بی‌توجهی به حق الناس در چند روز گذشته آسیب‌های زیادی به شهرمان مشهد زد | حق آن دیگری

به گزارش شهرآرانیوز؛ «نمی‌دانم چرا هروقت صحبت از حق‌الناس و بیت‌المال می‌شود ناخودآگاه یاد یکی از داستان‌های مجموعه تلویزیونی هشت بهشت به کارگردانی اکبر خواجوی می‌افتم. داستان جوانی که ناخواسته سیبی را می‌خورد که از آب گرفته‌است. بعد هم برای گرفتن حلالیت به سراغ صاحب باغ می‌رود و با شرط عجیب او روبه‌رو می‌شود، ازدواج با دختر بددهن، زشت، تندخو و فلج که خواستگاری ندارد. جوان هم درنهایت بین دوراهی حلالیت گرفتن و آینده‌اش، اولی را انتخاب می‌کند. ولی در پایان داستان متوجه می‌شود که تاجر بزرگ شهر به‌خاطر خداشناسی جوان و توجه او به حق‌الناس، افزون‌بر دختر زیبارو و دانایش، ثروتش را هم به پای جوان قصه ما ریخته‌است.

شاید تعجب کنی ولی دیدن این داستان به‌قدری بر مراقبت من بر بیت‌المال و حق‌الناس تأثیر گذاشته که خیلی وقت‌ها خودم را مقید به ایستادن پشت چراغ قرمز عابر پیاده می‌کنم یا از ریختن زباله در خیابان حتی به‌اندازه پوست تخمه‌ای می‌پرهیزم یا از روی چمن‌کاری‌های وسط خیابان عبور نمی‌کنم یا اجازه نمی‌دهم که کودک خردسالم با کفش روی صندلی‌های اتوبوس راه برود یا وقتی تنها باشم، برای راحتی خودم خودرو برنمی‌دارم.»

همین‌طور که دوستم درحال ردیف کردن مصادیق حق‌الناس و بیت‌المالی است که به آنها توجه دارد، یاد تخریب‌های چندروز گذشته در شهرمان می‌افتم که برخی از آنها حق‌الناس مسلم و بخش زیادی‌شان بیت‌المال بود. بیت‌المالی که به‌جای یک‌نفر، جمعیتی میلیونی طرف حساب ماست و باید پاسخ‌گوی همه آنها باشیم.

حتی اگر ناآگاهانه آسیب و زیانی رسانده باشیم یا فرزند خردسالمان سبب آن شده‌باشد. موضوعی که خداوند هم به‌صراحت بیان کرده‌است که اگر از حق خودش بگذرد از آن نمی‌گذرد، حتی اگر آن فرد مقام شامخی مانند شهادت نصیبش شده‌باشد. البته که توجه به حق‌الناس و بیت‌المال به این حوادث چند روز گذشته محدود نمی‌شود و دامنه گسترده‌ای دارد. موضوعی که امروز می‌خواهم در حد یک یادآوری و تلنگر دوباره آن را مرور کنیم.

ایجاد رعب و وحشت

از نظر خیلی‌ها حق‌الناس فقط معنای مالی دارد، درحالی‌که خیلی‌وقت‌ها این حقی که ما از دیگران ضایع می‌کنیم زمانی، روحی، روانی و عاطفی است، مانند بی‌نوبتی در مطب پزشک، بوق‌زدن‌های ممتد و ترساندن مردم در خیابان یا حتی پارک کردن خودرو در محل عابرپیاده یا جایی که پیاده‌رو به خیابان وصل می‌شود. ازاین‌رو باید بدانیم رعب و وحشتی که برخی آگاهانه یا ناآگاهانه در این چندروز رقم زدند، حق‌الناس است. به‌ویژه اینکه اثر روانی آن تا مدت‌ها هم باقی می‌ماند و بسیاری از جنبه‌های زندگی این افراد را متأثر از خودش می‌کند.

