به گزارش شهرآرانیوز، نشست نقد و بررسی مجموعهشعر «دیدار نخستین» سروده زهرا محدثیخراسانی، شامگاه یکشنبه (۱۹ بهمنماه ۱۴۰۴) در محل حوزه هنری انقلاب اسلامی خراسان رضوی برگزار شد. در این نشست، جمعی از شاعران، منتقدان و علاقهمندان به ادبیات حضور داشتند و به بررسی ابعاد محتوایی، زبانی و هنری این اثر پرداختند.
در این برنامه، حاضران با اشاره به ویژگیهای ساختاری و محتوایی مجموعه، به جایگاه شعر نیمایی در بیان تجربههای شخصی و معنوی شاعر پرداختند و «دیدار نخستین» را تلاشی برای پیوند زبان معاصر با مفاهیم عرفانی و دینی ارزیابی کردند.
عباس ساعی، شاعر و منتقد ادبی، در این نشست مجموعه یادشده را اثری «قابلاعتنا» توصیف کرد و افزود: میتوان به این کتاب نمرهای فراتر از حد قبولی داد و آن را غنیمتی ارزشمند برای شعر خراسان دانست؛ جایی که عشق همچنان سرمایه اصلی شعر به شمار میرود.
وی تأکید کرد: در روزگار غلبه مظاهر زندگی مدرن، چنین نگاه معنوی و خلوت شاعرانه با خداوند، جذاب و کمنظیر است و نشان میدهد شاعر به ساحتهایی دست یافته که برای بسیاری از مخاطبان دستنیافتنی مینماید.
ساعی صداقت و صمیمیت زبانی شاعر را از نقاط درخشان این مجموعه برشمرد و آن را از جلوههای برجسته شعر خراسان دانست.
این منتقد ادبی در عین حال با طرح برخی ملاحظات فنی، بیان کرد: بخش عمده اشعار در فضایی انتزاعی حرکت میکنند و از عینیتگرایی فاصله دارند. ترجمه مفاهیم ذهنی به تصویرهای ملموس میتواند بر شفافیت و تأثیرگذاری شعر بیفزاید و در آثار بعدی شاعر به غنای بیشتر بیان بینجامد.
این منتقد ادبی با اشاره به اینکه قالب این اشعار نیمایی است، افزود: شاعر هنوز جسارت لازم برای گسست کامل از سنت کلاسیک را ندارد؛ ازهمینرو، این اشعار در وضعیتی میانه میان شعر نو و قالبهای کلاسیک قرار میگیرند.
وی ادامه داد: در مجموعه مورد بحث نیز نشانههایی از همین احتیاط دیده میشود؛ بهگونهایکه برخی سرودهها عملاً شعر کلاسیکی هستند که تنها با تغییراتی در طول مصراعها یا نحوه چینش سطرها از ظاهر سنتی فاصله گرفتهاند. در بسیاری موارد، قافیهپردازی همچنان به شیوههایی نزدیک به مثنوی، رباعی یا غزل شکل گرفته و صرفاً با کوتاه و بلند شدن مصراعها، صورتی نیمایی به خود گرفته است.
ساعی همچنین به مسئله زبان در این مجموعه پرداخت و گفت: در برخی مواضع، شاعر بینیاز از رجوع به بافتهای کهن زبانی، به سراغ گنجینه زبان گذشته رفته است؛ امری که اگرچه نوعی تشخص زبانی ایجاد میکند، اما در مقابل، از صمیمیت و طبیعیبودن بیان میکاهد. استفاده از ترکیبات یا ساختهای نحوی که با زبان امروز فاصله دارند، نمونهای از این رویکرد است.
طیبه ثابت، منتقد ادبی و شاعر، در نقد مجموعه شعر «دیدار نخستین» اثر محدثی، این کتاب را گونهای «الهینامه معاصر» توصیف کرد و گفت: اگر بخواهیم محتوای کلی اثر را در یک واژه خلاصه کنیم، آن واژه «عشق» است؛ عشقی که از طلب و معرفت آغاز میشود، به توحید میرسد و درنهایت به استقلال معنوی و فقر عارفانه، یعنی فنا فیالله، ختم میشود.
وی با اشاره به ساختار درونی اشعار این مجموعه افزود: شاعر در خلال تجربهای شخصی و سلوکی معنوی، مفاهیمی چون فراق، داغ، صبر، بخشش و امتحان را در ۴۹ قطعه شعر بازتاب داده است؛ مضامینی که نشان میدهد نیروی پیشبرنده این سلوک، «شوق» دیدار الهی است و مخاطب پس از مطالعه اثر با نوعی الهینامه امروزی مبتنی بر تجربه زیسته شاعر روبهرو میشود.
