تحولات پرشتاب ماههای اخیر در عرصه روابط بین الملل، به ویژه جنگ دوازده روزه میان آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، فضای جدیدی را در صحنه جهانی پدید آورده است.
در چنین شرایطی، آمریکا به دنبال بازتعریف موقعیت خود در میادین مختلف، به ویژه در خاورمیانه است؛ منطقهای که نفوذ آن در سالهای اخیر به وضوح کاهش یافته است.
آمریکاییها باوجود تأکیدهای مکرر بر افزایش توان و نفوذ خود، در عمل با چالشهای داخلی و خارجی متعددی مواجهاند و توانایی مدیریت بحرانهای منطقهای را به گونهای که تمایل دارند، از دست دادهاند.
در همین چارچوب، مذاکرات اخیر ایران و آمریکا در عمان را باید تلاشی از سوی واشنگتن برای مدیریت این فروکاست نفوذ تلقی کرد.
نکته مهم در این دور از گفتوگوها آن است که محل مذاکرات، نه ترکیه، بلکه عمان و به انتخاب ایران تعیین شد؛ موضوعی که خود نشانهای از اقتدار و ابتکار عمل دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران به شمار میآید.
در حالی که آمریکا تلاش داشت از طریق فشارهای رسانهای و عملیات روانی، ابتکار عمل مذاکرات را در دست بگیرد، روند واقعی مذاکرات نشان داد که ایران توانسته است مواضع خود را به طرف مقابل دیکته کند.
از منظر امنیتی نیز شرایط منطقه به خوبی نشان میدهد که ایران امروز از موقعیتی قدرتمند در خلیج فارس برخوردار است. حضور نظامی گسترده آمریکا و تهدیدهای لفظی مکرر آن تاکنون منجر به هیچ اقدام نظامی واقعی نشده است؛ امری که بیش از هر چیز به توان بازدارندگی و آمادگیهای دفاعی ایران بازمی گردد.
بر اساس اطلاعات موجود، مذاکرات عمان در سطح ارشد و طی چند دور فشرده در یک روز برگزار شده است. این امر بیانگر دو واقعیت است: نخست، عزم ایران برای تأمین منافع ملی و تثبیت حقوق مشروع خود و دوم، تمایل تهران به پرهیز از تشدید تنش و درعین حال حفظ گزینههای بازدارنده بر روی میز.
با این حال، هنوز زمان پیش بینی نهایی درباره سرنوشت این مذاکرات فرا نرسیده است. باید منتظر ارزیابیها و موضع گیریهای پایتختهای دو طرف و نیز شرکای راهبردی آنان ماند. آنچه تاکنون روشن است، انجام مذاکرات در فضایی به دور از فشار و دیکته گری آمریکایی ها، خود به نوعی پیروزی برای طرف ایرانی محسوب میشود.
{$sepehr_key_187390}
گزارشها حاکی است که هیئت ایرانی با دستورالعملی دقیق و روشن از سطوح عالی کشور وارد مذاکره شده و خواستههای مشخص خود را مطرح کرده است:
۱. تداوم فعالیتهای صلح آمیز هستهای و بازنگشتن از مسیر طی شده؛
۲. تأکید بر حق غنی سازی در چارچوب مقررات بین المللی؛
۳. رفع کامل تحریمها به عنوان پیش شرط هرگونه توافق.
در مقابل، حضور برخی مقامهای ارشد نظامی آمریکا در این مذاکرات نشان میدهد که واشنگتن دغدغههای امنیتی و نظامی را نیز در قالب گفتوگو دنبال میکند. با این حال، آنچه در شرایط فعلی اهمیت بیشتری دارد، نه افراد حاضر در نشست، بلکه محتوای مذاکرات و جایگاه ایران در نظم جدید منطقهای است.
در نهایت باید گفت صرف برگزاری گفتوگوها در فضایی متوازن و به دور از فشارهای تحقیرآمیز، خود نشانهای از تغییر توازن دیپلماسی در منطقه به سود ایران است. اکنون باید منتظر ماند و دید در دورهای بعدی مذاکرات، طرف آمریکایی تا چه اندازه آمادگی پذیرش واقعیتهای جدید و ایفای نقش در نظمی متفاوت از گذشته را دارد.