به گزارش شهرآرانیوز؛ مدت زیادی از اجرای طرح جدید کالابرگ برای حفظ نسبی قدرت خرید مردم نمیگذرد. دو روش مختلف مستقیم و غیرمستقیم برای آن پیش بینی شده تا شهروندان بتوانند یکی از این دو گزینه را انتخاب کنند. در روش نخست مبلغ یک میلیون تومان برای هر نفر به کالایی خاص اختصاص مییابد و افراد به هر میزان که مدنظر داشته باشند کالایی را خرید میکنند. روش دوم نیز این گونه است که مردم کالابرگ بر اساس فهرست سبد معیشتی کالاهای مشخص شده اساسی را با میزان معلوم از فروشگاههای مدنظر تهیه میکنند.
اما اجرای این طرح کمک معیشتی به گفته شهروندان با خرده فرمایشهای فروشگاه دارانی که کالابرگ ارائه میدهند همراه بوده که به مذاق مصرف کننده خوش نیامده است. خرده فرمایشهایی که به گفته سجاد سنگسری، رئیس مرکز بازرسی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در طرح بهبود معیشت مردم جزو مصادیق تخلف اجرای طرح کالابرگ به شمار میرود و میتوان به مواردی همچون تأکید فروشگاهها بر خرید برندی خاص، دریافت کارمزد، الزام به خرید تمام اعتبار در یک روز و یک فروشگاه و فروش نقدی اعتبار سبد غذایی اشاره کرد.
گزارش میدانی نیم روزه صدای مردم شهرآرا از بازارهای توزیع ارزاق سطح شهر و نحوه اجرای کالابرگ الکترونیکی و گفتوگو با مردم و کاسب کارهاست.
بازار شلوغ ارزاق خیابان مصلی از پررفت و آمدترین گذرهای شهر مشهد است. کمتر کسی است که ساکن مشهد باشد و یک بار گذرش به راسته پروپیمان خیابان مصلی نیفتاده باشد. هوای سرد و استخوان سوز زمستان هم مانعی برای حضور شهروندان نشده است و به تعبیر معصومه مسلمی که از قاسم آباد برای خرید مقرون به صرفه به خیابان مصلی آمده است، خرید ارزاق و خواروبار سرما و گرما نمیشناسد.
کارمند بازنشسته و سرپرست خانوار است. میگوید: با این حقوق ناچیز بازنشستگی و سه سر عائله جزو دهک پنجم هستم. روغن و برنج و دیگر خوارباری که روی صندلی ماشین گذاشته را نشانم میدهد و میگوید: همین چند قلم را که میبینید حدود ۱۰ میلیون تومان شده است. این چهارمیلیونی که برای من و سه فرزندم هست نمیگویم بد است، اما به طور حتم کافی نیست.
او در ادامه بیان میکند: اگر دولت همین طرح را ادامه دهد و قطع نشود خانواده بهتر میتوانند روی آن حساب باز کنند. من اگر بدانم هرماه چهارمیلیون تومان دارم حداقل خرید مرغ و گوشت را با این چهارمیلیون تومان انجام دهم. این طور بگویم حداقل ذهنم بابت مرغ و گوشت راحت است.
برایش سؤالی حین خرید پیش آمده است که آن را در میان میگذارد: هنگام خرید کالابرگ فروشگاه رقمی حدود ۵۰ هزار تومان را از حسابم کسر کرد. از او این کسر وجه از حسابم را پرسیدم. پاسخ داد: بر اساس تصمیم بانک مرکزی موقع خرید از کالا برگ الکترونیک باید این وجه کسر شود، اما من شنیده بودم باید ۵ هزارتومان کسر کنند نه ۵۰ هزارتومان.
او حرفش را با یک پرسش تمام میکند: آیا این یک تخلف آشکار نیست؟
{$sepehr_key_184008}
محمد مؤمن یکی از متصدیان فروش در فروشگاههای بازار مصلی است. او کسر هزینه هنگام خرید کالابرگ را این طور توضیح میدهد: به ازای هر بار خرید ۵ هزار تومان از حساب سرپرست خانوار کسر میشود، اما بیشتر از این مبلغ نباید از حساب مردم کسر شود.
از این مسئول فروشگاه درباره بیشترین خرید مردم سؤال میپرسم و او این طور پاسخ میدهد: از پلاستیکهای خریدی که در دست مردم هست مشخص است، گوشت، برنج و روغن البته اگر چیزی بماند تخم مرغ.
داخل یکی از فروشگاه بزرگ، تعدادی از مردم برای خرید برنج قیمت مناسب صف کشیدهاند. با یکی از مو سپیدها که موفق به خرید شده است سر صحبت را باز میکنم. دل پری از وضعیت دارد و میگوید: مردم تمام خرید خود را از این کالابرگ به مواد غذایی ضروری مثل گوشت و برنج و روغن و قند اختصاص میدهند، اما در همین اقلام ضروری و واجب میبینیم که کم فروشی یا گران فروشی میشود. این شهروند در ادامه به ۵ کیلوگرم برنجی که خریداری کرده است اشاره میکند و میگوید: این برنج هندی را ماه گذشته، کیلویی ۱۲۰ هزار تومان خریداری کردم، اما اکنون کیلویی ۲۰۰ هزار تومان باید برای آن هزینه بدهم.
