حقوق بشر معاصر

حقوق بشر معاصر، گفتمان حاکم بر جهان کنونی است. در درون این گفتمان، گفتمان‌های دیگری که می‌توان آن را گفتمان فرعی و نتیجه‌ای دانست، قرار دارد. مفاهیمی، چون حق، آزادی، مساوات و عدالت گفتمان‌های فرعی حقوق بشرند که تحقق آن‌ها وجهه همت مدافعان حقوق بشر است. مفاهیم یادشده را در حد مفهوم همگان تأیید می‌کنند. اختلاف وقتی شروع می‌شود که وارد بحث مصادیق می‌شویم؛ اینکه آزادی چیست و حدود آن کدام است، عدالت یعنی چه و مظاهر آن چیست و حق را در کجا و در کدام جلوه آن باید جست، همه چالش‌های فکری، سیاسی و حتی منازعات مسلحانه و درگیری‌های فیزیکی را سبب می‌شود؛ بنابراین تقریب دیدگاه‌ها در این زمینه به تقلیل منازعات کشور‌ها و گروه‌ها می‌انجامد. آنچه امروز بر جهان غلبه دارد، درک و فهم لیبرالیستی حقوق بشر است. اسناد حقوق بشری واجب‌الرعایه و الزام‌آور، چون اعلامیه جهانی حقوق بشر و ۲ میثاق بین‌المللی «حقوق اقتصادی و اجتماعی» و «حقوق سیاسی، مدنی و فرهنگی» از این درک نشئت می‌گیرند. جمهوری اسلامی ایران درباره گفتمان حقوق بشر دارای وضعیت زیر است؛
۱) ما عضو سازمان ملل هستیم و از اعضای اولیه و مؤسس آنیم؛ یعنی در سال ۱۹۴۵ میلادی (۱۳۲۴ شمسی) فعالانه در کنفرانس سانفرانسیسکو که سند نهایی منشور را تصویب کرد، شرکت داشته‌ایم و از این روی به رعایت مقررات منشور که حقوق بشر از امهات آن است، پایبندیم.
۲) کشوری اسلامی هستیم، بنابراین در مقابل آموزه‌های لیبرال حقوق بشر، دواعی و نتایج آن دست‌بسته تسلیم نیستیم، درباره هستی، انسان، ذات و ماهیت و سرانجام وی صاحب ایده و دارای تفکر خاص هستیم و تعریف مستقلی از حقوق و آزادی انسان و حدود آن داریم.
۳) ما نقطه عزیمت حقوق بشر را از معارفی، چون «لقد کرمنا بنی‌آدم» داریم و انسان را واجد شأن و حیثیتی می‌دانیم که از «و جعلناه خلیفه فی‌الارض» و «نفخت فیه من روحی» حاصل می‌شود. یعنی از نظر ما انسان موجودی است جانشین خدا در زمین، حامل و محمل روح خداوندی، آزاد که باید همه نظامات اجتماعی چنان سامان یابد که شأن خلیفه‌اللهی ایجاب می‌کند، و هر پدیده و رابطه‌ای که وهن این مقام است، از دامن اجتماع و پهنه حیات فردی ازاله
شود.
۴) در این تردیدی نیست که مبنای نگاه ما به انسان و حقوق او با نگاه لیبرالیستی و اومانیستی متفاوت و چه بسا مغایر است، اما در وضعیت کنونی جهان وظیفه ما تبیین اندیشه‌های انسان‌گرای اسلامی است. چگونگی این تبیین، به گونه‌ای که به‌جای تنازع، تعامل ایجاد کند، بر عهده ماست. طرفین نزاع سخن هم را نمی‌شنوند. با تفاهم می‌شود تبلیغ مؤثر نمود. تأکید می‌شود که اکنون یافتن راه، تبیین، توصیه و عمل به آن وظیفه ملت و دولت
ماست.