مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ تشکیل انجمنهای ملی، یکی از دستاوردهای نهضت مشروطیت در ایران بود؛ انجمنهایی که با هدف بالابردن مشارکت مردم در اداره جامعه و بهرهمندی از ظرفیتهای بالقوه و بالفعل عموم در بهبود کیفیت زندگی ایرانیان شکل گرفت و با وجود مشکلات فراوانی که در مسیر فعالیت آنها وجود داشت، منشأ خدمات متعددی شد و نهادهای تأثیرگذاری را در جامعه بحرانزده ایران پایهگذاری کرد.
«انجمن خیریه سعادت» یکی از این انجمنها بود؛ انجمنی که زمزمه تأسیس آن در فروردین ۱۲۸۶ خورشیدی در شهر مشهد به گوش رسید و مدتی بعد، رسما اعلام موجودیت کرد.
برخلاف باور برخی پژوهشگران که ذات فعالیت چنین انجمنهایی را صرفا سیاسی میپندارند و مایلاند برای آنها اهداف سیاسی تعریف کنند، بخش عمده فعالیت انجمنهایی مانند انجمن سعادت، بر توسعه رفاه عمومی و ترویج مؤسسات تمدنی جدید تمرکز داشت. آنها میکوشیدند با استفاده از ابزارهای گوناگون، مانند رسانه، ساختار مؤسسات تمدنی جدید مانند شیرخوارگاه و قرائتخانه را به مردم تفهیم و با این آشنایی، راه را برای انتشار اطلاعات در جامعه و افزایش آگاهی عمومی باز کنند.
نگارنده منکر سوابق سیاسی برخی از گردانندگان این انجمن و نیز اقدامات گوناگون آنها در این راستا نیست، اما اعتقاد دارد که پرداختن صرف به این بخش از حیات سیاسی اعضای انجمن سعادت، باعث نادیده گرفتن اقدامات و خدماتی شده که برخی از آنها در تاریخ مشهد بیسابقه بوده و اثرات انکارناپذیری بر تاریخ این شهر گذاشته است.
***
توضیح عکس:
اعضای انجمن سعادت خراسان (۱۲۸۶ خورشیدی)
نفر نشسته وسط: متینالسلطنه (رئیس انجمن)
ردیف اول از چپ به راست: سالار ممتاز رئیس نظمیه مشهد/ ... / دکتر فتحعلیخان مسیح/ منوچهر منوچهریان/ ... / شاهزاده محسنمیرزا/ دکتر حسینخان و پسرش دکتر علیاکبر شریف/ مصدقالسطان تفضلی
ردیف دوم از راست به چپ: عماد روضهخوان/ بشارتالدوله رئیس تلگرافخانه/ جراحباشی/ محمدحسینمیرزا/ جلالالسلطان پسر رکنالدوله/ جلیلمیرزا/ ارفعالسلطان/ ... / علیاکبر کاشف
ردیف سوم از راست به چپ: حاجیمحمدجعفر میلانی/ دکتر غلامرضاخان / ... / میرزا اسماعیلخان معاون مالیه معروف به موسیو/ میرزاصادقخان تبریزی، مدیر هفتهنامه خورشید/ محمدباقرخان سرتیپ پدر محمود صبائی/ حاجیابوالقاسمخان بازرگان/ ... / میرزاتقیخان معاونالایاله ...
ردیف چهارم از راست به چپ: اقبالالتولیه/ معاونالصنایع معمارباشی/ ... / آقاسیدحسیناردبیلی ...
ردیف پنجم از راست به چپ: محمدابراهیم میلانی/ حاجیعبدالرحیم صراف/ میرزا ابراهیمخان، برادر میرزا اسماعیلخان/ نظام کاشمری.
مؤسسان انجمن خیریه سعادت، جملگی از طرفداران مشروطیت بودند و خود را افرادی وطنخواه و دوستدار ترقی میدانستند. ریاست انجمن را «عبدالحمیدخان متینالسلطنه» برعهده داشت؛ فارغالتحصیل دانشگاه آکسفورد و از پیشگامان روزنامهنگاری مدرن در ایران. متینالسلطنه از مقامات گمرک بود و پیش از ورود به مشهد، در بوشهر خدمت میکرد و در همین شهر، به انتشار دو روزنامه «طلوع» و «مظفری» مبادرت ورزید.
متینالسلطنه در سیونهسالگی به دست یکی از اعضای کمیته مجازات در تهران ترور شد. از دیگر اعضای این انجمن میتوان به «میرزاعبدالرحیم صراف»، «سیدحسین اردبیلی»، «میرزامحمدصادق تبریزی»، «حسینمیرزا مهندس»، «عماد روضهخوان» و «جلالالسلطان» اشاره کرد. چنین به نظر میرسد که آنها، پیش از اعلام موجودیت رسمی، فعالیتهای خود را در عرصههای گوناگون آغاز کرده بودهاند.
