نسخه امیرالمومنین(ع) برای آرام کردن دل‌های بی‌قرار

به گزارش شهرآرانیوز؛ ماه رجب هم روبه‌پایان است و خیلی‌هایمان در همین روز‌های پر‌التهاب و اضطراب آور، در آرزوی محوّل‌الحوالی هستیم که نمی‌دانیم از کجا و چطور قرار است روزیمان شود. گفتگویمان با حجت‌الاسلام مرتضی رستم‌بیگی (استاد حوزه و دانشگاه، فعال فرهنگی و دبیر تشکل جوانان انقلابی) در راستای همین دغدغه و نیاز ضروری این روزهاست.

دردتان اینجاست، دارویتان هم اینجاست‌

حتی فقط یک قسمت از صحبت‌های آیت‌الله بهجت هم کافی است تا به این نتیجه برسیم استغفار فقط برای آمرزش گناه نیست و در واقع یکی از کاربردی‌ترین ذکر‌ها خصوصاً در زندگی‌های شلوغ امروزی است. آنجا که ایشان گفته بود: «استغفار فقط برای توبه و آمرزش از گناهان نیست بلکه هر جا کم آوردی، حوصله نداشتی، گرفته بودی، پول نداشتی باطریت تموم شد تسبیح را بردار و صد مرتبه بگو استغفر الله ربی و اتوب الیه... تا آرام شوی.

{$sepehr_key_182070}

حجت‌الاسلام رستم بیگی چرایی کاربردی‌بودن استغفار در زمینه‌هایی مختلف را این گونه توضیح می‌دهد: «حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند که أَلاأُخْبِرُکمْ (أُنَبؤُکمْ) بِدآئِکمْ مِن دَوآئِکمْ؟ آیا شما را خبر بدهم هم از دردتان و هم از درمانتان؟ دَآؤُکــم الذنُـوبُ، ودَوآؤُکـم الإِسْتِغْفارُ؛ دردتان گناهان است و دوا و درمانتان هم استغفار است. در این روایت پیامبر فرمودند دوای درد استغفار است، نگفتند استغفارصرفاً برای رهایی از عذابی هست که به دنبال داریم. درد‌های ما می‌تواند باران‌های روانی ما باشد، چه آشکار باشند و چه پنهان. مثلاً افسردگی، استرس، اضطراب، خشم کنترل نشده، بدگمانی و نا‌امیدی در زندگی، اینها همه درد است. حتی اینکه در وقتمان برکت نداریم، در رزق و روزیمان برکت نداریم. اینها هم درد است. کاهش معنویت هم درد است، اینکه از اعمال عبادی مثل نماز را با لذّت و سرحال انجام نمی‌دهیم، درد است. اینها که گفتم اقسامی از درد است و پیامبر فرمود درمان همه‌ی درد‌ها استغفار است. یعنی استغفار یک داروی کامل است برای همه‌ی دردها.»

استغفار فقط یک کلمه نیست؛ یک فرآیند ترمیمی است

یک کلمه و این همه برآیند؟! قطعاً خیر. مثل همیشه اینجا هم برآیندنتیجه‌ی یک فرایند است. حجت‌الاسلام رستم بیگی فرایند ترمیمی استغفار را این طور توضیح می‌دهد: «استغفار فقط یک کلمه نیست، استغفار یک فرایند است. استغفار جبران و ترمیم می‌کند. انسان با استغفار با پروردگار ارتباط می‌گیرد و با همین احساس ندامت و پشیمانی به خدا اعلام می‌کند که از اشتباهش پشیمان است و درخواست می‌کند که خداوند آثار آن گناه را برایش از بین ببرد. در واقع درخواست می‌کند که غفره که به معنای پوشاندن است برایش شکل بگیرد و بین گناه و آثار گناهش فاصله ایجاد شود، و با غفرانی که ایجاد می‌شود در واقع ترمیم شکل بگیرد.

آگاهی از درد هم اولین قدم درمان است، و ما تا وقتی از دردهایمان آگاه نباشیم سراغ درمان هم نمی‌رویم. استغفار بازسازی ارتباط با خداوند متعال است، استغفار به‌نوعی سیگنال فرستادن برای‌خداست، با استغفار پل ارتباطی می‌زنیم برای اتصال به منبع لایزال و لایتناهی و قدرت بی‌منتها.»

