نگاهی تاریخی و تحلیلی به چرایی و چگونگی شکل گیری انقلاب اسلامی در مشهد | شهر امام رضا (ع) و یک پیروزی زودهنگام

مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ مشهد، به واسطه وجود مضجع شریف امام‌رضا (ع) و حوزه علمیه کهنی که دارد، همواره در تاریخ معاصر ایران نقشی فراتر از یک شهر مذهبی صرف ایفا کرده است. انقلاب اسلامی در این شهر، نه یک رخداد دفعی، بلکه حاصل انباشت تاریخی نارضایتی‌هایی بود که در نهایت در زمستان سال ۱۳۵۷ خورشیدی به سقوط رژیم پهلوی در این شهر انجامید.

تحولات مشهد در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷خورشیدی، به دلیل وجود رهبری منسجم و حساسیت‌های مذهبی بالا، شتابی کم‌نظیر داشت؛ به‌طوری‌که کارگزاران رژیم در مشهد، زودتر از پایتخت ناچار به عقب‌نشینی شدند. پژوهشگران در بررسی چرایی و چگونگی این رویداد، مانند سراسر کشور، دو عامل اساسی فرهنگ (شامل مقوله‌های دین، سیاست و فرهنگ) و اقتصاد را دخیل می‌دانند. مشهد نیز مانند دیگر مناطق ایران متأثر از این دو عامل مهم، به‌پاخاست.

با این حال، نوع و جنس این آسیب‌ها در مشهد تا حدی متفاوت از دیگر نقاط ایران بود. مشهد به عنوان شهری مذهبی با بافت جمعیتی متدین، حساسیت بیشتری در حوزه دیانت داشت؛ روند رو به رشد و افزایش تصاعدی بی‌توجهی به باور‌های اصیل دینی از یک‌سو و از سوی دیگر، بی‌حرمتی‌های آشکاری که گاه از سوی برخی عوامل رژیم و به طور مشخص «عبدالعظیم ولیان» نسبت به این باور‌ها صورت می‌گرفت، نقشی مهم و اساسی در لبریزشدن کاسه صبر مردم داشت.

در این گزارش کوشیده‌ایم تا با نگاهی تحلیلی به روند تاریخی آغاز و اوج‌گیری انقلاب اسلامی در مشهد بپردازیم و دلایل رویدادی را که برخی پژوهشگران از آن به «پیروزی زودهنگام» تعبیر کرده‌اند، از زوایای مختلف بررسی کنیم.

ریشه‌های یک خشم تاریخی

برای درک چرایی شدت انقلاب در مشهد، نمی‌توان تنها به سال‌های پایانی حیات رژیم پهلوی توجه کرد. حافظه تاریخی مردم مشهد، زخم‌خورده وقایعی مانند واقعه مسجد گوهرشاد در سال۱۳۱۴ خورشیدی بود؛ زخمی که هیچ‌گاه التیام نیافت و مشروعیت خاندان پهلوی را در این شهر از اساس زیر سؤال برد.

به شهادت رساندن صد‌ها نفر در صحن و سرای حرم رضوی، مقدس‌ترین مکان ایران، موضوعی نبود که از ذهن مردم پاک شود و مشهدی‌ها به‌عنوان شاهدان عینی واقعه، عمیق‌تر از دیگر ایرانیان این نفرت را حس می‌کردند. با این حال، موضوع نارضایتی انباشته مردم، تنها به واقعه مسجد گوهرشاد خلاصه نمی‌شد.

رژیم پهلوی در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی نیز رویکرد‌های ناموزون و نامتعارفی درمورد شهر مشهد پیش گرفت که بر این نارضایتی‌ها افزود. بافت جمعیتی مشهد، بافتی عموما مذهبی بود و نگاه رژیم در راستای تقلیل جایگاه مذهب در جامعه بود.

به همین دلیل، نخستین واکنش‌ها در برابر رژیم پهلوی، براساس هجوم این رژیم به ارزش‌های دینی سازمان‌دهی شد. بعد از سخنرانی تاریخی امام خمینی (ره) در خردادماه سال ۱۳۴۲ خورشیدی و قیام عمومی مردم در پانزدهمین روز همین ماه و با وجود سرکوب شدید قیام توسط رژیم، مشهد همچنان به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین کانون‌های درگیری باقی‌ماند.

در مهرماه سال ۱۳۴۲ خورشیدی، سخنرانی‌های کوبنده شهید هاشمی‌نژاد در مسجد «فیل» - واقع در پایین‌خیابان مشهد – اعتراضات عمومی را برانگیخت و هجوم مأموران به شهادت سه نفر انجامید. محتوای سخنرانی‌های شهید هاشمی‌نژاد در این ایام، کاملا دینی و سیاسی بود و واکنش مردم به آن، خبر از دغدغه عمیق جامعه نسبت به هجمه‌های گسترده علیه مظاهر و معارف دینی می‌دهد.

