محیا جعفری| شهربانو، درآمد از آن مسائلی است که برای خیلی از ما مهم است. بعضیها از بعد دانشگاه تازه به فکر آن میافتیم ولی بعضی که دستشان جلوتر است از همان روزهای نوجوانی سراغ یک حرفهای میروند که درآمدی کسب کنند. در دورهمی این شماره از دهه هشتادیها سراغ دخترانی رفتهایم که شغلی را تجربه کرده و چالشهایی را پشت سر گذاشتهاند. در جمع ما یک معلم عربی، مربی مهدکودک، نقاش و دو دختر هنرمند حضور داشتند که هر یک از تجربهها، حسوحال و چالشهایشان در ورود به عرصه کسبوکار و انتخاب رشته صحبت کردند.
ریحانه ناصری: اشتغال بهدلیل ایجاد حس استقلال برای نوجوانان جذاب است، چرا که نوجوان تمایل دارد مستقل باشد و به کسی وابسته نباشد. ورود به دنیای کسبوکار با وجود جذابیتهایش، معایبی نیز بههمراه دارد. بهنظر من در انتخاب شغل باید منطقی برخورد کرد و هزینهها و منافع آن را با هم سنجید. اگر شغل انتخابی قرار باشد جایگاه اجتماعیای را که در زندگی یا خانواده دارم از من بگیرد، ترجیح میدهم به سمت آن نروم. برای اینکه در ازای انتخاب شغل، هزینه سنگینی پرداخت نکنیم، میتوانیم با افراد صاحبنظر مشورت مفید و مؤثری داشته باشیم.
زهرا نسیم طوسی: در جامعه کنونی، با توجه به اهمیت رسانه و تأثیری که بر افکار عمومی دارد، دختران نوجوان به سمتی رفتند که حتما باید مسیر کاری را شروع کنند و مستقل شوند. معمولا از دوره دوم متوسطه، زمانیکه دختران در تبوتاب انتخاب رشته هستند و علاقهمندیهای خود را دنبال میکنند، گرایش به استقلال مالی نیز در آنها افزایش مییابد. بهنظر من، شرایط لازم برای اشتغال یک دختر هجدهساله در جامعه ما بهطور کامل فراهم نیست؛ متأسفانه در برخی محیطها با نگاهی منفی با او برخورد میشود. مثلا ممکن است تصور کنند از نظر اقتصادی ضعیف است که از همین حالا بهدنبال کار است، یا اینکه حتما باید چهره و استایل خاصی داشته باشد. برای من، بهعنوان یک دختر چادری، بارها پیش آمده که در محیطهای کاری توجه خاصی به ظاهر و پوشش من شده است.
یاسمن تمیزالبنا: من به عنوان کسی که در آموزشگاههای کنکور تدریس زبان عربی دارم، معتقدم توجه به ظاهر بیشتر در سطح این آموزشگاهها مطرح است، اما بستگی دارد به اینکه دخترخانم چه نوع رفتاری دارد. خود من به عنوان تنها دختر چادری که در آن محیط مشغول به کار بودم با این موضوع کنار آمدم. اگر کسی بخواهد کار کند، حتی میتواند از منزل خودش شروع کند و از فضای مجازی بهصورت مفید استفاده کند. خانمها میتوانند کارهای خود را از طریق آگهی یا تولید محتوا در فضای مجازی منتشر کنند. البته باید اضافه کنم که به نظر من بعضی از مشاغل با حجاب برتر مخالفت دارند، مانند مهمانداری یا بازیگری که قالبا باید چادرش را کنار بگذارد.
{$sepehr_key_181871}
نسترن احمدی: به نظر من برای تحقق استقلال مالی، شغلی که دخترخانم انتخاب میکند باید با حجاب و فرهنگ خانوادهاش همخوانی داشته باشد. بعد از گذراندن کنکور، بهتر است بیشتر به دنبال شغلی باشیم که با رشته تحصیلیمان مرتبط باشد و درگیر کارهای متفرقه نشویم. خیلیها را دیدهام که رشتهشان پزشکی بوده، اما اکنون به آرایشگری مشغول هستند! حتی ممکن است بیان نوع شغل، مانند اینکه کسی تاتوکار است، در محیط خانواده جلوه اجتماعی مناسبی نداشته باشد، اما این هم یک شغل است دیگر.
