به گزارش شهرآرانیوز؛ «به طور قطع، گرانیها منجر به تعطیلی خیلی از مراکز نگهداری بهزیستی خواهد شد.» این جمله مدیرکل بهزیستی خراسان رضوی نیاز به هیچ توضیح اضافهای ندارد، اما بازهم تکرار میکنیم تا شاید مسئولان دست اندرکار چارهای به حال اقتصاد ازنفس افتاده کشورمان بکنند. سیلاب افزایش قیمتها که به راه افتاد، برخی خانوادهها سفره شان هر روز کوچکتر شد، اما حالا سیلاب گرانی دامن گیر سازمانهای حمایتی نیز شده است.
این تورم افسارگسیخته فقط منجر به ایجاد مشکلات معیشتی نشده و حتی تغییر رویکردها را تبدیل به تنها راه پیش روی دستگاهها کرده است، از این رو مهدی برجی، مدیرکل بهزیستی استان خراسان رضوی، میگوید: «اکنون ناچاریم به جای فعالیت در حوزه پیشگیری و توانمندسازی، سعی کنیم مراکز را فقط سرپا نگه داریم.»
بهانه برای گفتوگو با مدیرکل بهزیستی استان زیاد است؛ به اندازه ۱۷۰ نوع وظیفهای که آنها برای خدمات دهی به ۶۰۰ هزار عضو جامعه هدف خود دارند، بنابراین گفت وگویی که میخوانید، اهم موضوعات مرتبط با جامعه هدف این سازمان حمایتی است.
تورم، بر جامعه هدف ما اثرات بیشتری میگذارد؛ من در شورای اداری استان، اعلام کردهام که دستگاههای حمایتی زیر بار این فشار اقتصادی له میشوند؛ به طور نمونه درحال حاضر ۶ هزار معتاد در کمپهای استان داریم که به طور میانگین، روزانه ۱۰۰ هزار تومان برای آنها هزینه میکنیم، حال با این قیمت موادغذایی، چطور هزینه آنها را تأمین کنیم؟ بدون شک میتوان گفت که این گرانیها منجر به تعطیلی خیلی از مراکزمان خواهد شد.
با وجود اینکه بخش زیادی از خدمات بهزیستی را خیریهها ارائه میدهند، بازهم تورم بر کیفیت خدمات دهی مراکز اثر میگذارد. اکنون و بعد از گرانی، هر روز چند نفر به من اعلام میکنند که میخواهند مرکز خود را تعطیل کنند. از طرف دیگر، هزینههای درمان به شدت افزایش پیدا کرده است و این عوامل به کیفیت خدمات ما آسیب میزند.
چالش بهزیستی در حوزه اقتصاد، ویژهتر است؛ زیرا بر جامعه هدف فشار خواهد آمد؛ به دلیل اینکه بیشتر آنها از دهکهای پایین جامعه هستند و به غیر از مشکلاتی که این افراد در تأمین موادغذایی و هزینههای زندگی خواهند داشت، آسیب روانی و اجتماعی بیشتری هم برایشان ایجاد خواهد شد.
به طور نمونه مراکز فیاض بخش و همدم، تیمهای هنری و ورزشی دارند؛ اکنون هزینه یک ویلچر ورزشی ۱۲۰ میلیون تومان است و زمانی که مؤسسه در تأمین هزینههای جاری خود دچار مشکل شود، هزینههای جاری برایش از خرید ویلچر، اولویت بیشتری خواهد داشت.
اغتشاشات اخیر، خللی در روند کاری بهزیستی ایجاد نکرد، اما نکته قابل توجه، افزایش میزان تماسهای تلفنی با سامانه ۱۴۸۰ بود؛ والدین نگرانی با ما تماس میگرفتند که قادر به مدیریت فرزند خود برای حضورنیافتن در اعتراضها نبودند و گاهی خود والدین به ناچار در اعتراض ها، فرزندانشان را همراهی میکردند. این خط تلفنی همه روزه از ۸ صبح تا ۱۲ شب پاسخگو خواهد بود.
یکی از دغدغههای ما این است که در زمینه خدمات بهزیستی آن طور که باید و شاید، اطلاع رسانی نشده است و رسانهها در این زمینه میتوانند به ما کمک کنند؛ زیرا بخش زیادی از خدمات ما را مردم و خیریهها انجام میدهند. خیلی از جامعه هدف بهزیستی از خدمات این سازمان اطلاعی ندارند و هنوز با حوزه اطلاع رسانی خیلی فاصله داریم. از طرف دیگر، دستگاهها به صورت جزیرهای کار میکنند و به طور نمونه بین بهزیستی، آموزش وپرورش، علوم پزشکی و سایر دستگاههای متولی، ارتباط خیلی قوی وجود ندارد؛ یعنی هرکه اطلاعاتی دارد که دراختیار دستگاه خودش است و این اطلاعات به صورت یکپارچه درنیامده است.
