نگاهی به «غوطه‌ور» از فیلم‌های جشنواره فجر ۱۴۰۴ | غرق در کلیشه

به گزارش شهرآرانیوز، این فیلم با تکیه بر یک داستان جنایی پرتنش، تلاش می‌کند مرز‌های خشونت، اخلاق و کنش‌های انسانی را در بستر جامعه معاصر ایرانی بررسی کند؛ روایتی که در ظاهر یک پرونده جنایی ساده نیست و در عمق، غوطه‌ور شدن در لایه‌های پنهان بحران‌های فردی را می‌طلبد.

حسن با بازی محسن قصابیان افسر کارکشته پلیس که دچار بی‌خوابی است، در حال رفتن به اداره آگاهی و رسیدن به جلسه ترفیع سمتش با ماشینی تصادف می‌کند که پلاکش افتاده و راننده آن دختری است که ادعا می‌کند حال خواهرش که پشت ماشین است مساعد نیست و باید سریعا او را به بیمارستان برساند. دختری که پشت ماشین نشسته با نگاهی متلمسانه از افسر کمک می‌خواهد، اما موبایل کارخانه در حال زنگ خوردن است و او عجله دارد به جلسه برسد.

زمانی که به اداره آگاهی می‌رسد، متوجه می‌شود که سرهنگ همکارش با بازی مهران غفوریان در حال حل پرونده جنایی مفقودی ۳ دختر است. در همین حال تصویر دختری که ساعتی پیش در ماشین از او کمک می‌خواست را در میان تصاویر دختران مفقودی مشاهده می‌کند و همین امر باعث عذاب وجدان وحشتناکی در او می‌شود؛ بنابراین خودش وارد عمل می‌شود و بدون رعایت پروتکل‌های قضایی به دنبال دختر گمشده و دختر رباینده او می‌رود.

اولین مشکل فیلم پیرنگ ضعیف و کلیشه‌ای آن است: یک افسر پلیس درگیر با مشکلات شخصی، اما با وجدان کاری بالا که از سوی مدیران بالادستش درک نمی‌شود درگیر پرونده‌ای می‌شود که زندگی خودش را تحت تاثیر قرار می‌دهد و می‌خواهد به شیوه خودش آن را حل کند و در کلیشه‌ای‌ترین شکل ممکن به دختر بچه قربانی که از دوری مادرش در تب می‌سوزد قول می‌دهد که مادرش را پیدا کند.

فیلم با ملغمه‌ای از ژانر‌های اجتماعی، جنایی و روانشناختی با ایجاد تعلیق، فضاسازی تیره و روایت‌های پنهان، در تلاش است تصویر یک جامعه گرفتار تناقضات را بازسازی کند؛ جامعه‌ای که در آن مرز‌های اخلاقی، هنجار‌ها و انتخاب‌های فردی در یک وضعیت «غوطه‌وری» دائمی قرار دارد. اما پیچیدگی‌های فیلم آنقدر اغراق‌آمیز و شعاری روایت می‌شوند که داستان به جای آنکه به عمق کشیده شود، در سطح اتفاقات باقی می‌مانند.

{$sepehr_key_187641}

بازی مهران غفوریان و محسن قصابیان در نقش‌های کلیدی نیز قرار بوده به فیلم هویتی بدهد که مخاطب را نه‌فقط در سطح اکشن یا جنایی، بلکه در لایه‌های روانی و انسانی داستان همراه سازد. اما وقتی شخصیت‌ها در فیلمنامه سرگردان‌اند و داستان از منطق سود نمی‌برد، تلاش‌های بازیگران نیز از حد کلیشه فراتر نمی‌رود و حتی اکت‌هایی مانند مالیدن مدام چشم‌ها توسط قصابیان برای نشان دادن فضای ذهنی افسر پلیسی که دچار بی‌خوابی است و از سوی همکارانش به توهم متهم می‌شود نیز بیشتر از آنکه به بازنمایی شخصیت کمک کند، مخاطب را به سطح انزجار می‌رساند.

در مجموع می‌توان گفت «غوطه‌ور» نه تنها در تلاش برای بازنمایی بخشی از واقعیت اجتماعی پیش چشم مخاطبان شکست خورده است، بلکه حتی توان سرگرم‌کردن مخاطب را نیز در چنین مدیوم تماشاگرپسندی ندارد.