یاسمن تمیزالبنا: من دیپلم کامپیوتر داشتم و علاقهمند بودم که رشتهام در دانشگاه کامپیوتر باشد، اما به سمت رشته انسانی حرکت کردم. شاید در آن مقطع خانواده مذهبی من معتقد بودند که رشته کامپیوتر در دانشگاه آزاد، با توجه به حضور تعداد زیادی پسر، مناسب نیست یا اینکه ممکن است بازار کار خوبی نداشته باشد و در پیدا کردن شغل موفق نشوم. به همین دلیل به سمت رشته زبان عربی رفتم. هنگامی که لیسانسم را گرفتم، هر دو علاقهام را دنبال کردم؛ صبحها کامپیوتر و مبحث تولید محتوا را از پایه دهم تا دوازدهم تدریس میکردم و بعدازظهرها تدریس زبان عربی برای شاگرد خصوصیام داشتم. اگر کسی به چیزی علاقه داشته باشد، قطعا از آن دست نمیکشد و دنبال آن میرود. اکنون در جامعهای زندگی میکنیم که دختران بهدنبال استقلال مالی هستند و ترجیح میدهند هنگام جستوجوی شغل، کاری را انتخاب کنند که به آن علاقهمند باشند.
ریحانه ناصری: من خودم شدیدا به بافت مو علاقهمند هستم، اما شاید کار کردن دربرخی سالنهای زیبایی که با حجاب مشکل داشتند کمی سخت باشد، اما من چشمم را بر روی سختی بستم و ادامه دادم.
یاسمن تمیزالبنا: شاید شنیده باشید که معدل دخترخانمی ۲۵/۱۹ شده، مدیر مدرسه او را به سمت رشتههای تجربی و ریاضی هدایت میکند، در حالیکه خودش به رشته گرافیک علاقه دارد! با این حال، به او گفته میشود که برای رفتن به هنرستان «تو حیف هستی». دخترخانم هم با اجبار به رشته تجربی میرود و شاید حتی در آینده دکتر شود، اما علاقهای به کارش ندارد و صرفا مدرکی را بدون علاقه دریافت کرده است. ما از این نمونهها زیاد داریم.
زهرا نسیم طوسی: پروفسور سمیعی گفتهاند: اگر علاقه وجود داشته باشد، سلولهای مغزی مادهای ترشح میکنند که باعث میشود ناخودآگاه، اگر مطلبی را حتی یکبار بشنوید، آن را درک کنید. برای من هم این اتفاق افتاد؛ معدل من در کلاس نهم ۲۰ بود و زمانی که در هنرستان ثبتنام کردم، اطرافیانم من را سرزنش کردند و گفتند کار اشتباهی انجام دادهام. اما پدر و مادرم از من حمایت کردند. حالا که به گذشته نگاه میکنم، از خودم میپرسم در این دوازده سال چه چیزی یاد گرفتی؟ چه آموختی که باعث رشدت شده باشد؟ جز اینکه شب امتحان درس میخواندیم تا صبح امتحان بدهیم و فقط نمره قبولی بگیریم، و در نهایت هم هیچ چیزی از آن درسها یادمان نمیماند؛ تا اینکه کنکور بدهیم و با رتبه خوب قبول شویم.
ریحانه ناصری: زمانی که من انتخاب رشته کردم، بین رفتن به هنرستان و رشته معارف مردد بودم؛ از طرفی به میکاپ و شینیون مو علاقه زیادی داشتم. پدر و مادرم در تصمیمگیری به من کمک مؤثری کردند و گفتند: «رشته معارف را انتخاب کن و در کنار کلاسها، میکاپ و شینیون را هم ادامه بده و مدرک فنی و حرفهای بگیر.» من هم این دو مسیر را همزمان پیش بردم، برای هر دو انرژی دارم و از انتخابم و راهنمایی والدینم کاملا راضی هستم.
