منوچهر هادی، کارگردان پرفروش یا فیلمساز جدی؟ | به بهانه حضور فیلم «خیابان جمهوری» در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر + بیوگرافی

به گزارش شهرآرانیوز، منوچهر هادی، کارگردان شناخته‌شده سینمای ایران که بیش از یک دهه در عرصه سینما و تلویزیون فعالیت مستمر داشته، امسال با فیلم تازه‌ای با عنوان «خیابان جمهوری» در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. این حضور بار دیگر بحث‌های قدیمی درباره جایگاه هنری او، نسبتش با سینمای تجاری و میزان تأثیرگذاری آثارش را زنده کرده است. به همین بهانه نگاهی می‌اندازیم به کارنامه هنری این کارگردان پرحاشیه و مسیری که تا امروز طی کرده است. 

 منوچهر هادی متولد ۲۸ مرداد ۱۳۵۱ در تهران است. او فعالیت حرفه‌ای خود را از سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۸۰ با دستیاری کارگردان، برنامه‌ریزی و حضور در پشت صحنه پروژه‌های تلویزیونی آغاز کرد و به‌تدریج مسیر خود را به سمت کارگردانی مستقل هموار ساخت. نخستین تجربه‌های جدی او در حوزه سینما به فیلم‌هایی بازمی‌گردد که عمدتاً در چارچوب سینمای بدنه و مخاطب‌محور تعریف می‌شدند.

هادی در طول فعالیت حرفه‌ای خود تلاش کرده است در حوزه‌های مختلفی از جمله کارگردانی، فیلمنامه‌نویسی، تهیه‌کنندگی و حتی بازیگری حضور داشته باشد. همین گستردگی نقش‌ها باعث شده نام او در پروژه‌های متعددی دیده شود و به یکی از چهره‌های پرکار سینمای ایران بدل شود. با این حال، بیشترین شهرت او به‌واسطه ساخت فیلم‌های کمدی و عامه‌پسند شکل گرفته؛ آثاری که در گیشه موفق بوده‌اند، اما همواره با واکنش‌های انتقادی از سوی منتقدان سینمایی همراه شده‌اند.

{$sepehr_key_184266}

مهم‌ترین فیلم‌ها و مسیر حرفه‌ای

در کارنامه منوچهر هادی فیلم‌هایی با تنوع ژانری دیده می‌شود، اما بخش عمده‌ای از شهرت او به آثار کمدی و اجتماعی بازمی‌گردد. فیلم «من سالوادور نیستم» که در سال ۱۳۹۴ اکران شد، یکی از پرفروش‌ترین آثار سال خود بود و جایگاه هادی را به‌عنوان کارگردانی موفق در سینمای تجاری تثبیت کرد. این فیلم با بهره‌گیری از شوخی‌های کلامی، روایت ساده و استفاده از ستاره‌های محبوب، توانست مخاطبان گسترده‌ای را به سالن‌های سینما جذب کند.

فیلم «کارگر ساده نیازمندیم» که در سال ۱۳۹۵ ساخته شد، تلاشی متفاوت‌تر در کارنامه او محسوب می‌شود. این اثر با محوریت مسائل اجتماعی و مهاجرت نیروی کار به تهران، کوشید تصویری واقع‌گرایانه‌تر از زندگی طبقه کارگر ارائه دهد و حتی به جشنواره فیلم فجر نیز راه یافت. با این حال، این فیلم نیز نتوانست نظر مثبت طیف گسترده‌ای از منتقدان را جلب کند و بیش از آن‌که به اثری ماندگار بدل شود، در حد تجربه‌ای قابل قبول باقی ماند.

از دیگر آثار سینمایی او می‌توان به «آینه بغل»، «رحمان ۱۴۰۰» و «دنیای پرامید» اشاره کرد؛ فیلم‌هایی که عمدتاً در چارچوب سینمای سرگرم‌کننده تعریف می‌شوند و تمرکز اصلی‌شان بر جذب مخاطب عام است. در حوزه تلویزیون نیز هادی با ساخت سریال‌هایی پرمخاطب مانند عاشقانه، دل و حتی گیسو توانست دامنه شهرت خود را گسترش دهد و جایگاهش را در میان مخاطبان تثبیت کند.

{$sepehr_key_184270}

«خیابان جمهوری» و جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴

در سال ۱۴۰۴ نام منوچهر هادی بار دیگر با فیلمی تازه به نام «خیابان جمهوری» در فضای رسانه‌ای مطرح شده است. این فیلم که مراحل تولید آن طی ماه‌های گذشته به پایان رسیده، از جمله آثار متقاضی حضور در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر به شمار می‌رود. 

