سنگینی حق مردم بر دوش ما

- ماه دوم تابستان برای دنیای رسانه فصل خاصی است. درست از روزی که مرداد آغاز می‌شود تا می‌افتد در سراشیبی نیمه‌های آن و می‌رسد به عددی که خاص است؛ لااقل برای کسانی که در این حوزه استخوان ترکانده و بزرگ شده‌اند.
خبرنگار که باشی، رسالتت که کلمه باشد، قلم که به زندگی‌ات اعتبار و ارزش بدهد، حواست به هیچ‌چیز و هیج‌جا که نباشد، جایی خودت را وامدار این شهر و آدم‌هایش می‌دانی؛ مدیون کسانی که می‌توانستند یکی از سوژه‌های خبری‌ات باشند و تو ندیدی‌شان؛ نه اینکه به عمد بوده باشد، نه. آدمیزاد همیشه غافل بوده است؛ حتی اگر خبرنگار باشی و تمایزت با دیگران به همین باریک‌اندیشی و تیزبینی خلاصه شود.
اینجاست که مفهوم دشواری چون حق مردم روی دوشت سنگینی می‌کند. مبادا حقی از کسی به گردنمان مانده باشد که لطف قلممان می‌توانست گره‌گشایش باشد. این حق سنگین، سخت و دشوار است؛ این که نگاه افراد به یک موضوع واحد ممکن است عادلانه یا ناعادلانه تلقی شود. ما (من و همه کسانی که در این حوزه فعال هستیم) به گستره‌ای به نام عدالت واقفیم، اما ایجاد عدالت و رابطه متعادل بین مردم و مسئولان سخت‌تر و دشوارتر از چیزی است که گمانش را می‌بریم.
خیلی داشته‌ایم که شهروندان یک محله نداشتن آسفالت را ناعادلانه برای خود فرض کرده‌اند و در نگاه اول شاید بی‌عدالتی در حق آن‌ها به چشم اطرافیان هم بیاید؛ درحالی‌که مسئولان علت تأخیر را صرف بودجه برای اولویت‌های ضروری‌تر بیان می‌کنند.
ببینید، این تنها یک اشاره کوچک از انبوه درخواست‌های مردمی است که خبرنگار با حفظ حق مطالبه‌گری شهروندان، مسئولان را به پاسخ دادن ملزم می‌کند. پاسخی که با هر لحنی که ادا شود، به ذائقه اهالی خوش نمی‌آید و ما به جانب‌داری از مسئولان شهری متهم می‌شویم.
راه رفتن خبرنگار محله روی ریسمان عدالت خیلی دشوارتر و سخت تر از خبرنگاران حوزه‌های دیگر است؛ درحالی‌که نباید حقی از شهروندی ضایع شود، باید محدودیت‌ها و ملاحظات و اختیارات سازمانی هم در نظر گرفته شود.
با این همه خوش‌حالیم که شهرآرامحله به مرجع و ملجأ مشکلات مردم بدل شده است و اهالی حتی در موضوعات غیرمرتبط هم به آن چشم امید دارند.
انتظار داریم هم مردم که ارتباط مستقیم ما با آن‌هاست محدودیت‌ها و چارچوب‌های کار ما را بدانند و هم نگاه مدیران شهری به شهرآرامحله به‌عنوان یک نشریه مطبوعاتی با الزامات و تأثیر خاص خود که مردم در رأس آن هستند، تغییر پیدا کند.
می‌دانیم بدون همراهی مردم نه‌تنها کار ما، بلکه اجرای مأموریت‌های شهرداری نیز در مسیر سخت می‌افتد و مردم‌اند که کوچه‌های محله صبح و شامشان را با نفس‌های آن‌ها شروع می‌کنند. مردم‌اند که هویت‌سازند که برای هنرمندشان هورا می‌کشند که قهرمانانشان مدال به سینه می‌آویزند و می‌روند پشت جلد نشریه محلی؛ مردمی که برای تلخی‌ها و سختی‌های محله زندگی‌شان می‌جنگند تا پیروز شوند. دم همه آن‌ها گرم.