برنامههایی که در بهزیستی استان اجرا کردیم، ادامه همان طرحهای قبل بوده است و فقط در دو حوزه به صورت خاص در سال گذشته ورود کردیم که یک حوزه گفتمان سازی و دوم، افزایش ظرفیت مشارکتهای مردمی در جهت خدمات رسانی کیفی به جامعه هدف مدنظر بوده است.
توانمندسازی کودکان بی سرپرست و بدسرپرست نیز، مدنظر قرار گرفته است. تا پیش از این، این کودکان در هجده سالگی رهسپار میشدند، اما از سال گذشته با تغییر دستورالعمل، دیگر کودکی رهسپار نمیشود؛ مگر اینکه توانمند شده باشد؛ البته سقف این موضوع تا ۲۴ سال است.
یکی دیگر از برنامهها این بوده است که توسعه کمپهای ماده ۱۶ نه تنها متوقف شده، بلکه کاهش نیز داشته است، اما ازطرفی برای افزایش توانمندسازی نیز تلاش کردیم. در حوزه توان بخشی در گذشته فقط کاردرمانی و گفتاردرمانی مدنظر قرار میگرفت، اما اکنون پرداخت هزینه این جلسهها حتی در توان دهکهای بالای جامعه نیز نیست، بنابراین نگاهمان بر کاردرمانیهای جدید مانند هنردرمانی، ورزش درمانی و معنویت است. رویکرد بعدی، ایجاد خانه هنر ویژه معلولان بود که امسال برای آن ۸ میلیارد تومان درنظر گرفتهایم تا هنرمندان معلول نیز پاتوقی داشته باشند.
{$sepehr_key_184733}
در ابتدا باید بپذیریم که برای کاهش جامعه هدف، راهی جز توانمندسازی نیست؛ در همین راستا نیز افراد و خانوارهای پشت نوبت مستمریها را تا تیرماه جاری به صفر رساندهایم. به طور کلی نیز از طریق حوزههای مستمری، حق پرستاری، حق معیشت، ضایعه نخاعی و کمک معیشت از معلولان حمایت میکنیم. درحال حا ضر در استان ۱۳۸ هزار معلول داریم که ۱۰۵ هزار نفر آنها شرایط دریافت مستمری را دارند و در ماه ۲۰۰ میلیارد تومان به طور مستقیم به حساب این افراد واریز میشود.
جدای از این ۷ هزار معلول وابسته به تخت در مراکز نگهداری داریم که ۴۰ درصدشان مجهول الهویه هستند و مابقی خانواده دارند، اما توان پرداخت هزینه هایشان را ندارند. حدود ۱۱ هزارو ۲۰۰ معلول وابسته به تخت هم هستند که درکنار خانواده حضور دارند و به ازای هر معلول، ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان حق پرستاری تعلق میگیرد. با این وجود ۱۸ هزار نفر پشت نوبت حق پرستاری داریم.
بر طبق قانون، دولت مکلف است به معلولان بالای هجده سال که امکان کار ندارند، حداقل حقوق قانون کار را پرداخت کند. اکنون نیز در حال تلاش هستیم تا اعتبار آن به بهزیستی داده شود، اما در این زمینه چالشهایی وجود دارد. فعلا ۱۹ هزار نفر حق معیشت از یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان تا ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان دریافت میکنند و هنوز هشتصد نفر پشت نوبتی داریم. خوشبختانه در مورد بیماران ضایعه نخاعی پشت نوبتی نداریم.
متأسفانه یکی از چالشهایی که ما داریم، این است که دستگاهها خیلی رغبت نمیکنند معلولی را استخدام کنند و به همین دلیل باید در این زمینه قوانین اصلاح شود. یکی از مشکلات دیگر این است که برخی معلولان زمانی که استخدام میشوند، میخواهند از قانون تقلیل ساعت کاری استفاده کنند؛ درست است که این قانون وجود دارد، اما همین حالا نیز درحال جدال هستیم تا دستگاهها آزمون استخدامی برای معلولان برگزار کنند.
ازسوی دیگر زمانی که ما میگوییم خدمات برای معلولان باید فراگیر باشد، لازم است اعتقادمان نیز این باشد که فرد معلول هم مانند فرد عادی کار کند، بنابراین قانون تقلیل ساعت کاری، ممکن است به ضرر معلولان تمام شود و نیازمند اصلاح است.
نکته بعدی این است که دستگاهها دستورالعمل خود را برای استخدام اعلام نمیکنند؛ به طور نمونه بیان نمیکنند که برای جایگاه شغلی که در نظر دارند، شدت معلولیت باید خفیف باشد یا سایر معلولیتها را نیز میتواند دربر بگیرد؛ به همین دلیل برخی معلولان پیش از اینکه وارد مصاحبه تخصصی شوند، رد میشوند و این موضوع هم باید اصلاح شود.
اما به طور کلی طبق دادههای کشوری، مقاومت برای استخدام معلولان در استان کمتر است. اکنون نیز دستگاههای متعدد، آزمون استخدامی را برگزار میکنند و ما نیز سهمیه را به آنها اعلام میکنیم.
