رمز‌گشایی از روش‌های برقراری ارتباط با «دیسک»

دیسک (disc) یکی از کاربردی ترین مدل های بین المللی رفتارشناسی است که به ما کمک می کند در کمترین زمان ممکن، رفتارهای خود و دیگران را رمزگشایی و بهترین روش برقراری ارتباط با افراد را انتخاب کنیم.
به جرئت می توان گفت بیش از نیمی از مشکلات و تنش های اجتماعی، از درک نکردن رفتار طرف مقابل ناشی می شود؛ دعواهای خیابانی، ارتباط های غلط والدین با فرزندان، تلاش های بی نتیجه در حوزه های کسب و کار، تصمیمات نابودکننده مدیریتی، مذاکرات ناموفق و حتی تنش های زوجین که گاهی به طلاق و از هم پاشیدن خانواده ها منجر می شود، از نمونه های آن است.
خوشبختانه بخش بسیاری از این موارد را می توان به سادگی و تنها با فراگیری مهارت های رفتارشناسی، مدیریت و تنش ها، مشکلات و درگیری ها را به آرامش، همدلی و خوشبختی تبدیل کرد.
از نگاه دیسک، رفتارهای انسان به ۴ قسمت تقسیم می شوند که آن را با چهار حرف S، I، D و C یا به ترتیب با چهار رنگ قرمز، زرد، سبز و آبی نشان می دهیم. D به معنی تسلط،«I » به معنی اثرگذاری، S به معنی ثبات و C نیز به معنی تطابق است.
همه انسان ها هر 4شاخص رفتاری را کم یا زیاد در وجود خود دارند. D (قرمزها) به افرادی گفته می شود که شاخص D را در سطح بالایی دارند. I (زردها)، S (سبزها) و C(آبی ها) به ترتیب اشخاصی هستند که شاخص I و S و C را در سطح بالایی دارند.
الگوهای رفتاری ذاتا خوب یا بد نیستند ولی افراد با الگوهای متفاوت، دارای ویژگی های مثبت و منفی هستند. در واقع شناخت همین موارد می تواند باعث برقراری یک رابطه موفق شود.
بخشی از ویژگی های این ۴ گروه:
قرمزها: سریع، مدعی، صریح و رک، قوی، شجاع
زردها: برون گرا، اهل معاشرت، پرحرف، اثرگذار، خوش بین
سبزها: صلح طلب، صبور، باثبات، مهربان، احساسی
آبی ها: منطقی، دقیق، تحلیل گرا، محتاط، منظم
سؤال مهم اینجاست که شناخت الگوی رفتاری افراد، چگونه می تواند در برقراری ارتباط مؤثر و کاهش مشکلات به ما کمک کند. واقعیت این است که استفاده کامل از ابزار فوق العاده دیسک، نیازمند یادگیری کامل تر این مبحث است که باید از طریق شرکت در دوره های آموزشی تخصصی، حاصل شود؛ اما در این یادداشت کوتاه چند نمونه از مشکلات را با یکدیگر مرور خواهیم کرد. مسائلی که با تسلط بر مبحث دیسک می توان بخش قابل توجهی از آن ها را حل و فصل کرد.
قتل ها، درگیری های خیابانی، برخوردهای نامناسب اجتماعی، فعالیت های پرخطر و مواردی از این دست زمانی اتفاق می افتد که لایهD افراد فعال است و این دست از اتفاقات را در گروه قرمزها بیشتر مشاهده می کنیم.
مسئولیت پذیر نبودن، سطحی نگری، ارزیابی های نامناسب، اعتماد به همه اشخاص و موارد این چنینی از فعال شدن لایه« I »سرچشمه می گیرد و زردها بیشتر در معرض این مشکلات هستند.
افسرگی های شدید روحی، ناتوانی در گرفتن حق، اولویت بندی نکردن وارد شدن بی دلیل به فضاهای عاطفی و، از لایه S انسان نشئت می گیرد و درگیر شدن سبزها به این موارد بیشتر است.
شک و بدبینی، ناتوانی در درک عمیق عواطف دیگران، روابط عمومی ضعیف، گرفتار شدن به وسواس های فکری و مواردی از این دست مربوط به لایه C و در افراد آبی شایع تر است.
خوشبختانه برای همه این موارد راهکار تخصصی وجود دارد و می توانیم با شناخت الگوی رفتاری خود، خانواده، همکاران، مشتریان و دیگر اشخاصی که با آن ها ارتباط داریم، حس عالی یک ارتباط موفق را تجربه کنیم و در آرامش به اهداف خود برسیم.