به گزارش شهرآرانیوز؛ از اعجازهای اسلام و اذکار، اوراد و ادعیهاش، این است که گاه فقطوفقط یک واژه، کار مثنوی صدهامن کاغذ را میکند و چنان آثاری نهفقط برای شخص بلکه برای عالم هستی دارد که باورش برای آنها که خود را در دایره مغناطیس و در مسیر نسیم روحبخش آن اذکار قرار ندادهاند، سخت است؛ اذکاری همچون «الحمدلله» که درظاهر یک عبارت است، اما اقیانوسی از حکمت، عبودیت، توکل و برکت را در باطن خویش جای داده و چهبسیار ابواب رحمت که با همین شاهکلید به روی بندگان باز شده است! باهم این ذکر و برکات بیپایانش را مرور میکنیم.
تحمید گفتن یا نوشتن «الحمدلله» و «الحمدلله ربالعالمین»، یعنی تمام حمد و ستایشها مخصوص خداوند است. در روایات، تأکید زیادی بر گفتن این ذکر شده است و درمیان مسلمانان نیز از جایگاه خاصی برخوردار است. برخی سورههای قرآن همچون حمد، انعام، کهف و... با حمد آغاز میشود که به آنها حامدات گفته میشود. این ذکر از اذکاری است که مسلمانان، آن را مدام بر زبان جاری میکنند؛ زیرا بنا بر احادیث، گفتن الحمدللّه بهجا آوردن شکر نعمتهای بزرگ و کوچک خداوند است.
قرآن کریم به گفتن «الحمدللّه» در چند آیه توصیه کرده است؛ ازجمله آیه۲۸ سوره مؤمنون، آیه۶۳ سوره عنکبوت و آیه۲۵ سوره لقمان. همچنین بنا بر آیه ۱۰ سوره یونس، پایانبخش نیایش اهل بهشت نیز تحمید است: «وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.»
برخی مفسران اهلسنت گفتهاند الحمدلله، اولین کلمهای بود که حضرت آدم (ع) به زبان آورد (فخر رازی، ج یک، ص۲۲۵). بنابر روایتی از پیامبر اکرم (ص)، هر امر مهمی که با تحمید آغاز نشود، نافرجام و نامیمون است. بر همین اساس، کتابها و نامهها و خطبهها و خطابهها را با تحمید آغاز میکردهاند.
{$sepehr_key_170162}
علاوهبر آیات وحی، روایات ائمه (ع) نیز به تحمید، توصیه و سفارش کردهاند. در روایتی از امامصادق (ع) نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) هر روز ۳۶۰مرتبه شکل خاصی از تحمید را تکرار میکردند و میفرمودند: «الحمدللّه رب العالمین کثیراً علی کل حال.» (کلینی، ج۲، ص۴۸۸) همچنین، احادیث متعدد و مشابهی از پیامبر (ص) و ائمه (ع) نقل شده است با این مضمون که هیچچیز نزد خدا، دوستداشتنیتر از گفتن «الحمدلله» نیست و بدان دلیل است که خداوند، خود را با این کلمه ستوده است (همان).
خوب است بدانیم برای آنکه دعاهایمان زود به مقصد اجابت برسد یا در به نتیجه نرسیدن آن ناکام نمانیم، تحمید نقشی مهم و راهبردی دارد؛ یکی از اصحاب امامصادق (ع) از ایشان نقل میکند که: «هر دعایی که پیش از آن حمد خدا نباشد، نیمه و پی بریده است. حمد خدا باید و سپس ستایش او. من گفتم نمیدانم چه اندازه از تحمید و تمجید بس است.
حضرت فرمودند: بارخدایا! تویی آغاز و پیش از تو چیزی نیست و تویی انجام و پس از تو چیزی نیست، تویی آشکارا و فرازتر از تو چیزی نیست و تویی نهان و دربرابر تو چیزی نیست و تویی عزیز و حکمتدار.» (اصولکافی، ج۶، ص۱۱۵).
شاید این سؤال مطرح شود که چرا هم آیات و هم روایات به گفتن الحمدالله این همه توصیه کردهاند. امیر بیان، حضرت امامعلی (ع)، در اینباره سخنی نغز و رمزگشا دارند؛ در عیوناخبارالرضا (ع) از آن حضرت روایت شده است که در تفسیر «الحمدلله» فرمودند: «خدایتعالى بعضى نعمتهاى خود را آنهم سربسته و دربسته و بهطور اجمال به بندگان خود معرفى کرده است؛ چون نمیتوانستند نسبتبه همگى آنها معرفت یابند و بهطور تفصیل بدان وقوف یابند؛ چون عدد آنها بیش از حد آمار و شناختن است، لذا به ایشان دستور داد تنها بگویند: الحمدلله على ما انعم به علینا.»
{$sepehr_key_170161}
تحمید بهعنوان جزئی از تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نماز بنا بر قول به وجوب آن و در دو خطبه نمازجمعه و نیز در نماز خوف در صورت عدمامکان رکوع و سجود حتی با اشاره که نوبت به گفتن تسبیحات اربعه بهجای هر رکعت میرسد، واجب است.
همچنین، بعد از فراغت از وضو، هنگام نگاه کردن در آینه، بعد از عطسه برای عطسهکننده و نیز شنونده عطسه، برای مأموم بعد از فراغ امامجماعت از حمد، برای نمازگزار بعد از گفتن «سَمِعَا... لِمَنْحَمِدَهُ»، در آغاز تشهد و نیز دو یا سهبار گفتن آن، بعد از فراغ از تشهد اول، صدبار برای امامجماعت در نماز استسقا، پس از قرار گرفتن بر منبر، بعد از تکبیر و تسبیح و تهلیل، هنگام ورود به مسجد، وقوف در عرفات و مشعر و در اثنای غذاخوردن و پایان آن، مستحب است.
در تفسیر عرفانی تحمید نیز باید توجه کرد که الحمدلله، سراسر رنگوبوی تسلیم دارد و این ذکر، حقیقت عشق را بهوفور در خود نهان داشته است. در ذکر الحمدلله، نهایت توکل وجود دارد و توکل، اوج آرامش است. سالک با سلوک در این ذکر، همهچیز را به کل واگذار میکند و از این واگذاری، خشنود است.
پس چه در خوبی و خوشی باشد، چه در سختی و ناخوشی، او جریان حمد را قطع نمیکند؛ چراکه میداند تفسیر خوب و بد بهعهده او نیست، بلکه دراختیار ربالعالمین است و سالک در این مسیر، تسلیم محض است. این تسلیم آگاهانه، خود بالاترین سپاس است؛ برای همین هم فهم و درایت با الحمدلله شکوفا میشود.