چرایی بروز مشکلات اقتصادی

طی سال‌های بعد نیز این رویه مدام تکرار شد، هر چند در اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، بروز مشکلات عمیق اقتصادی ناشی از رویکرد‌های مالی رژیم پهلوی، بر تعداد معترضان افزود. در این زمینه باید توضیح مختصری ارائه کنیم؛ توقع چنین بود که با افزایش قیمت نفت و ورود دلار‌های نفتی در اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، شرایط اقتصادی بهبود نسبی پیدا کند و زیرساخت‌های مناسب برای توسعه اقتصادی فراهم شود؛ اما رژیم پهلوی با در پیش گرفتن سیاست واردات حداکثری و خرید هر چیز به جای ساختن آن در داخل، در عمل مسیر توسعه زیرساخت‌ها را بست و باعث شکل‌گرفتن معضلات پیچیده‌ای مانند بیکاری و حاشیه‌نشینی شهر‌ها شد.

این مسئله، به فقر بنیان‌کن شایع شده در جامعه ایران به شدت دامن زد و بسیاری از نهاد‌های تولیدی باثبات و قدیمی را از بین برد. برخی پژوهشگران برجسته معاصر، مانند دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان، در کتاب «اقتصاد سیاسی ایران» به تحلیل این شرایط بغرنج پرداخته و آن را یکی از عوامل مهم گسترش نارضایتی دانسته‌اند.

این در حالی است که در سال‌های اخیر، تلاش‌های گسترده‌ای برای تطهیر فضای اقتصادی اواخر دهه ۱۳۴۰ و اوایل دهه ۱۳۵۰ خورشیدی شده‌است. به هر حال، این مشکل دامن مردم مشهد را هم گرفت و در کنار نارضایتی‌های عمیق ناشی از رویکرد‌های ضددینی و ضدفرهنگی رژیم پهلوی، بر انباشته‌های پیشین افزود. تا اینکه در اواخر سال ۱۳۵۳ خورشیدی، اتفاقی افتاد که نارضایتی را از حد گذراند و شهر را وارد مرحله جدیدی از تقابل با رژیم پهلوی کرد.

تخریب بزرگ

اصطلاح «تخریب بزرگ» را نخستین‌بار، روانشاد استاد عزیزا... عطاردی برای تخریب بافت تاریخی اطراف حرم مطهر به کار برده است (در جلد نخست کتاب «فرهنگ خراسان»). این اتفاق با فشار دربار و با مدیریت میدانی «عبدالعظیم ولیان» اجرایی شد؛ اقدامی که به تخریب کامل ۶۶ بنای تاریخی و بیکاری بیش از ۶ هزار نفر انجامید.

محمدرضا پهلوی، به دلایلی که همه ابعاد آن هنوز کاملا مشخص نیست، اصرار داشت که بافت اطراف حرم تخریب شود و به جای آن فضای سبز گسترده ایجاد کنند.

این طرح به ظاهر توسط «میشل اکوشار» معمار فرانسوی ریخته شده بود. به نظر می‌رسد که پهلوی دوم از این اقدام، به دنبال خودنمایی و باقی گذاشتن اثری قابل رؤیت در اطراف حرم بوده است. البته هیچ‌کس منکر نیاز اصلاح این بافت و ایجاد معبر‌های متناسب با احتیاج روز جامعه نبوده و نیست، اما تخریب بی‌حساب‌وکتاب و نابودی بافت‌های قدیمی و بدتر از آن، بیکارکردن هزاران نفر و واردآوردن خسارت‌های سنگین مالی به آنها، از عوارض این طرح ناشیانه و بدون مطالعه بود.

ولیان با قبول انجام این طرح، به استانداری و نیابت تولیت رسید و یکی دو ماه بعد از ورود به مشهد، آن را با تخریب بازار زنجیر در جنوب حرم مطهر، آغاز کرد. در اسفندماه سال ۱۳۵۳ خورشیدی، سقف بازار و سپس تمام اجزای آن خراب شد و کار به تخریب بقیه اجزا در بهار ۱۳۵۴ رسید.

ولیان هیچ تلاشی برای حفظ آثار تاریخی نکرد. مغازه‌ها به قیمتی بسیار پایین‌تر از حد واقعی و با تهدید فراوانِ توأم باخشونت خریداری شد و به علاوه، کسبه، حق کسب خود را که در حقوق ایران با نام «سرقفلی» شناخته می‌شود، به کل از دست دادند. با توجه به تورم فوق‌العاده ناشی از سیاست‌های نفتی، وقتی بازار رضا در مشهد، در سال ۱۳۵۶ خورشیدی، بر روی خیابان قدیمی «شیخ طوسی» ساخته شد، کسبه اطراف حرم که بیش از دو سال آواره بودند، با قیمت پرداختی مغازه‌شان در بافت اطراف حرم، قادر به خرید هیچ ملکی در بازار جدید نشدند. به این ترتیب، «تخریب بزرگ» در کنار رفتار‌های غیرقابل تحمل ولیان، به یکی از اساسی‌ترین دلایل قیام مردم مشهد در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ خورشیدی تبدیل شد.