هفتهنامه «خورشید»، با مدیریت «میرزامحمدصادق تبریزی»، یکی از اعضای انجمن سعادت، در شماره چهارم خود (مورخ ۶ فروردین۱۲۸۶) خبر از تشکیل قریبالوقوع آن داد و نوشت: «این اوقات که نسیم بهار تمدن و شمیم گلزار حرّیت وزیدن گرفته ... جمعی از دانایان بصیر هوشمند دست به هم داده و انجمنی برای نشر معارف تأسیس فرمودهاند که عنقریب پس از اتمام نظامنامه و تکمیل ترتیبات او مشروحا [دربارهاش]خواهیم نوشت.»
انجمن سعادت از همان ابتدا دارای سازمانی منسجم بود و اعضا، یا تمکن مالی داشتند، یا توانایی اجرایی. این انجمن، انجمنی کاملا غیرانتفاعی به حساب میآمد و هزینههای آن از محل کمک مستمر اعضا، اعانات مردمی و همراهی اشخاص ثروتمند خیرخواه تأمین میشد. محدوده فعالیت انجمن، بهویژه، با مسئله آموزش و بهداشت عمومی ارتباط مستقیم داشت، اما چنین نبود که در دیگر عرصهها هم فعال نباشد.
انجمن سعادت بهدنبال مردمیکردن نهادهایی بود که تا پیش از آن، انحصار آنها در اختیار حکومت قرار داشت. آنها بهدنبال جاانداختن موضوع حکومت مردم در جامعه بودند و برهمیناساس، کمکها و فعالیتهای خود را بخشی از مردمی کردن حاکمیت در نظر میگرفتند.
در همان حال، موضوع حمایت از مشروطه بهعنوان هسته مرکزی چنین تصوری بهشدت محل توجه اعضای انجمن بود. بهعنوان نمونه، در مدارس زیرمجموعه انجمن که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد، به اطفال و نوجوانان آموزش نظامی میدادند با این امید که بتوانند نوعی «ارتش ملّی» را برای پاسداری از دستاوردهای مشروطیت بسازند.
اعضای انجمن سعادت، مانند بسیاری از مشروطهخواهان بر این باور بودند که نیروهای نظامی موجود، عموما برساخته و تحتکنترل خارجیها هستند یا به درباریان وابستگی دارند و بههمیندلیل، نمیتوان برای دفاع مؤثر از مشروطیت روی آنها حساب کرد. صحت این تصور در جریان «استبداد صغیر» بهخوبی مشخص شد.
بخش بسیار مهمی از فعالیتهای انجمن سعادت بر امور آموزشی تمرکز داشت. آنها نخستین قرائتخانه عمومی شهر مشهد را جایی در بالاخیابان تأسیس کردند؛ «جنب منزل جناب قوامالتولیه، مغازه متصل به مدرسه رحیمیه، ملکی جناب حاجی عبدالرحیم آقاصراف»؛ درواقع نخستین قرائتخانه مشهد، طبق گزارش هفتهنامه خورشید، داخل مغازهای در کنار مدرسه رحیمیه ایجاد شده بود. در این قرائتخانه، مجلات روز دنیا بهرایگان و صرفا برای مطالعه در اختیار علاقهمندان و به ویژه جوانان قرار میگرفت. انجمن برای توسعه فضای آموزشی، نگاهی بلندپروازانه داشت.
افزون بر دو مدرسه «معرفت» (ساخته شده توسط حاجی اسدا... تاجر خامنه) و «رحیمیه» (ساخته میرزاعبدالرحیم صراف) که هزینه تجهیز آن از سوی انجمن تأمین شده بود و نیمی از شاگردان هر دو مدرسه از تحصیل رایگان برخوردار بودند، فکر تأسیس دبیرستان و دانشگاه در مشهد هم به سر اعضای انجمن سعادت افتاده بود و دستکم در زمره اهداف بلندمدت آنها قرار داشت.
هفتهنامه خورشید در گزارشی که به تاریخ ۲۷محرم۱۳۲۶قمری در روزنامه خود منتشر کرده، آورده است: «اعضای معظم این انجمن که اصل مقصود آن نشر معارف و تکثیر مدارس و تربیت نوباوگان وطن است، از برای دایرنمودن چند باب مدرسه ابتدایی و یک باب مدرسه علمی یعنی دارالفنون چند مجلس مذاکره نموده و [برای تأمین]محلی برای مخارج این کار مهم چنین صلاح دانستند... قرار بگذارند که از هرعدل مالالتجاره که از گمرک وارد و خارج میکنند، یک شاهی -که عبارت از پنجاه دینار باشد- به صندوق اعانه خیریه بدهند که این وجه به تصویب و نظارت انجمن سعادت و اطلاع چند [تن]از تجار محترم که این اعانه را میدهند، در مصارف خیریه ملّیه که اول اصل آن دایر کردن مدارس ابتدایی است، برسانند.»
