به گزارش شهرآرانیوز، این ماجرای جنایی تکان دهنده شب دهم بهمن هنگامی در روستای امرغان مشهد روی داد که دو جوان در پی اختلافات قبلی و کل کلهای بیهوده در روستا، با ۳ جوان دیگر وارد نزاعی هولناک شدند و در تاریکی شب تیغههای قمه و چاقو را بیرون کشیدند.
در این میان، چندتن از عاملان نزاع با ضربات قمه و چاقو به شدت مجروح شدند که ۲ تن از آنان به دلیل وخامت حالشان به بیمارستان شهید هاشمی نژاد مشهد انتقال یافتند، اما تلاش کادر درمانی برای نجات جوان ۲۰ سالهای به نام «حجت-س» به نتیجه نرسید و او بر اثر عوارض ناشی از اصابت ضربات متعدد چاقو به قفسه سینه و دست هایش جان سپرد.
{$sepehr_key_185914}
با گزارش مرگ این جوان ۲۰ ساله به قاضی ویژه قتل عمد مشهد، بلافاصله قاضی صادق صفری عازم مرکز درمانی شد و به تحقیق در این باره پرداخت. بررسیهای تخصصی مقام قضایی بیانگر آن بود که ۳ تن از عاملان نزاع مرگبار متواری شدهاند، اما پسردایی مقتول که «حسین-ق» نام دارد، هنوز به دلیل جراحتهای ناشی از نزاع مذکور در بیمارستان بستری است؛ بنابراین وی روی تخت بیمارستان مورد بازجوییهای فنی قرارگرفت و زوایایی از ماجرای نزاع در پاتوق آرایشگاه روستایی را فاش کرد.
او گفت: «حجت (مقتول) پسرعمهام است، اما زیاد دوست نداشت با طرفهای دیگر نزاع رفاقت و معاشرت کند و با آنها راه برود. همین موضوع به کینه و کدورت در بین آنها تبدیل شد تا جایی که یک شب من و حجت (مقتول) در آرایشگاه روستا نشسته بودیم که نوه عموی پدرم به نام «ابوالفضل-ق» آمد و کاردش را بیرون کشید و طوری از کنار حجت پرت کرد که تیغه آن به کاپشن او گرفت و آن را پاره کرد.
از همان شب دلخوریها بیشتر شد تا این که شب حادثه در کنار شعلههای آتش در حاشیه روستا نشسته بودیم که ابوالفضل دوباره آمد و به حجت متلک انداخت که من، حجت را به خودداری دعوت کردم ولی دقایقی بعد حجت گفت برویم برای خانه نوشابه بگیرم. ما با هم به آرایشگاه رفتیم که پاتوق همیشگی ماست و آن جا دور هم جمع میشویم. بازهم ابوالفضل که آن جا بود، حرف دیگری زد که حجت گفت:با من هستی؟ گفت: بله! میخواستند باهم دعوا کنند که دوباره من آنها را جدا کردم. ولی هنوز مدت زیادی از این ماجرا نگذشته بود که صدای ترمز یک خودرو آمد و چند تن از دوستان ابوالفضل با چماق پیاده شدند. من هم که دیگر میدانستم فرار فایدهای ندارد، به همراه حجت به سوی قمههایی رفتیم که همیشه کنار دیوار آرایشگاه بود تا برای دعوا از آن استفاده شود. ما قمهها را برداشتیم و درگیر شدیم که در این اثنا من به دو نفر ضربه زدم ولی ابوالفضل با کاردی که در دست داشت به سوی حجت حمله ور شد، او را نقش بر زمین کرد و سپس از محل گریختند و من هم خودم را به منزل یکی از روستاییان انداختم که آنها موتورسیکلت مرا هم برده بودند!»
پس از انجام تحقیقات گسترده شبانه در محل بیمارستان و با دستور قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، گروهی تخصصی از کارآگاهان پلیس آگاهی به سرپرستی سرگرد رضا شکیبا (افسرپرونده) نیز در محل حضور یافتند و با راهنماییهای مقام قضایی، برای شناسایی و دستگیری عاملان نزاع مرگبار وارد عمل شدند و با بهره گیری از تجربیات قاضی ویژه قتل عمد و با همکاری ریش سفیدان و بزرگترهای روستا، تلاش گستردهای را آغاز کردند. طولی نکشید که روز گذشته با همکاری دهیار روستای امرغان، متهم به قتل که «ابوالفضل-ق» نام دارد، خود را به پاسگاه انتظامی معرفی کرد و بلافاصله تحویل کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی مشهد شد تا تحقیقات درباره ابعاد دیگر این جنایت وحشتناک ادامه یابد.
منبع: خراسان
{$sepehr_key_185913}