شهر متوازن، شهروند متعادل

محاسبه آرشیتکت‌ها و مهندسان شهرساز در سال‌های پایانی هزاره دوم برای عقب نماندن از قافله توسعه مدرن در احداث ابرشهرهای پرآوازه در خاور دور، آسیای جنوبی و کشورهای حوزه خلیج‌فارس باعث شد تا به بلندمرتبه‌سازی، احداث بناهای شیشه‌ای و گرافیکی بدون توجه به شرایط آب‌وهوایی، اقلیمی و فرهنگی جامعه خود روی بیاورند و آن‌قدر پیش بروند که دریا را برای ساخت برج‌های چندطبقه خشک کنند
بزرگراه، اتوبان، شاهراه، پیچ‌درپیچ شدن مسیر عبور شهروندان و تلف شدن هزاران ساعت وقت مردم در راه‌بندها و ترافیک و خسته شدن روح و روان شهروندان، تولید مضاعف دود و دم و عصبیت، حاصل آن دور ماندن این نوع شهرها از اصل خود و گم شدن آرامش در چرخه زندگی به‌ظاهر مدرن بود. این داستان در کشور ما نخست در تهران بزرگ تجربه شد. دریا نداشتند که خشک کنند اما باغ‌ها و جنگل‌های سرسبز اطراف شهر را خشکاندند و کم‌کم این بیماری به دومین شهر بزرگ کشور (مشهد) سرایت کرد. گمارده شدن افراد ناکارآمد و بدون سواد تخصصی در معماری شهرسازی باعث رشد بی‌رویه و هزینه‌آور مشهد شده است. باید برای رفع مشکلات و پیشگیری از آزمون‌ و خطا گاهی به تاریخ توجه داشت؛ یا به زبان عامیانه به پشت سر هم نیم‌نگاهی داشت. اگر یادتان باشد، انگیزه طراحی و جانمایی بازار رضا در فلکه آب مشهد در سال‌های دور، جمع‌آوری بازارهای مکاره بود که چون بختک به صحن‌ها چسبیده بود. اجرای این طرح به‌منظور بازگرداندن فضای معنوی بیشتر به محیط زیارتی و دور شدن بده‌بستان‌های مادی از دنیای معنوی بود. در این بازار زیبا که جانمایی عقلانی داشت، در هر 100 متر یک فضای باز شامل حوض (آب‌نما) برای تلطیف هوا و نیمکت‌های چوبی برای استراحت خریداران و مشتریان تعبیه‌ شده بود. سقف طاقی با بادگیر در طول بازار برای تابش نور و تهویه هوا لحاظ شده بود و در طول شبانه‌روز باد موافق در سرتاسر بازار جریان داشت و هیچ نیازی به روشن کردن کولر نبود و نور کافی هم به فضا می‌تابید. اما بعدها به دلیل مصلحت‌اندیشی غیرتخصصی، این فضاهای لازم و ضروری در بازار رضا حذف شدند و ده‌ها دکان جای آب‌نماها و رواق‌های سنتی زیبا و مفید را گرفتند و چنین شد که بازار رضا به نفس‌تنگی دچار شد و هرروز مجاری تنفسی‌اش تنگ‌تر شد و می‌شود و برای تزریق هوا برای تنفس مردم صدها کولرگازی و برای روشنایی هزاران چراغ شبانه‌روز باید برق مصرف کنند.
در دهه 60 با حذف کمک‌های دولت به مدیریت‌شهری، پارکینگ‌فروشی متداول شد و به یکی از راه‌های تأمین هزینه شهرداری تبدیل شد. این دهه دوران طلایی بسازوبفروش‌ها بود و حال با گذشت 3 دهه، فاجعه خیزش عجولانه و بی‌منطق توسعه نامتوازن مشهد مبتنی بر هزینه و درآمد کار دستمان داده است.
تخریب خانه‌های قدیمی و ارزشمند از زاویه حفظ میراث‌فرهنگی در پایین‌خیابان و خیابان مدرس یکی از خسارت‌های جبران‌ناپذیر شهرمان است که در فرصت مناسب به آن خواهیم پرداخت. و اما امروز طی 2 سالی که از عمر شورای اسلامی پنجم می‌گذرد، تصمیمات عاقلانه‌ای اتخاذشده است؛ اتفاقات جدیدی در تعریف وظایف شهرداری افتاده که بارزترین آن حاکمیت خرد جمعی است. انتصاب افراد کاربلد در پست‌های کلیدی نشان‌دهنده توجه این شورا به اهمیت توازن در پایتخت معنوی ایران است. الزاما توازن فقط در ساخت‌وساز فیزیکی شهر متمرکز نیست، بلکه توجه به نیازهای روحی و روانی شهروندان در سایه توسعه فضاهای سبز، پارک‌ها، خانه‌های فرهنگی و برگزاری جشنواره‌های متعدد باعث شده تا شهر مشهد باوجود مشکلات سنتی قد بکشد، تازه شود، زنده‌تر به نظر آید و مردم محترم آن در پایین و بالای شهر به یک اندازه از خدمات شهرداری بهره‌مند شوند. شهر متوازن شهروند متعادل خواهد داشت که دارد.