اطلاعات منتشرشده درباره «خیابان جمهوری» حکایت از آن دارد که این فیلم رویکردی اجتماعی دارد و می‌کوشد بخشی از زیست شهری و مناسبات طبقاتی در تهران معاصر را روایت کند. انتخاب این مضمون می‌تواند نشانه‌ای از تلاش دوباره هادی برای فاصله گرفتن از سینمای صرفاً تجاری و نزدیک شدن به فضایی جدی‌تر تلقی شود؛ تلاشی که میزان موفقیت آن تنها پس از نمایش عمومی فیلم قابل ارزیابی خواهد بود.

سینمای هادی

مرور کلی آثار منوچهر هادی نشان می‌دهد که او از آغاز فعالیت حرفه‌ای خود، بیش از هر چیز به سینمای مخاطب‌محور و تجاری گرایش داشته است. فیلم‌های او معمولاً با هدف سرگرم‌سازی، ایجاد فضای شاد و جذب گسترده تماشاگر ساخته شده‌اند و کمتر می‌توان در آنها نشانی از دغدغه‌های عمیق هنری، تجربه‌گرایی فرمی یا جست‌وجوی زبان تازه سینمایی یافت. همین رویکرد سبب شده است که هادی بیش از آن‌که در میان منتقدان جدی سینما جایگاهی مستحکم داشته باشد، در میان تماشاگران عام به شهرت برسد.

در آثاری مانند من سالوادور نیستم، روایت داستانی ساده، شوخی‌های مستقیم و ساختار کلاسیک کمدی، جای هرگونه پیچیدگی روایی یا تحلیل شخصیت را گرفته است. این الگو در بسیاری از فیلم‌های بعدی او نیز تکرار شده و به نوعی به امضای کاری هادی بدل شده است؛ امضایی که اگرچه فروش بالای گیشه را تضمین می‌کند، اما امکان خلق اثری ماندگار و قابل تأمل را محدود می‌سازد.

تلاش‌های هادی برای ورود به سینمای اجتماعی نیز عمدتاً به نتایجی متوسط انجامیده است. فیلم‌هایی با مضامین اجتماعی اگرچه از نظر سوژه ظرفیت بالایی دارند، اما در اجرا معمولاً به سطح روایت‌های ساده و مستقیم تقلیل یافته‌اند. بحران‌های انسانی در این آثار بیشتر به‌عنوان ابزار پیشبرد داستان استفاده می‌شوند تا بستری برای واکاوی عمیق اجتماعی و روان‌شناختی. همین مسئله سبب شده است که بسیاری از منتقدان، آثار اجتماعی هادی را فاقد عمق و جسارت لازم بدانند.

از منظر سبک بصری و زبان سینمایی نیز منوچهر هادی تاکنون موفق به ارائه امضایی مشخص و متمایز نشده است. قاب‌بندی‌ها، میزانسن و ریتم تدوین در فیلم‌های او عمدتاً تابع الگو‌های رایج سینمای بدنه است و کمتر نشانی از نوآوری در آنها دیده می‌شود. این فقدان هویت بصری مستقل باعث شده آثار او در حافظه تاریخی سینمای ایران ماندگار نشوند و بیشتر به‌عنوان محصولات مصرفی و مقطعی تلقی گردند.

{$sepehr_key_184271}

سینمای گیشه یا سینمای مؤلف؟

منوچهر هادی بدون تردید یکی از چهره‌های پرکار و تأثیرگذار سینمای تجاری ایران در دهه اخیر بوده است. فیلم‌های او توانسته‌اند مخاطبان گسترده‌ای را جذب کنند و در گیشه به موفقیت برسند، اما این موفقیت اقتصادی الزاماً به معنای دستاورد هنری نیست. کارنامه هادی بیش از آن‌که نشانی از مسیر یک فیلمساز مؤلف داشته باشد، بازتاب‌دهنده منطق بازار و ذائقه عمومی سینمای ایران است که مخاطب هم حتی کارگردان را ترغیب به ساخت آثاری می‌کند که در زندگی عادی‌اش با آنها غریبهاست، آثاری مانند دل و گیسو و عاشقانه که نمایش زندگی‌های پرزرق و برق بودند و بیشتر نمایش نداشته‌ها بود تا داشته‌ها.

اگر معیار قضاوت، خلق آثاری ماندگار، نوآورانه و اندیشه‌برانگیز باشد، باید گفت که منوچهر هادی هنوز فاصله‌ای قابل توجه با جایگاه یک فیلمساز جدی دارد. با این حال، حضور احتمالی «خیابان جمهوری» در جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴ می‌تواند فرصتی تازه برای او باشد تا تصویری متفاوت از خود ارائه دهد و شاید مسیری تازه در کارنامه‌اش رقم بزند؛ مسیری که قضاوت نهایی درباره آن، به واکنش منتقدان و مخاطبان پس از نمایش فیلم گره خورده است.