جوانی، یکی از نابترین و تکرارنشدنیترین نعمتهای الهی است؛ فصلی کوتاه، اما سرنوشتساز که اگر درست دیده و درست همراهی شود، میتواند آینده یک فرد و حتی یک جامعه را بسازد. در نگاه دینی، جوانی تنها یک دوره سنی نیست، بلکه «سرمایه»ای است که باید با آن برای دنیا و آخرت برنامهریزی کرد. امیرالمؤمنین (ع) در تفسیر آیه شریف «وَلا تَنسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنیا»، یادآوری میکنند که انسان نباید سلامت، توان، فرصت، نشاط و جوانی خود را فراموش کند؛ زیرا اینها ابزارهایی هستند برای ساختن آیندهای روشن و ذخیرهای برای آخرت.
جوانی بهار زندگی است؛ بهاری که اگر قدرش دانسته نشود، حسرتش در پاییز و زمستان عمر باقی میماند. یکی از جلوههای مهم قدرشناسی از این نعمت، توجه به معنویت و عبادت است. عبادت در جوانی، طعم و اثر دیگری دارد و نزد خداوند، جایگاه ویژهای پیدا میکند؛ چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «خداوند جوانی را که جوانیاش را در اطاعت او سپری کند، دوست دارد.» با این حال، نگاه دین نگاهی واقعبینانه است.
جوان، سرشار از انرژی، شور و گاه بیحوصلگی است، از همینرو حتی در عبادت نیز نباید راه افراط را رفت. امامصادق (ع) نقل میکنند که پدرشان، ایشان را از زیادهروی در عبادت نهی کردند و فرمودند: «خداوند اگر بندهای را دوست بدارد، با عبادت اندک هم از او راضی میشود.» این نگاه، یک پیام تربیتی روشن دارد: معنویت باید شیرین بماند، نه خستهکننده و تحمیلی.
در کنار عبادت، یکی دیگر از سرمایههای مهم جوانی، قدرت یادگیری و حافظه است. بسیاری از دانستهها و مهارتهایی که انسان در سالهای پیری به آن تکیه میکند، محصول همین دوران است. انس با قرآن در جوانی، از نگاه اهلبیت (ع) جایگاهی ویژه دارد؛ تا آنجا که امامصادق (ع) میفرمایند: «جوانی که در دوران جوانی با قرآن مأنوس شود، قرآن با گوشت و خون او درمیآمیزد و در قیامت، نگهبان او خواهد بود.».
اما جوانی فقط عرصه خودسازی فردی نیست؛ عرصه تعامل خانواده و جامعه با جوان نیز هست. یکی از خطاهای رایج، سختگیریهای افراطی والدین و اطرافیان است؛ چه در حوزه دینداری و چه در سبک زندگی. امیرالمؤمنین (ع) صریح میفرمایند: «آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحمیل نکنید؛ چراکه آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شدهاند.» این سخن، یک اصل کلیدی تربیتی را روشن میکند: جوان امروز را باید با منطق امروز درک کرد، نه با قالبهای دیروز.
در همین چارچوب، نحوه تذکر دینی به جوان، اهمیت دوچندان پیدا میکند. اگر بناست امر و نهیای صورت گیرد، باید بر اصول اساسی متمرکز باشد نه جزئیات فرساینده. امیرالمؤمنین (ع) هشدار میدهند که هنگام توبیخ جوان، بخشی از خطاهای او را نادیده بگیرید تا او به لجاجت و مقابله کشانده نشود. این نگاه، نقطه مقابل «گیر دادنهای مداوم» است؛ رفتاری که نهتنها اصلاحگر نیست، بلکه گاه نتیجه معکوس دارد.
قرآن کریم نیز در یک آیه تربیتی مهم، همین مسیر را نشان میدهد؛ آنجا که میفرماید: «خانوادهات را به نماز فرمان بده و بر آن شکیبایی کن!» در میان انبوه واجبات، تنها بر نماز چنین تأکیدی شده است؛ زیرا نماز، ستون دین و ریشه بسیاری از اصلاحات اخلاقی است. پیامبر اکرم (ص) در مواجهه با جوانی که نماز میخواند، اما دچار لغزشهای اخلاقی بود، برخورد مستقیم و تند نکردند، بلکه فرمودند همین نماز، روزی او را نجات خواهد داد، و چنین نیز شد. این روایت، درس بزرگ «برخورد غیرمستقیم» را به ما میآموزد.
{$sepehr_key_185760}
ازسوی دیگر، یکی از نیازهای اساسی جوانان، تشکیل خانواده و تجربه ازدواجی ساده و سالم است. متأسفانه تشریفات زائد و نگرانیهای افراطی اقتصادی، این مسیر شیرین را برای بسیاری از جوانان تلخ کرده است. روایات اهلبیت (ع) بارها تأکید کردهاند که ترس از فقر، نباید مانع ازدواج شود و جامعه و خانوادهها وظیفه دارند این راه را هموار کنند. کمک به ازدواج جوانان، از زیباترین مصادیق کار خیر و از عوامل نزول رحمت الهی در جامعه است.
درنهایت، جوانی فرصتی کوتاه، اما تعیینکننده است. اگر خانوادهها، مربیان و مسئولان، هنر «درک جوان» و «همراهی حکیمانه» را بیاموزند، بسیاری از چالشهای اخلاقی، دینی و اجتماعی بهتدریج حل خواهد شد. جوان، بیش از آنکه به دستور و توبیخ نیاز داشته باشد، به فهم، اعتماد و الگویی درست نیازمند است و این همان راهی است که قرآن و اهلبیت (ع) پیشپای ما گذاشتهاند.