{$sepehr_key_187448}

وقایع سال ۱۳۵۷ خورشیدی

در مطالعات مربوط به تاریخ انقلاب اسلامی، حوادث پیش از ۱۹ دی ۱۳۵۶ خورشیدی را در قالب «نهضت اسلامی» و بعد از آن را با عنوان «انقلاب اسلامی» مطالعه می‌کنند. مشهد در دوران انقلاب اسلامی، شاهد اتفاقاتی بود که بر شتاب قیام عمومی تأثیر گذاشت. این اتفاقات در تابستان سال ۱۳۵۷ خورشیدی و به‌ویژه در مراسم تشییع پیکر مرحوم شیخ احمد کافی، واعظ مشهور، به اوج خود رسید. پس از آن بود که مشهد، طی ماه‌های بعد شاهد برگزاری راهپیمایی‌های گسترده شد و در این راهپیمایی‌ها، تعدادی از مردم به شهادت رسیدند.

در پاییز همان سال، شدت مقاومت در مشهد فزونی یافت و مثلث رهبری، متشکل از آیت‌ا... سیدعلی خامنه‌ای، آیت‌ا... واعظ طبسی و حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد، مدیریت انقلاب را در مشهد به دست گرفت. از این برهه به بعد، فرایند توسعه انقلاب، فقط به دلیل اقدامات سلبی و خشن رژیم پهلوی در مشهد پیش نمی‌رفت، بلکه مدیریت اعتراضات و برنامه‌ریزی برای مقاومت در برابر رژیم از سوی مثلث رهبری هم در این زمینه، سخت مؤثر بود.

قاطبه مردم، با مثلث رهبری همکاری نزدیکی داشتند و همین مسئله، باعث روند رو به رشد انقلاب اسلامی در مشهد شد. در آبان سال ۱۳۵۷ خورشیدی، هجوم مأموران رژیم به حرم رضوی، باعث ایجاد یک موج جدید در جامعه گردید و در نهایت راهپیمایی‌های بزرگ تاسوعا و عاشورای حسینی را در مشهد رقم زد. در خطبه‌خوانی شب عاشورای این سال، با تدبیر مثلث رهبری انقلاب در مشهد، اداره خطبه‌خوانی حرم رضوی به دست انقلابیون افتاد و آیت‌ا... خامنه‌ای به ایراد سخنرانی در آن پرداخت.

به دست گرفتن تریبون بسیار مهمی مانند تریبون آستان‌قدس، آن هم در شب عاشورا که صد‌ها هزار نفر از اقصی‌نقاط ایران و جهان خود را به مشهد رسانده بودند، ضربه سنگین دیگری به جایگاه رژیم در مشهد وارد کرد؛ تا آنجا که چندی بعد، برای سرکوب تحصن پزشکان در بیمارستان شاهرضا، به تانک و تفنگ متوسل شدند؛ نیرو‌های نظامی از ضلع جنوبی به محوطه بیمارستان ریختند و فجایع بسیاری را رقم زدند.

با این حال، این سرکوب با موفقیت همراه نبود و بیمارستان دست نیرو‌های انقلابی افتاد. تحصن انقلابیون در بیمارستان شاهرضا، با میدان‌داری آیت‌ا... خامنه‌ای، باعث تقویت جایگاه انقلاب اسلامی در مشهد شد. برای حدود دو هفته، بیمارستان و میدان مقابل آن، در تصرف انقلابیون باقی ماند و به تریبونی قدرتمند برای انقلاب اسلامی ایران تبدیل شد. طی این روزها، بسیاری از افرادی که برای ورود به مبارزه تردید داشتند، به یقین رسیده و وارد معرکه شدند.

به این ترتیب، نبرد میان عوامل رژیم و مردم، در دی‌ماه سال ۱۳۵۷ خورشیدی در مشهد، به اوج خود رسید و با غلبه نیرو‌های مردمی بر شهر، پس از قیام دهم دی‌ماه، رژیم عملا ارکان قدرت خود را در شهر از دست داد. به همین دلیل است که برخی پژوهشگران معتقدند مردم مشهد در روند انقلاب اسلامی ایران، به یک پیروزی زودهنگام دست یافته‌اند.


برخی منابع:

خون دلی که لعل شد، خاطرات آیت‌ا... سیدعلی خامنه‌ای، گردآوری: محمدعلی آذرشب

تقویم تاریخ خراسان از مشروطه تا انقلاب اسلامی، غلامرضا جلالی

مشهد در انقلاب (مجموعه مقالات و اسناد)، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات.

تاریخ تحولات سیاسی ایران، موسی حقانی و موسی نجفی

اقتصاد سیاسی ایران، محمدعلی همایون کاتوزیان