تصویر نازیبای شهر

حتما تعجب می‌کنید که اگر بگوییم دیوارنویسی‌ها به‌ویژه وقتی برروی دیواری شخصی باشد و فرد را برای پاک کردن آن دچار زحمت کند یا در سطح شهر و مکان‌های عمومی باشد و برزحمت پاکبانان عزیز بیفزاید، نوعی حق‌الناس و ازبین بردن بیت‌المال است، حتی از نوع تبلیغاتی‌اش، چون غیرمستقیم هزینه اضافی را بر شهرداری‌ها برای برطرف کردن آنها تحمیل می‌کند.

هزینه‌ای که باید از محل عوارض و مالیات‌های مردمی تأمین شود. به این موضوع تصویر ناخوشایند و گاه آزاردهنده‌ای را که حجم زیاد تخریب‌ها در شهر برجا گذاشته هم اضافه کنید، مانند دود برجامانده از آتش‌سوزی‌ها یا تخریب درودیوار که روح و روان مردم را می‌آزارد، همه اینها حق‌الناس محسوب می‌شود.

راه‌بندان و نرسیدن‌ها

شاید برای نخستین بار باشد که بخواهید به مقوله حق‌الناس این‌گونه نگاه کنید. بی‌انضباطی‌های ما در زمان رانندگی‌کردن، مانند عبور از چراغ قرمز، پارک‌کردن روی خط عابرپیاده و ایستگاه‌های اتوبوس و تغییر خط نوعی حق‌الناس محسوب می‌شوند. خیلی از این تخلف‌های رانندگی، اثرشان در لحظه دیده نمی‌شود، مانند عبور از چراغ قرمز و ازبین بردن حق طرف مقابلمان که او را نمی‌شناسیم و نمی‌دانیم که ممکن است همان یک لحظه زودتر رسیدنش چه تأثیری بر اتفاق‌های آن روزش داشته‌باشد.

بنابراین خیلی طبیعی است که بپذیریم در شلوغی‌های این چند روز و راه‌بندان‌های ایجاد شده عمدی، وقت خیلی‌ها به‌ویژه نیرو‌های امدادی مانند اورژانس و آتش‌نشانی ازبین رفته‌است، همچنین بیمارانی که با وسایل نقلیه شخصی خود قصد عبورومرور داشته‌اند و اگر ما در ایجاد آنها نقش داشته‌ایم، حق‌الناسی برگردنمان ایجاد شده‌است.

آسیب به اموال مردم

خسارت به اموال مردم، مانند سوزاندن فروشگاه‌ها یا شکستن شیشه مغازه‌ها که ناگفته و نادیده برچسب «مالکیت شخصی» دارند از آشکارترین مصادیق حق‌الناس و جبران آن از اوجب واجبات است. گاهی این خسارت‌ها پیامد‌های طولانی‌مدت زیادی دارد، مانند آنچه در چند روز گذشته اتفاق افتاد؛ سوزاندن فروشگاه‌های زنجیره‌ای که افزون‌بر خسارت فعلی، سبب بیکاری تعداد زیادی فروشنده و کارمند در این مراکز هم شد.

افرادی که همه آنها دست‌کم مسئولیت یک خانوار را برعهده داشتند و تا مدت نامشخصی بیکار خواهند بود. یعنی شما حتی اگر خسارت مالی وارده به این فروشگاه‌ها را هم جبران کنید، باز هم نمی‌توانید کاری برای معیشت و استرس‌های روانی افراد بیکارشده در این مراکز تا زمان راه‌اندازی آنها -البته به شرط راه‌اندازی دوباره و به‌کارگیری این افراد- بکنید.

