داستان کودک درباره دهه‌فجر | به! چه زیبا بود آن روز

مرجان زارع - جشن روز انقلاب اسلامی را هر مدرسه‌ای یک‌جور برگزار می‌کند؛ یک مدرسه سرودخوانی دارد، یک مدرسه اجرای نمایش و یک مدرسه‌ هم تصمیم می‌گیرد مسابقه‌ی کیک بزرگ جشن انقلاب را برگزار کند.

خانم‌ناظم گفت: « برای جشن دهه  فجر یک کیک بزرگ می‌پزیم، از این سر حیاط تا آن سر حیاط. همه‌ی مامان‌ها با‌سلیقه‌اند و بلدند کیک بپزند. حتما به بچه‌هایشان کمک می‌کنند.»

خانم‌مدیر لبخندی زد و گفت: «فقط خدا کند بچه‌ها تا مدرسه به کیک ناخونک نزنند.» خانم‌ناظم همان‌جور که بلند می‌شد زنگ را بزند، گفت: «نگران نباشید. برنامه‌ی خوبی می‌شود. الان می‌روم و سر صف اعلام می‌کنم.»

بچه‌ها که در حیاط مدرسه صف بستند، خانم‌ناظم میکروفن را برداشت و گفت: «سلام بچه‌ها، صبح به‌خیر. یک خبر خوب برایتان دارم. قرار است فردا برای جشن دهه‌ی فجر یک کیک بزرگ در مدرسه داشته باشیم.

می‌خواهیم با کمک شما برای جشن روز ۲۲ بهمن یک کیک بپزیم، از این سر تا آن سر حیاط. هر کسی دوست دارد، ثبت‌نام کند. کیک‌ها باید سه‌رنگ باشند؛ سبز و سفید و قرمز.

یعنی سه کلاس همه کیک سفید درست کنند، سه کلاس همه کیک قرمز و سه کلاس همه سبز. می‌خواهیم شکل پرچم ایران را درست کنیم. اندازه‌ی کیک‌ها همه باید مستطیل و مانند هم باشد. حواستان هست!»

بچه‌ها همه با خوش‌حالی شروع کردند به پچ‌پچ‌کردن. همه می‌خواستند در مسابقه شرکت کنند. زنگ تفریح یک صف بلند جلو دفتر تشکیل شد. خانم‌ناظم اسامی را می‌نوشت و به بچه‌ها می‌گفت چه کیکی و چه رنگی بپزند.

قرار شد همه کیک‌ها را فردا به مدرسه بیاورند و روی میز بزرگی داخل حیاط کنار هم بچینند. زهرا گفت: «جانمی! من و مامانم قرار است کیک سفید درست کنیم.»

ستاره که کیک سبز سفارش گرفته بود، داشت فکر می‌کرد برای رنگ کیک از ژله‌ی سبز استفاده کند و مبینا داشت دستور پخت کیک را از مریم می‌گرفت و در دفتر یادداشتش می‌نوشت.

آن روز تا زنگ آخر حرف همه‌ی بچه‌ها کیک بود. زنگ آخر که خورد، بچه‌ها خندان و شاد به طرف خانه‌ها به راه افتادند. عصر همه‌ی محله‌ها را بوی کیک برداشته بود.

صبح روز بعد خیابان‌های دور و بر مدرسه دیدنی بود. همین‌جور دانش‌آموز کیک‌به‌دست بود که سمت مدرسه می‌آمد. حتی دست معلم‌ها و ناظم و خانم‌مدیر هم کیک بود.

کیک‌ها که به مدرسه رسید، خانم‌ناظم با کمک معلم‌ها همه را به‌ردیف روی میزها چید؛ سبز و سفید و قرمز، درست شکل پرچم ایران. مینا هم که بابایش گل‌فروشی داشت، یک دسته‌گل سرخ برای «ا...» وسط پرچم آورده بود.

همه‌چیز که آماده شد، چند تا از بچه‌ها با دوربین‌هایی که آورده بودند، رفتند طبقه‌ی دوم و از پنجره شروع کردند به عکس‌گرفتن و پاشیدن گل‌های رز.

از آن بالا کیک بزرگ دقیقا شکل پرچم ایران بود؛ سبز و سفید و قرمز. خیلی قشنگ بودند. همه با خوش‌حالی کیک بزرگی را که با کمک هم ساخته بودند، نگاه می‌کردند و می‌گفتند: «به‌به! کیک بزرگ جشن انقلاب اسلامی! چه قشنگ شده!»