او مشروطه را کفر و مشروطه‌خواهان را کافر و مال و جانشان را مباح اعلام کرد. فاضل‌خراسانی نیز مشروطه را برآمده از اروپا و غرب می‌دانست و مدام یادآوری می‌کرد که اگر مشروطه را بپذیریم، ناگزیریم با تغییر حکومت در غرب، مرتب قوانین اسلام را توجیه و با قوانین اروپایی منطبق سازیم.به‌جز این دو دسته، علمای دیگری در مشهد حضور داشتند که یا اصلا در سیاست دخالت نمی‌کردند یا به‌صورت مقطعی و محدود در موافقت یا مخالفت با مشروطیت، اظهارنظر می‌کردند یا به‌خاطر دوراندیشی با هر دو جریان کنار می‌آمدند. از این گروه تحت عنوان علمای میانه‌رو یاد می‌شود که «میرزاحبیب مجتهدخراسانی» در راس آنان در مشهد قرار داشت.


در این دوره، انجمن‌های بسیاری با عنوان انجمن‌های ایالتی در مشهد تشکیل شده‌اند، این انجمن‌ها چه نقش و تاثیری در به ثمر نشستن مشروطه داشتند؟
تشکیل انجمن‌های ایالتی یکی از نخستین دستاوردهای سیاسی انقلاب مشروطه بود. مشروطه‌خواهان مشهدی با برگزاری انتخاباتی، انجمن ایالتی مشهد را تشکیل دادند که به‌ «انجمن معدلت رضوی» شهره شد. با تشکیل این انجمن عملا مشهد به کنترل مشروطه‌خواهان درآمد و نخستین جلسه آن‌هم اسفند1286 و در منزل میرزاحبیب خراسانی برگزار شد. انتخاباتِ این انجمن نیز مثل مجلس شورای ملی به‌صورت صنفی بود و از اعضای شاخص نخستین دوره آن، می‌توان به کسانی چون «صدرالعلما»، «حاج‌ابوالقاسم ناظرالتجار»، «شیخ محمدکاظم تهرانیان» و «محمدباقر مدرس‌رضوی» اشاره کرد. درواقع می‌توان تشکیل این انجمن را بزرگ‌ترین کوششِ جنبش مشروطه‌خواهی مردم مشهد در سال‌های اولیه پیروزی انقلاب مشروطیت تلقی کرد. این انجمن که به‌سرعت کنترل اوضاع شهر را هم در دست گرفته بود، با اقداماتی نظیر بررسی مسائل امنیتی شهر، جمع کردن شیره‌کش‌خانه‌های مشهد، همکاری و مکاتبه با انجمن‌های مشروطه‌خواهی دیگر شهرستان‌های خراسان و مجلس شورای ملی، فعالیت خودش را دنبال می‌کرد اما چندی بعد اختلاف دیدگاه و بروز درگیری میان اعضای تندرو و معتدل انجمن، سبب شد این انجمن نفوذ اولیه را به‌مرور از دست بدهد.


واکنش مشهدی‌ها در برابر خبر به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی‌شاه چگونه بود؟
با به توپ بسته شدنِ مجلس شورای ملی و آغاز دوره معروف به استبداد صغیر، زمینه جولان مخالفانِ مشروطه در مشهد فراهم شد اما باوجود این مسئله، مردم مشهد نه‌تنها از مواضع مشروطه‌طلبانه خود دوری نکردند که حتی کسانی که قبلا با مشروطه مخالف بودند، نیز به صف مشروطه‌خواهان پیوستند. مشروطه‌خواهان مشهدی در اعتراض به این اقدامِ شاه، تلگراف‌خانه شهر را تصرف کردند. آن‌ها همچنین بعد از ورود سیدمحمد طباطبایی(یکی از رهبران بزرگ نهضت مشروطه) که به مشهد تبعید شده بود، برای چند روز کنترل شهر را در اختیار خود گرفتند. این درگیری‌ها میان مجاهدان و مستبدان حتی پس از دوران استبداد صغیر و فتح تهران هم ادامه یافت. در این اوضاع و احوال ماموران حکومتی به دستور «رکن‌الدوله»، حاکم خراسان، که از طرفداران محمدعلی شاه بود، برای ترساندن مردم منزل شیخ‌ذبیح‌ا... قوچانی را که از طرفداران مشروطه بود، به گلوله بستند. آن‌ها علاوه‌بر این، محله سرشور را که مرکز تجمع مشروطه‌خواهان بود، به توپ بستند اما مقاومت مشروطه‌خواهان مشهدی سبب شد رکن‌الدوله و سپس جانشینش، نیرالدوله، کاری از پیش نبرند.