امید حسینی | شهرآرانیوز، ما اولین عشق هر دختر را پدر میدانیم؛ زیرا حضور پدر بهعنوان نخستین مرد زندگی، نقشی بسیار کمککننده، سازنده و حیاتی دارد. پدر باید حامی باشد و به دخترش توجه نشان دهد، چراکه دختری که در طول زندگی عاطفه پدر را تجربه نکرده باشد، ممکن است در آینده این حمایت و توجه را در مردان مختلف جستوجو کند.
نکته اصلی، عشقی است که میان پدر و دختر شکل میگیرد؛ البته پدری که در کنار مادر، مسئولیتهای فرزندپروری را بهدرستی انجام دهد. متأسفانه در بسیاری از خانوادهها شاهد آن هستیم که بار اصلی تربیت فرزندان بر دوش مادران است و پدران بهدلیل مشغلههای شغلی یا باورهای نادرست، نقش کمرنگتری دارند؛ درحالیکه این طرز فکر کاملاً اشتباه است و حضور کمتر پدر میتواند آسیبزا باشد.
پدر با حضور عاطفی، احساسی و حتی لمسی—مانند در آغوش گرفتن دختر—و با حمایت بهموقع و گفتوگوی درست از سنین پایین، به دختر عزتنفس میدهد. دختری که عشق اولیه را در کودکی تجربه کند، در آینده انتخابهای سالمتری خواهد داشت. در مقابل، نبود این عشق میتواند در بزرگسالی به مشکلاتی در انتخاب شریک زندگی، اختلال در روابط عاطفی، انحرافات جنسی و حتی گرایش به اعتیاد منجر شود.
در برخی موارد، دخترانی که از محبت پدری محروم بودهاند، بهراحتی مورد سوءاستفاده قرار میگیرند؛ چراکه برای دیدهشدن و دریافت توجه، به هر مردی سریع اعتماد میکنند.
ما روانشناسان، نقش پدر را در زندگی دختران بسیار کلیدی، مؤثر و ارزشمند میدانیم. پدر بهعنوان مرد اول زندگی هر دختر میتواند قهرمان او باشد؛ قهرمانی که با تعامل، گفتوگو، تشویق درست و حتی بازیهای ساده در سنین پایین، تأثیری عمیق بر رشد روانی و سلامت عاطفی فرزندش میگذارد.
{$sepehr_key_178264}
پدر باید فضایی امن برای دخترش فراهم کند؛ بهگونهای که فرزند از او نترسد و بتواند به او نزدیک شود. متأسفانه گاهی میبینیم دختران از پدر بیشتر میترسند تا اینکه به او احساس امنیت داشته باشند. خانواده سالم، خانوادهای نیست که تنش نداشته باشد، بلکه خانوادهای است که با وجود تنش، به امنیت، حمایت و عشق ختم میشود.
دخترانی که حمایت پدر را تجربه نکردهاند، در آینده اعتماد کمتری به مردان دارند. این خشمِ حلنشده نسبت به پدر، یا به شکل گریز از مردان بروز میکند یا به صورت نیاز افراطی به توجه در روابط؛ هر دو حالت، زمینهساز چالشهای جدی عاطفی است.
درست است که پدران مشغلههای زیادی دارند، اما حتی زمانی کوتاه و مفید در طول شبانهروز—صحبتکردن، بازیکردن، تفریح رفتن یا شنیدن حرفهای دختر—میتواند احساس حمایت و دیدهشدن را به او منتقل کند.
در نهایت، آموزش خانوادهها ضروری است. با تربیت صحیح میتوان کودکانی پرورش داد که زخمهای گذشته را به بزرگسالی نکشانند و روابط سالمتر و ازدواج باکیفیتتری داشته باشند. عزتنفس از دل رابطه پدر و مادر با فرزند شکل میگیرد و اگر پدر نتواند حامی، مشوق و قهرمان دخترش باشد، او با مسئلهای حلنشده وارد بزرگسالی میشود؛ مسئلهای که بستر آسیبهای عاطفی آینده را فراهم میکند.