به گزارش شهرآرانیوز، ترس از آینده و دغدغههای اقتصادی در سالهای اخیر، تصمیم بسیاری از خانوادههای ایرانی برای فرزندآوری را دشوار کرده است. با این حال، ریشه این تردیدها تنها در مسائل مالی خلاصه نمیشود؛ آنچه خانوادهها را میان میل به داشتن فرزند و ترس از آینده سرگردان کرده، کاهش «امید اجتماعی» و نبود حس امنیت شغلی است. بازسازی این امید، میتواند مهمترین گام در گذار از اضطراب اجتماعی به تصمیمی آگاهانه و آرام برای فرزندآوری باشد.
چندی پیش در جمعی از زنان که برای ورزش در پارک بانوان گرد آمده بودند، صحبت از فرزندآوری شد. یکی از آنها با تردید میگفت: «همسرم بچه میخواهد، اما من میترسم از پس هزینهها برنیاییم. هنوز مستأجریم و با حقوق همسرم فقط تا نیمه ماه دوام میآوریم.»
{$sepehr_key_191432}
این روایت، تکرار تجربه بسیاری از خانوادههای ایرانی است؛ جایی میان خواستن و نتوانستن، میان عشق به فرزند و اضطراب از آینده. این تردید جمعی، بازتاب اضطراب اجتماعی است که ریشههای اقتصادی و روانی دارد و نشانهای از کاهش امید به آینده است.
فرزندآوری تنها یک تصمیم احساسی نیست، بلکه نیازمند آمادگی روانی، آموزش مهارتهای فرزندپروری و احساس امنیت اجتماعی است. همانگونه که برای مهندس، معلم یا پزشک شدن آموزش لازم است، پدر و مادر شدن نیز نیازمند آموزش و آگاهی است.
از سوی دیگر، سیاستگذاران باید برنامهای روشن برای آینده فرزندان طراحی کنند تا خانوادهها احساس کنند تلاششان در بستری امن و باثبات به ثمر میرسد. در غیاب این احساس امنیت، حتی میل درونی والدین به فرزند داشتن نیز در سایه اضطراب فرو مینشیند.
پژوهشهای جمعیتشناسی در سراسر کشور نشان میدهد احتمال تمایل زنان به داشتن فرزند دوم بیش از ۹۸ درصد است. این عدد بهروشنی نشان میدهد فرهنگ ایرانی همچنان فرهنگی خانوادهدوست است.
مشکل، نه در میل به فرزند داشتن، بلکه در فراهم نبودن بسترهای اقتصادی و حمایتی است. اگر خانواده احساس کند دولت و جامعه از او در مسیر پرورش فرزند پشتیبانی میکنند، تصمیم به فرزندآوری دیگر با اضطراب همراه نخواهد بود.
ایران هماکنون در یکی از مهمترین دورههای جمعیتی خود قرار دارد؛ دورهای که از آن با عنوان «پنجره جمعیتی باز» یاد میشود. در این دوران، حدود دوسوم جمعیت کشور در سن فعالیت و اشتغال قرار دارند. چنین شرایطی تنها یکبار در تاریخ هر جامعه رخ میدهد و میتواند موتور محرک رشد و رفاه اجتماعی باشد—به شرط آنکه فرصتهای شغلی، امنیت اقتصادی و احساس امید در جامعه تقویت شود.
کشورهایی، چون ژاپن و چین در دوران مشابه، با سیاستهای کارآفرینانه توانستند از این فرصت بهره بگیرند و امید اجتماعی را در نسل جوان زنده نگه دارند.
امروز بزرگترین مانع فرزندآوری در ایران، صرفاً مسائل فرهنگی یا تغییر سبک زندگی نیست، بلکه نبود سیاستهای مؤثر در ایجاد اشتغال و تأمین رفاه حداقلی برای خانوادههاست. اضطراب اقتصادی، سایهای سنگین بر تصمیم والدین میاندازد و آنان را میان وظیفه اجتماعی و ترس از آینده معلق میکند.
راهکار روشن است: با کاهش اضطراب اجتماعی از مسیر اشتغالزایی، حمایتهای مالی و تقویت امید به آینده، خانوادهها نیز بار دیگر با آرامش به فرزندآوری خواهند اندیشید.
فرزندآوری در ایران نه نیاز به اجبار دارد و نه شعار؛ آنچه جامعه به آن نیازمند است، بازسازی اعتماد و امید اجتماعی است. خانواده ایرانی ذاتاً خانوادهدوست است، اما برای شکوفایی دوباره این میل، باید اطمینان یابد که آیندهای روشن پیش روی فرزندانش قرار دارد.
{$sepehr_key_191433}