اندوه را می‌زداید، غم را برطرف و دل را آرام می‌کند

رحمت الهی! حتی باز شدن روزنه‌های این ضرورت شگفتی‌ساز هم با استغفار، انجام شدنیست: «اندوه را می‌زداید، غم را برطرف می‌کند و دل را آرام می‌کند. اینها را مولایمان علی علیه‌السلام می‌گوید. موضوع چیست؟ فرایند استغفار. در هیاهوی اضطراب و استرس این روزها، همگی به دنبال راهی برای در امان بودن از این عذاب روحی هستیم. همه‌ی آن چیزی را که به دنبالش هستیم، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در همین سه جمله در بیان آثار استغفار فرموده‌اند. در‌ واقع یک کار دیگری که استغفار می‌کند این است که روزنه‌های رحمت را به روی انسان باز می‌کند. بعضی وقت‌ها این کثرت غصه‌ها در حقیقت یک نشانه‌ای است از بسته‌شدن دریچه‌های رحمت به روی انسان. البته ما خودمان می‌بندیم نه خداوند متعال. خودمان یک چتری بالای سر خودمان گرفتیم. استغفار آن دریچه‌ها را باز می‌کند و این چترهاو حجاب‌ها را کنار می‌زند.»

داروی اثربخش اندوه ناشی از مشکلات حل نشده هم اینجاست‌

بیان چند مصداق از واژه «هموم» در زندگی‌های امروزی و ربط آن به استغفار، در صحبت‌های حجت‌الاسلام رستم بیگی شنیدنی است: «در روایتی دیگر رسول‌الله ِ صلی‌الله علیه و آله می‌فرمایند: مَن کَثُرَتْ هُمومُهُ فَعلَیهِ بالاستِغفارِ. یعنی هر کسی غصه‌ها و نگرانی‌هایش زیادشد لازم است که استغفار کند. هُموم یعنی همان استرس، یعنی همان اضطراب، یعنی همان بار مسئولیت‌ها، یعنی اندوه ناشی از مشکلات حل نشده، حسرت فرصت‌های ازدست‌رفته و... همه اینها می‌تواند علت‌های مختلفی داشته باشد، در اینجا هم استغفار یک داروی کاملی است که می‌تواند پاک‌سازی کامل درونی انجام دهد و این استرس‌ها و نگرانی‌ها را از بین ببرد. در واقع این اتصال ما به منبع قدرت بی‌منت‌ها از طریق استغفار، هُموم ما را برطرف می‌کند.»

حتی برای محبّت نکردن‌ها هم استغفار لازم است

استغفار فقط مربوط به چند گناه معروف و بزرگ نیست، حتی گاهی برای استفاده‌نکردن از فرصت‌ها و برای محبت‌نکردن‌هایمان هم باید استغفار کنیم. حجت‌الاسلام رستم بیگی در توضیح این جملات می‌گوید: «پس گفتیم مهم‌ترین کاری که در ماه رجب می‌توان انجام داد و خیلی سفارش شده است استغفار است. اما خیلی وقت‌ها استغفار ما در این حد است که خب یک عملی است که سفارش شده و فقط به زبان استغفرالله می‌گوییم، اما در دلمان خبری از استغفرالله نیست، حتی گاهی انگار با استغفار کردنمان در دلمان سر خدا هم منّت می‌گذاریم که ما که گناهی نکردیم، ما که خطایی مرتکب نشدیم فقط، چون توصیه شرعی است که مثلاً هر صبح هفتاد مرتبه استغفار کن من هم می‌گویم. چرا این‌طور است؟ چون فکر می‌کنیم گناه فقط همان چند تا گناهان بزرگ معروف منظور است، در حالی که این طور نیست و نباید حساب کِشی کلّی انجام دهیم.»

اشاره‌ی حجت‌الاسلام رستم بیگی به توبه‌نامه شهید علیرضا محمودی سیزده‌ساله، به‌عنوان نمونه‌ای جالب از همین حساب کشی کلی نکردن و توجه به جزئیات رفتار و گفتار و کردارمان حُسن‌ختام این گفتگوست: «پناه می‌برم از این که حسد کردم، از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی‌دانستم.

از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم.

از این که در غذاخوردن به یاد فقیران نبودم.

از این که مرگ را فراموش کردم.

از این که در راهت سستی و تنبلی کردم. از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم. از این که در سطح پایین‌ترین افراد جامعه زندگی نکردم.

از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند. از این که شب بهر نماز‌شب بیدار نشدم. از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده‌دارتر از همه هستم. از این که لحظه‌ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم.

از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع‌تر نبودم. از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم. از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید. از این که نشان دادم کاره‌ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند. از این که ایمانم به بنده‌ات بیشتر از ایمانم به تو بود. از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می‌نویسی و با حافظه تری. از این که در سخن‌گفتن و راه‌رفتن ادای دیگران را درآوردم. از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند. از این که از گفتن مطالب غیرلازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم. از این که کاری را که باید فی‌سبیل‌الله می‌کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم.

از این که بی‌دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم. از این که " خدا می‌بیند " را در همه کارهایم دخالت ندادم.

از این که کسی صدایم زد، اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا به نشنیدن زدم.»

منبع: فارس

{$sepehr_key_182069}