۲۱ هزار زن سرپرست خانوار در استان تحت پوشش بهزیستی هستند که اشتغال این زنان، یکی از موضوعات حمایتی مدنظر بود. سامانه جاب برای ایجاد اشتغال در سطح کشور راه اندازی شد و در همین راستا، نام بیشتر زنان سرپرست خانوار و فرزندانشان که بیکار بودند، در این سامانه ثبت شد تا از این طریق شاغل شوند.
اقدام حمایتی بعدی این بود که یک تفاهم نامه بین آموزش وپرورش و نهضت سوادآموزی به امضا رسید تا زنان سرپرست خانواری که سواد نداشتند، از این طریق آموزش ببینند و تاکنون ۵۲۰ سوادآموز داشتهایم. اقدام بعدی، غربالگری سرطان و بیماریها برای این زنان بود که غربالگری ۵ هزارو ۷۱۲ نفر با کمک دانشگاه علوم پزشکی با موفقیت برگزار شد.
آن افرادی که بیماری شان تشخیص داده شد، نیز اعتبار ۱۷ میلیون تومانی برای درمانشان درنظر گرفتهایم؛ در صورتی که نیاز به اعتبار بیشتری نیز باشد، با کمک خیران آن را تأمین میکنیم.
درواقع سازمانهای خدمات اجتماعی نیاز دارند که مردم با آنها ارتباط خوبی داشته باشند و زمانی که مردم میخواهند کمک کنند، باید کاری را که انجام میشود، از خود بدانند، بنابراین این طرح در راستای این هم هست که با نیازسنجی از سوی مردم پیش برویم تا اعتمادسازی بیشتری نیز صورت بگیرد.
گروهها در این طرح محله محور، امکانات، ظرفیتها و کمبودهای محله را میسنجند و درواقع شناسنامه محلی صادر میکنند و براساس آنها نیازسنجی میکنند، پس از آن تیمهای محلی از مردم تشکیل میشوند. بهزیستی فقط نیروهای تسهیلگر را تربیت میکند.
تاکنون اگر هم این طرحها اجرا شده، دستگاه دولتی، کارمند را به محله برده و خدمات دادهاست، اما در بهزیستی هدفمان این است که خدمات از سمت مردم به مردم ارائه شود. اکنون با اجرای برنامههای محله محور در سطح ایده آل فاصله زیادی داریم، اما میتوانیم بگوییم بهزیستی درمیان دستگاههای دولتی در ارائه خدمات محله محوری پیشگام است.
طرحی که بهزیستی کشور امسال تحت عنوان «سلام» یعنی سلامت اجتماعی محله محور شروع کرده است، برمبنای طرحهای قدیمی بهزیستی است تا بتوانیم علاوه بر محلات روستایی و خارج از دسترس در محلات شهری هم طرحهایی داشته باشیم. درواقع قرار است تمام خدماتی که بهزیستی میدهد، در آینده درقالب طرح سلام به مردم ارائه شود.
در حال حاضر این طرح در محله قاسم آباد مشهد به صورت آزمایشی و با اولویت سالمندان درحال اجراست. برای اجرای این طرح از ظرفیت سایر دستگاهها مانند پایگاه بسیج، مدارس، مساجد... نیز استفاده کردهایم.
به این صورت برای اجرای طرحهای جامع، نیازی به ایجاد فضاهای اداری نداریم. در همین راستا، تفاهم نامهای ازسوی بهزیستی کشور با همه دستگاهها در حال انجام است تا از ظرفیت آنها در راه گفتمان سازی و مشارکت اجتماعی محله محور در گام اول برای گروه هدف سازمان و پس از آن برای همه مردم استفاده کنیم.
{$sepehr_key_184734}
تا سال گذشته سیزده ملک برای مولدسازی در نظر گرفته شده بود، اما برحسب نیاز دو ملک را از این لیست خارج کردیم و اکنون یازده ملک در مولدسازی سازمان قرار گرفته است. یکی از برنامهها این است که از طریق مولدسازی، زمین واقع در خیام را بسازیم؛ پیش بینی اعتبار لازم برای ساخت این ملک در ابتدای سال، ۳۰۰ میلیارد تومان بود که با توجه به تورم این رقم افزایش خواهد داشت، اما قرار بر این است که ۸۰ درصد آن را از طریق مولدسازی و ۲۰ درصد مابقی را با کمک بهزیستی کشور تأمین کنیم.
امسال ۱۳ میلیارد تومان اعتبار اولیه گذاشتهاند تا مطالعات اولیه آن انجام شود و احتمالا تکمیل آن در بازه زمانی سه تا چهارساله طول خواهد کشید، اما تاکنون تصمیم قطعی نگرفتهایم که زمین خیام، محل اداره کل بهزیستی استان یا بهزیستی مشهد باشد. درحال حاضر بهزیستی مشهد در چهار نقطه از سطح شهر خدمات میدهد که خوب است اگر بتوانیم این خدمات را تجمیع کنیم.