سمانه رضوانی | شهرآرانیوز؛ انقلاب اسلامی ایران که در سال ۱۳۵۷ به رهبری امامخمینی (ره) به پیروزی رسید، فقط تغییر و جابهجایی حکومت نبود، بلکه سنت الهی بود: «إِنَّا... لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ.» (رعد: ۱۱)
مردم به رهبری امامخمینی (ره) خواستند سرنوشتشان را تغییر دهند و توانستند. امام با تکیه بر مفاهیمی، چون امربهمعروف، نهیازمنکر، قیام برای عدالت و نفی سلطه مستکبران، انقلابی را بنیانگذاری کرد که برپایه «اسلام ناب محمدی» و مبارزه با «طاغوت» استوار بود.
امامخمینی (ره) شعار استقلال و آزادی را سرلوحه انقلاب اسلامی قرار داد. قرآن هرگونه سلطهپذیری دربرابر کافران را نفی میکند: «وَلَن یَجْعَلَ ا... لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا: خدا هرگز هیچ راه سلطهای به سود کافران بر ضد مؤمنان، قرار نداده است.» (نساء: ۱۴۱)، ایشان هم بر همین اساس، استبداد داخلی (حکومت پهلوی) را نشانهای از سلطه خارجی میدانست و قیام علیه آن را تکلیفی الهی، قلمداد میکرد.
هدف، رهایی از «استعمار» و تأسیس نظامی مستقل بود که نه تحت سلطه آمریکا باشد، نه تحت نفوذ شوروی؛ به همین خاطر سنگبنای سیاست خارجی جمهوریاسلامی برپایه عزت، حکمت و مصلحت استوار شد نه بر پایه ذلت و استعمار و زیردستبودن قدرتهای غربی و شرقی.
«کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّه أُخْرِجَتْ لِلْنَّاسِ» (آلعمران: ۱۱۰) تکلیف امربهمعروف و نهیازمنکر، برای امام تنها یک توصیه اخلاقی نبود، بلکه یک «فریضه سیاسی» بود. ایشان سکوت دربرابر حکومت فاسد و وابسته را نوعی همکاری با منکر و خیانت به اسلام میدانست.
این تفسیر انقلابی، تکلیف فردی را به مسئولیت جمعی تبدیل کرد و تودههای مختلف مردم -از روحانی و بازاری بگیر تا دانشجویان و کارگران- را تحت شعار واحد «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» به میدان آورد. هدف فقط مبارزه با پهلوی نبود، بلکه تشکیل «امتی» بود که با احساس مسئولیت، نظارت همگانی و پیگیری اصلاح امور، جامعه را اداره کند.
آیات بسیاری در قرآن کریم بر مبارزه با ظلم تأکید دارند؛ مانند «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا: به کسانی که [ستمکارانه]هدف جنگ و هجوم قرار میگیرند، چون به آنان ستم شده، اذن جنگ داده شده است.» (حج: ۳۹) درست است که امامخمینی (ره).
حکومت پهلوی را مصداق بارز «طاغوت» و ظلم میدانست، اما نگاه ایشان، فراتر از مرزهای ایران بود. با استناد به آیه «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعَفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه: و ما میخواستیم به آنان که در آن سرزمین به ناتوانی و زبونی گرفته شده بودند، نعمتهای باارزش دهیم و آنان را پیشوایان مردم و وارثان [اموال، ثروتها و سرزمینهای فرعونیان]گردانیم.» (قصص: ۵)
امامخمینی (ره)، انقلاب ایران را سرآغاز بیداری مستضعفان عالم علیه مستکبران جهانی، معرفی کرد. هدف، احیای عزت مسلمین و ایجاد امتی بود که پرچمدار مبارزه با استکبار باشد، از اینرو حمایت از جنبشهای آزادیبخش در فلسطین و لبنان، تجلی عملی این آیه در سیاستهای انقلاب بود.
امامخمینی (ره) وحدت کلمه را راز پیروزی و رمز بقای انقلاب میدانست. ایشان با الهام از آیاتی مثل «یَدُا... فَوْقَ أَیْدِیهِم: دست خدا بالای دست آنهاست.» (حج: ۱۰) که بر وحدت مسلمین تأکید دارند، همه اقشار ملت را حول محور «توحید» و «مبارزه با طاغوت» متحد کرد. رهبری کاریزماتیک و مرجعیت دینی امام، این وحدت را ممکن ساخت. هدف، ایجاد «امت واحده اسلامی» در درازمدت و تقویت «وحدت اسلامی» بود تا انقلاب ایران به آرزوی مستضعفان جهان تبدیل شود. این وحدت، قدرت مقابله با دشمنان داخلی و خارجی و حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی را فراهم آورد.
امامخمینی (ره)، عدالت را قلب تپنده اسلام میدانست و آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ:ای اهل ایمان! [همواره در همه امور زندگی]قیامکننده به عدل و گواهیدهنده برای خدا باشید.» (نساء: ۱۳۵) را دستورالعملی برای تشکیل حکومت میدید. از نظر ایشان، تحقق عدالت اجتماعی، اقتصادی و قضایی در عصر غیبت، بدون برپایی حکومت اسلامی، ممکن نبود.
انقلاب، وسیلهای برای ایجاد دولتی بود که «قوّامبالقسط» باشد و از مظلوم دربرابر ظالم دفاع کند. هدف نهایی، زمینهسازی برای ظهور حاکمیت عدل مطلق (حضرت مهدی (عج)) بود. بنابراین، تأسیس نهادهایی مانند کمیته امداد، بنیادمسکن و دادگاههای انقلاب، تلاشهایی عملی برای تجلی این آرمان قرآنی در جامعه پس از انقلاب بود.