هستی نیک صفتی - اسم من نیکیه. امسال میرم کلاس دوم. من عاشق پرسیدن سؤالهایی هستم که جوابشون رو نمیدونم. یکی از سؤالهای تازهی من دربارهی این بود که چرا با اومدن ماه محرم همهجا سیاهپوش میشه و همه برای امامحسین(ع) گریه میکنن؟
بابا و مامان گفتن ما برات توضیح میدیم، اما برای دونستن جواب کامل این سؤالها بهتره همراه ما به مراسمها بیای.
عصر روز عاشورا وقتی با مامان و بابا بهسمت میدان احمدآباد راه افتادیم تا نمایش خیمهسوزان رو ببینیم، جمعیت خیلی زیادی اومده بود. از بابا پرسیدم این خیمهها مال کی هستن؟ چرا آتش گرفتن؟
بابا گفت هزاروخیلی سال پیش، مردم کوفه یعنی یکی از شهرهای عراق امروزی از دست کارهای بد و ظلم و ستم حاکمشون، یزید، به امام(ع) شکایت کردن و از او خواستن به کمکشون بیاد.
مردم نامههای زیادی برای امام نوشتن و از او دعوت کردن به کوفه بیاد. امام نمایندهی خودش، یعنی پسرعموش مسلم، رو پیش از خودش به کوفه فرستاد، اما دشمنا به دستور یزید، مسلم رو به شهادت رسوندن.
وقتی هم کاروان امامحسین(ع) به کربلا رسید، اونها رو با لبهای تشنه به شهادت رسوندن و وقتی همهی افراد سپاه امامحسین(ع) شهید شدن، خیمههای زنها و بچههای کاروان امامحسین(ع) رو آتش زدن و اونها رو اسیر کردن. این خیمهها به یاد اون خیمههای کربلاست.

خیلی تعجب کردم و از بابا پرسیدم: آخه مگه خود مردم کوفه امام رو دعوت نکرده بودن؟ پس چرا امام و خانوادهش رو تنها گذاشتن و به اونها کمک نکردن؟ بابا گفت: یزید بدجنس مردم رو گول زده بود و اونها رو با پول و طلا خریده بود. برای همین امامحسین(ع) تنها موند.
دوباره پرسیدم چرا یزید امامحسین(ع) رو شهید کرد؟
بابا جواب داد: چون میترسید که مردم، خودش رو از حکومت برکنار کنن و امامحسین(ع) رو که فردی مهربون و عدالتخواه بود، بهعنوان حاکم انتخاب کنن. حالا دیگه من جواب سؤالمو فهمیدم. این یک تجربهی تازهست.

مامانبزرگ توی خونهشون ۱۰روز برای احترام به امامحسین(ع) و شهدای کربلا روضه داره. من که فهمیدم در کربلا کودکان شهید هم داشتیم، بهیاد اونها از مهمونا پذیرایی میکنم.
حالا میدونم در محرم چه اتفاقهای تلخی برای امامحسین(ع) و ۷۲یارش و خانوادهش افتاده. من امامحسینجون رو خیلی دوست دارم.
