سرگردانی در جادههای صعبالعبور علیالحساب تمام شد تا فشارخون مرد پرتغالی پایین بیاید و فاصلهاش را با لبه پرتگاه بیشتر کند.
ارتش آبی در دور تساویهای روحخراش خویش گرفتار شده و موجهای التهاب چنان بر تن ریکاردو ساپینتو پیچیده بود که توقفی دیگر میتوانست قفل چمدانهای مردی از لیسبون را چفت کند.
«ساپی»، اما خوشاقبال بود و جنگ ثانیهها را در خاکریز هجدهم برد تا تشنگی عجالتاً در رگهایش فروکش کند. گرچه استقلال شباهت چندانی به تیمی هجومی و هولناک نداشت، اما همین برد مقتصدانه نیز برای دودکردن غصهها و قدمزدن در محدودهای آرام کافی بود.
دور از این ماجرا، دور تند لیگ امان مدعیان را ربوده و هر ساعت و هر لحظه سند موقت پیشتازی به نام یک تیم منگولهدار میشود. در چنین عرصههایی، سکاندار آبیها نباید بابت رساندن بازیکنانش به صدر فخر بفروشد و با دماغ بادکرده سراغ منتقدان را بگیرد. برای ساپینتو دوئل مرگ و زندگی تازه شروع شده و او باید کاری کند که تیمش لنگ یک گل نباشد. گلی که پس از حضور سرپرست باشگاه در رختکن و تهدیدهای احتمالی به ثمر رسید تا ریکاردو رخت ناکامی را از تن درآورد و پس از هفتهها کمی اُلدرم بُلدرم کند.
بی لاف و گزاف، استقلال برای فلاح و رستگاری در جادههای پیش رو نیاز به نقشههای دقیقتری دارد؛ نقشههایی که ستارههای میلیاردی با اتکا به آن حریفان را میخکوب کنند تا صدرنشینی آبیها یک حادثه تلقی نگردد. در این میان، ساپینتو گریزی ندارد جز آنکه آزمون و خطا را کنار بگذارد و اطمینان را برای خط میانی و جوخه آتش تیمش به ارمغان بیاورد تا در کنار سازمان دفاعی مستحکمی که آرایش ثابتی پیدا کرده، در دیگر خطوط نیز ابهام و ایهامی برای چیدمان وجود نداشته باشد.
یک برد ناپلئونی برای چند روزی استقلال را از دالان تشویش دور کرد. این، اما پایان ماجرا نیست و فرمانده احساساتی باید طرحی نو دراندازد تا لیگ به عذاب مکرر او و پسرانش مبدل نگردد.
{$sepehr_key_185047}