قهرمان امانت‌دار

قاسمی| خانواده عرب با چهره‌هایی مضطرب منتظر ایستاده‌اند که محمدحسن رمضانی، کیف پول‌ به ‌دست، از اتوبوس پیاده می‌شود و اشک شوق در چشمان مسافرها می‌نشیند. «شکرا» از زبان مرد عرب نمی‌افتد. بعد از آنکه کیف پول را تحویل می‌گیرد، برای راننده تعریف می‌کند که بخشی از دارایی‌شان را در عراق فروخته‌اند تا بتوانند برای زیارت به مشهد بیایند. می‌گویند اگر این 1500 دلار پیدا نمی‌شد حتی پول هتل را هم نداشتند که بدهند.رمضانی کیف را وقت پیاده شدن مسافرهای خط 10 در ایستگاه آخر وکیل‌آباد پیدا می‌کند. داخل آن را نگاه می‌کند که پر از پول ایرانی و دلار است. از یک طرف با سرخط مسیر (غدیر-‌وکیل‌آباد) تماس می‌گیرد و از سوی دیگر کارت شناسایی داخل کیف را وارسی می‌کند و متوجه می‌شود صاحب کیف مسافر عرب‌زبانی است که در هتل اقامت دارد. او به سمت ایستگاه غدیر راه می‌افتد و کیف را به مسافر برمی‌گرداند.رمضانی، این راننده پنجاه‌و‌پنج‌ساله که اکنون 6 سال است در سازمان اتوبوس‌رانی خدمت می‌کند می‌گوید: مسافر عرب و خانواده‌اش بارها و بارها از ایرانی‌ها تشکر می‌کردند و می‌گفتند: اگر در عراق پولی گم شود، دیگر نمی‌توان آن را یافت. همین تصور خوب او از ایرانی‌ها برای من کافی است.