یلدا درواری: من الان چالش انتخاب رشته را دارم و باید میان رشته نظری و هنرستان رفتن یکی را انتخاب کنم و نیاز دارم خانواده مرا درک کنند و از من حمایت کنند، اما سردرگم هستم، چون اطرافیانم موافق رشته نظری هستند، در نهایت هم میگویند هر طور که خودت دوست داری، ولی رشته نظری را انتخاب کن و در کنارش هنر را ادامه بده، چون هنر چیز خاصی ندارد که به عنوان رشته آن را انتخاب کنی! من در کلاسهای کار و فناوری مدام در تکاپو بودم و ذوق زیادی داشتم. در واقع باید بگویم بعضی خانوادهها میخواهند فرزندشان مسیری را انتخاب کند که آنها دوست داشتند تجربه کنند یعنی آرزوهایی که خودشان به آن نرسیدند، دوست دارند فرزندشان برسد.
زهرا نسیم طوسی: به نظر من روی مهارتهای فرزندشان باید بیشتر کار کنند تا بتواند مسیر درستی برای شغل آیندهاش انتخاب کند.
نسترن احمدی: اگر ما سراغ کاری یا مهارتی برویم که مطابق اصول خانواده نباشد قطعا باید منتظر شنیدن کلمه نه باشیم، اما اگر سراغ کار یا مهارتی برویم که در سطح خانواده باشد قطعا ما را حمایت میکنند. یک دختر چادری باید مسیری را انتخاب کند که در شأن چادری که سرش میکند باشد.
یلدا درواری: خانواده در ابتدا باید مزایا و معایب مسیر برای فرزندشان را نشان دهند و صرفا راهنمایی کنند نه اینکه انتخابهای خود را به او تحمیل کنند.
یلدا درواری: ابتدا باید شرایطی مانند شخصیت و وضعیت زندگیمان را بسنجیم، سپس فردی را به عنوان الگو انتخاب کنیم که با این شرایط همخوانی داشته باشد.
زهرا نسیم طوسی: قطعا الگوی ما حضرت زهرا (س) هستند؛ پیغمبر کارهای خانه را به ایشان سپرده بودند و ایشان به خانمهای اطراف خود آموزشهای دینی میدادند، در زندگیشان تعادل ایجاد کرده بودند و خانواده را بهخوبی مدیریت میکردند. به نظر من، معلم بودن حرمت یک زن را بالا میبرد و نشان میدهد که دارای مهارتهایی مانند فن بیان و علم کافی برای انتقال آن به دیگران است. من خودم الگوی کوچکی که دنبال میکنم، خانم سهیلا سامی، جراح مغز و اعصاب، هستند که تحصیلاتشان در آلمان بوده و سپس به ایران بازگشتند تا به مردم خود خدمت کنند. چنین شخصیتی برای من بسیار جذاب بود، زیرا او با همان الگوهای دینی، شخصیت اصیل خود را حفظ کرد.
ریحانه ناصری: من خانم طناز بحری، فوقتخصص بیماریهای خون، را الگو قرار دادم، او داخل هلند درس خواند و با حجاب اسلامی که داشت برگشت به کشورش تا به ملت خود خدمت کند. ویژگی ظلمستیزی خود را حفظ کرد و گفت چرا مالیاتی که من در هلند میدهم باید بمب شود بر سر بچههای بیگناه فلسطین!
یاسمن تمیزالبنا: یکی از تأثیرات منفی که الان متأسفانه بلاگرهای ما در فضای مجازی بر روی افکار عمومی نوجوانان و جوانان دارند این است که صحبتهایی درباره درس نخواندن میکنند و میگویند بدون درس خواندن هم میتوان پولدار شد!
یعنی خیلی راحت قشر نوجوان را از درس خواندن و ادامه تحصیل دلسرد میکنند. در همین دوازده روز جنگ تحمیلی که اینترنت ملی شده بود، بلاگرها چگونه کسب درآمد میکردند؟ قطعا از آنچه از قبل داشتند برای خورد و خوراک هزینه میکردند. بلاگری بخشی از شغل است، نه تمام آن؛ حتی اگر کسی بخواهد صفحه شخصی یا به عبارتی پیج بزند، باید حداقل ۳ سال زمان صرف کند تا صفحهاش رشد کند و به درآمدزایی برسد. در کل فضای مجازی میتواند کمککننده باشد ولی الگو نه.