او در ادامه آدرس یکی دیگر از فروشگاهها را میدهد و میافزاید: همین برنج را هر کیلو ۱۵۰ هزار تومان میفروشد و کالابرگ را قبول نمیکند. او ادامه میدهد: اگر قیمتها واقعی، ثابت و متعادل شود، کالابرگ هم نبود، نبود.
پسر جوان این مرد هم میگوید: باید نظارت بر فروشگاههایی که مشمول این طرح هستند زیاد باشد تا کالاها را به هر قیمت من درآوردی دست مردم ندهند.
در فروشگاه پروتئینی محدوده میرزا کوچک خان همه نوع گوشت سفید و قرمز موجود است. سبدهای پلاستیکی مملو از مرغهای تازه و به روز است، اما هنوز خبری از درج نرخ روز اتحادیه نیست. شهروندی در این باره میگوید: همه ارزاق به لطف خدا به وفور هست، اما توان خرید نیست.
این شهروند درباره قیمتها نیز این طور توضیح میدهد: قیمت اقلامی که با کالابرگ میدهند کمی متفاوت است. مثلا مرغ را که کیلویی ۲۰۰ هزار تومان با کالابرگ میفروشند میتوان در بازار آزاد تا کیلویی ۱۷۰ هزار تومان نیز پیدا کرد. گوشت قرمز گوسفندی یا گوساله هم برای من که دهک نهم درآمدی هستم قابل خرید نیست چه برسد به دهکهای پایینتر درآمدی.
یکی از شهروندان از دست کاسب محله اش در انتهای خیابان فلسطین و تقاطع دستغیب شاکی است. زن جوان میگوید: بیشتر این مغازه دارها طرح کالابرگ ندارند همانها هم که پذیرفتهاند فروش کالابرگی داشته باشند بینشان گرچه آدمهای منصف هستند، اما برخی هایشان شمشیر را از رو بستهاند. برای تهیه مرغ به فروشگاهی رفتم و یک عدد مرغ متوسط خواستم، اما فروشنده گفت کل مبلغ کالابرگ را باید از ما خرید کنید و باید بقیه اش را پاچین یا ران مرغ بخرید! این نحوه برخورد با مشتری به نظرم عین بی عدالتی و تخلف است.
آدرس کاسب را میپرسم، در قالب مشتری سراغش میروم. حرف شهروند درست از آب درمی آید و دقیقا با همان پاسخ رو به رو میشوم که باید همه کالابرگ را از همین مغازه و با شرایطی که او تعیین میکند خرید کنم.
{$sepehr_key_184009}
وضعیت محدوده طبرسی به دلیل غائله اخیر ناخوش احوال است. هنوز رد سیاهی اغتشاشات و سوختگی مغازهها و فروشگاهها بر چهره این گذرها به چشم میخورد.
مقابل فروشگاه بزرگی که هنوز در این گذرها نفس میکشد شهروندی با چند پلاستیک خواربار از قند و تخم مرغ و مقداری برنج در دست، منتظر تاکسی اینترنتی است. میگوید دهک ششم درآمدی است. از او میخواهم میزان رضایتش را از کالابرگ بگوید. پاسخ میدهد: در این شرایط و اوضاع اقتصادی کاچی به از هیچی است.
نکتهای که این شهروند به آن اشاره دارد درباره قوانین برخی از فروشگاههای عرضه کننده کالابرگ است. او میگوید: همین فروشگاه را که میبینید مدام فروشندههای آن اصرار میکنند از فلان محصول باید خرید کنیم و یکی از اقلامی که تهیه میکنیم باید از برند مدنظر آنها باشد. کاملا معلوم است که با آن برند معامله کردهاند. اگر جلو این اتفاقها گرفته شود خوب است.
گلایه دیگرش هم این است کهای کاش اجازه داشتند اعتبار چهارماهه را یک جا خرج کنند. او میگوید: دولتیها اعتباری قائل شدهاند خوب است، اما کاش میتوانستیم همین ۴ میلیون تومان برای هر نفر را یکجا خرید کنیم چرا که قیمتها ساعت میزند.
«فروش روغن به قیمت قدیم» عبارت جلب توجه کنندهای است که در فروشگاه بزرگ و اسم و رسم دار خیابان بهار روی شیشه چسبانده شده است. طلب یک بطری روغن میکنم. خانمی که پشت دخل نشسته است میگوید: درصورتی روغن میدهیم که همه کالابرگتان را در همین فروشگاه خرج کنید.
از او میخواهم خریدم جزو روش دوم کالابرگ باشد و سبد معیشتی را در اختیارم قرار دهد. مسئول فروشگاه بلافاصله پاسخ میدهد: ما درمورد این طرح هیچ اطلاعی نداریم. کالاهای آن هم خاص است و از مکانهای تعیین شده باید خریداری کنید.