ثابت با تأکید بر بسامد بالای مفهوم عشق در این مجموعه بیان کرد: تکرار واژه عشق و صورتهای معنایی آن در سراسر کتاب، نشاندهنده تمرکز شاعر بر تجربهای کلی و جهانشمول از محبت الهی است؛ تجربهای که در پیوند با زندگی خانوادگی، همسر و فرزند نیز جلوه مییابد و درنهایت با امید و انتظار معنوی پایان میپذیرد.
این منتقد ادبی درباره جنبههای زبانی و تصویری اثر نیز گفت: زبان اشعار ساده، روان و در مرز میان بیان کلاسیک و نیمایی قرار دارد. هرچند در بخشهایی، استعاره، کنایه و تشبیه دیده میشود، اما انتظار میرفت شاعر در تصویرسازیهای خیالانگیز و آرایههای ادبی تنوع و عمق بیشتری ارائه کند. با این حال، انتخاب ریتمهای کوتاه و آهنگ آرام، با حالوهوای عارفانه اثر هماهنگ بوده و از خستگی مخاطب جلوگیری میکند.
وی با نگاهی روانشناختی به مجموعه «دیدار نخستین» تصریح کرد: ضمیر ناخودآگاه شاعر در مفاهیمی چون امید، انتظار سبز، صبر، امتحان و عشق بهروشنی قابل مشاهده است و همین امر امکان خوانش روانشناختی اثر را فراهم میسازد؛ خوانشی که نشان میدهد جهانبینی دینی و تجربه درونی شاعر، نقشی تعیینکننده در شکلگیری این مجموعه داشته است.
مسعود یوسفپور، دیگر شاعر و منتقد ادبی، در ادامه نشست نقد و بررسی کتاب شعر «دیدار نخستین» با ارائه نگاهی متفاوت به این اثر، بر ضرورت توجه به ظرفیتهای مغفولمانده در فهم متون ادبی، بهویژه از منظر نمادشناسی و ساختارهای نجومی، تأکید کرد.
وی با اشاره به جایگاه مفهوم «دوازده منزل» در سنتهای کهن، اظهار داشت: برای دستیابی به فهمی دقیقتر از شعر فارسی، بهخصوص در مواجهه با متونی همچون دیوان حافظ، آگاهی از نظامهای نمادین مرتبط با منازل دوازدهگانه و نشانههای زودیاک اهمیت ویژهای دارد؛ امری که بهگفته او، در بسیاری از خوانشهای معاصر مورد غفلت قرار گرفته است.
یوسفپور با تطبیق این الگوی دوازدهگانه بر ساختار کتاب «دیدار نخستین» افزود: بررسی فهرست و چینش بخشهای اثر نشان میدهد که کتاب از نظمی درونی برخوردار است و میتوان آن را در قالب چرخهای دوازدهگانه تحلیل کرد؛ چرخهای که در آن مفاهیمی چون عشق، رفاقت، سفر، رشد، امید، زمان و سرنوشت بهصورت مرحلهمند بازتاب یافتهاند.
این شاعر و منتقد ادبی ادامه داد: در برخی بخشها، تکرارهای معنایی و واژگانی میان غزلها مشاهده میشود که میتواند نشانهای از پیوندهای ساختاری میان خانههای مختلف این چرخه باشد. بهعنوان نمونه، بازگشت مفاهیمی چون «رسیدن»، «انتظار»، «شادمانی»، «غم» و «بازگشت» در مواضع مشخصی از کتاب، خواننده را به سوی نوعی وحدت موضوعی هدایت میکند.
وی همچنین با اشاره به سابقه چنین ساختارهایی در سنت ادبی ایران، خاطرنشان کرد: شهرت و ماندگاری برخی متون کلاسیک، از جمله دیوان حافظ، تا حدی مرهون همین بافت نمادین و چندلایه است؛ بافتی که امکان خوانشهای گوناگون، از عرفانی و قرآنی گرفته تا نمادین و کیهانی، را فراهم میآورد.
یوسفپور در جمعبندی سخنان خود پیشنهاد داد: با توجه به انسجام درونی و قابلیت فالگونه اثر، میتوان در چاپهای بعدی عنوانی متناسب با این ویژگیها برای کتاب در نظر گرفت؛ چراکه ساختار روایی و مفهومی آن ظرفیت قرارگرفتن در سنت فالنامههای ادبی را نیز دارد.
{$sepehr_key_187940}