انجمن سعادت افزون بر فعالیت در عرصه آموزش، به فعالیتهای بهداشتی و امور بهزیستی و حمایتی هم رو آورده بود. آنها برای نخستینبار طرح حمایت از نوزادان و شیرخواران فقیر را به مرحله اجرا گذاشتند؛ طرحی برگرفته از نمونههای اروپایی که اقدامی جالب و درخورتوجه محسوب میشد.
طبق برنامهریزی انجمن، دو نفر از زنان فقیر با اجرت کافی، برای این کار به استخدام درآمدند. دو رأس گاو شیرده برای تأمین شیر موردنیاز در این کار خریده شد و فرایند حمایت از شیرخواران، بهسرعت به مرحله اجرا رسید. علاوهبراینها انجمن برای توسعه واکسیناسیون نیز دست به اقداماتی زد.
روزنامه «مجلس» در شماره ۱۱۲ خود (مورخ اول جمادیالاول ۱۳۲۵) گزارش این اقدام را منتشر کرد و نوشت: «در هرنقطه از مراکز مهم شهر [مشهد]طبیبی حاذق و باتجربه معین کردهاند [تا]مجانا آبله اطفال را بکوبند».
{$sepehr_key_184059}
تأمین مالی برنامهها مهمترین بخش اقدامات انجمن را تشکیل میداد. گفتیم که قسمتی از نیاز مالی با دریافت اعانه از مردم تأمین میشد. درهمینراستا، انجمن اقدام به چاپ «بلیت اعانه» کرد. احتمالا این نخستینبار بود که در مشهد چنین اقدامی صورت میگرفت. چاپ برگههای اعانه هم از سوی یکی از خیران انجام شد و انجمن عملا برای آن هزینهای پرداخت نکرد.
علاوهبراینها، انجمن سعادت برای نخستینبار از «صندوق اعانه» برای جمعآوری کمکها استفاده نمود و در برخی ادارات و مراکز بزرگ تجاری مشهد، صندوق اعانات نصب کرد. این اقدام با استقبال گسترده مردم روبهرو شد.
درواقع انجمن بهخوبی توانسته بود از ظرفیتهای مغفولمانده بخش غنی جامعه برای تقویت بخش فقیر استفاده کند. این تجربه چندان دوام نیاورد و با هجوم نیروهای محمدعلیشاه به مجلس شورای ملی، پایان یافت. اما بهعنوان یک نمونه فعال و درخوراعتنا و ذیل عنوان «یک تجربه اجتماعی موفق» در ادوار بعدی موردتوجه قرار گرفت. موضوع دیگری که باعث توانمندی بیشتر انجمن در تأمین مالی برنامههایش شد، تمرکز بسیار ویژه بر قدرت رسانه بود.
هفتهنامه خورشید بهعنوان ارگان انجمن عمل میکرد و با انتشار مقالات و محتوای خبریآموزشی مناسب در راستای برنامههای انجمن، فضای لازم را برای اجرای برنامهها در جامعه فراهم میآورد.
نکته مهم بعدی، اصرار و اهتمام اعضای انجمن به دریافتنکردن سود از اقداماتشان بود. این موضوع تقریبا بهعنوان یک اصل لایتغیر، در کل فرایندها موردتأکید قرار میگرفت.
هفتهنامه خورشید در شماره۱۰ (مورخ ۲۹ ربیعالاول ۱۳۲۵) اطلاعیهای را از سوی انجمن سعادت منتشر کرده که در آن آمده است: «دستمزدی مینخواهم از کسی/ دستمزد ما رسد از حق بسی/ هین صلا بیماری ناسور را/ داروی ما یک به یک رنجور را».
فعالیت انجمن سعادت با آغاز استبداد صغیر دچار نقصان جدی شد. برخی از اعضای آن مانند سیدحسین اردبیلی به فعالیتهای مخفی روآوردند و در اسفندماه سال۱۲۸۷خورشیدی، روزنامه خراسان را منتشر کردند.
برخی دیگر، مانند متینالسلطنه نیز مدتی مخفی شدند، یا به تهران رفتند و تعدادی دیگر، بعد از بازداشت، طعم تبعید را چشیدند. اما فعالیت انجمن، بهعنوان نخستین فعالیت از نوع خود، در تاریخ خدمات فرهنگی و اجتماعی شهر مشهد باقی ماند.