تخریب اموال عمومی

برخی بر این باورند که اموال عمومی، چون مالکیت شخصی ندارند و متعلق به تک‌تک مردم هستند، پس حکم اموال شخصی برای هرفرد را پیدا می‌کنند، یعنی اگر خودمان یا فرزندمان به صندلی اتوبوس یا فضای سبز آسیبی برسانیم، نیاز به جبران خسارت وارده نیست.

درحالی‌که ما فقط حق استفاده از منافع اموال عمومی را داریم، نه حق مالکیت بر آنها را. با این حساب، تکلیف خیلی از افراد با تخریب‌هایی که صورت گرفته مشخص است و باید حتی اگر ناآگاهانه و غیرعمد آن را مرتکب شده‌اند، درصدد جبران آن بربیایند. آسیب به اموال عمومی از خط‌خطی کردن‌های ساده برروی نیمکت‌های چوبی پارک و راه‌رفتن برروی چمن‌های وسط خیابان تا سوزاندن اتوبوس‌ها را شامل می‌شود.

چرخه خشونت اجتماعی

حتما شنیده‌اید که بدعت‌گذاران رسم‌های ناشایست، تا زمانی که آن رسم در جامعه‌ای برقرار باشد، در گناه آن سهیم هستند، برای نمونه برگزارکنندگان جشن طلاق که قصد سفیدشویی از قبح آن را دارند، طلاقی که ناپسندترین حلال خداوندی است! اینها را گفتیم که بگوییم بسیاری از کار‌هایی که ما انجام می‌دهیم خواسته و ناخواسته سبب سرایت و اشاعه آن کار‌ها در جامعه می‌شود، مانند عبور کردن از چراغ قرمز که به زبان بی‌زبانی به دیگران می‌گوید شما هم اگر زرنگ باشید می‌توانید بدون هرگونه پیامدی این اشتباه را مرتکب شوید.

 بنابراین همه افرادی که در این چند روز با رفتار‌های خشن خود سبب آسیب به اموال عمومی و خصوصی و عبور از خط قرمز‌های اجتماعی شده‌اند و این رفتار‌ها را در جامعه و به‌ویژه بین قشر جوان و نوجوان ناآگاه ما اشاعه داده‌اند، در خطای پیش‌آمده سهیم هستند و تا زمانی که آنها در برابر هر کنشی دست به خشونت‌های این‌چنینی بزنند و آسیب ببینند، مسئول هستند؛ حق‌الناسی که اصلا به چشم نمی‌آید ولی باید برای آن پاسخ‌گو باشند.

{$sepehr_key_181753}

جان‌های ازدست‌رفته

قبول داریم که بخشی از اتفاق‌های افتاده برنامه‌ریزی شده و وارداتی بود تا تلاش‌های ناکام دشمنان این مرزوبروم، این‌بار از طریق ایجاد ناامنی در کشور به ثمر برسد، ولی بخشی از این دمیدن‌ها در آتش خشونت و ناامنی را شهروندان غافل و ناآگاه خود ما رقم زدند، افرادی که هیجانی رفتار کردند و ندانسته شرایط را به سمت خشونت بیشتر پیش بردند.

خشونتی که در هیاهو‌های آن عده‌ای جان خود را ازدست دادند. صحبتمان درباره افرادی است که به قصد آرام کردن شرایط و جلوگیری از تسری بیشتر آن به جامعه وارد معرکه شدند. 

همچنین کسانی که ناخواسته و رهگذری در این شلوغی‌ها قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند و چندین خانواده را داغ‌دار و از روند زندگی طبیعی خارج کردند. شاید شما تعریف دیگری برای این ضایعه داشته‌باشید ولی واقعیت امر این است که حق‌الناسی اتفاق افتاده و درد و رنجی دائمی به خانواده‌ای تحمیل شده‌است که آثار منفی آن می‌تواند حتی تا چند نسل ادامه پیدا کند. منظورمان پیامد‌هایی است که جای خالی مادی و معنوی هرکدام از این افراد می‌تواند در خانواده‌هایشان داشته باشد.