به گزارش شهرآرانیوز، سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، گروهی از مردم افغانستان، بهویژه شیعیان، به دلایل گوناگون از جمله فشارهای سیاسی، تبعیض مذهبی، قتلعام و شرایط دشوار اقتصادی، راه مهاجرت به ایران را در پیش گرفته بودند.
این مهاجرین در شهرهای مختلف ایران، بهخصوص مراکز مذهبی و کارگری، سکونت داشتند و بهتدریج با فضای مبارزه، اعتراض و بیداری اسلامی آشنا شدند و پیامهای امام خمینی (ره) را نه فقط ندای یک انقلاب ملی، بلکه فریاد احیای عزت اسلام و کرامت مستضعفان تلقی کردند.
روحانیون مبارزی که در نجف اشرف با خط امام آشنا شده بودند، بعدها در ایران رهبری حلقات فکری و فرهنگی جامعه مهاجر را در دست گرفتند و به سیل خروشان انقلاب اسلامی ملحق شدند.
شهید عبدالعلی مزاری، شهید سیدحسین حسینی، مرحوم فرقانی، شهید سیدعبدالحمید سجادی از جمله همین افراد هستند که در راه امام و مسیر انقلاب اسلامی تا پای جان رزمیدند.
با اوجگیری نهضت اسلامی در دهه پنجاه شمسی، مهاجرین افغانستانی نیز همپای مردم ایران وارد عرصه شدند. آنان در راهپیماییها و تجمعات مردمی حضور یافتند، در تکثیر و توزیع اعلامیهها و پیامهای امام خمینی نقش داشتند و در مساجد، محافل مذهبی و اجتماعات مهاجرین، به روشنگری و تبیین اهداف انقلاب میپرداختند.
ناگفته نماند که در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب، مرزی میان مهاجر و ایرانی وجود نداشت و هرکس عشق به خمینی و آرمانهای والای انقلاب داشت، عضوی از انقلاب اسلامی بود.
روحانیون انقلابی و کسبه و کارگران مهاجر، مانند تمام گروههای انقلابی، دارای تشکیلات و سازماندهی بودند. بهعنوان مثال در شهر مشهد، محله مهاجرنشین گلشهر به عنوان یکی از کانونهای انقلابی مهاجرین شناخته میشد. محلهای پاییندست و مستضعف که با اندوختههای کارگری، کتابخانه رسالت را تاسیس کردند، کتابخانهای که به مرکز فعالیتهای فرهنگی، انقلابی مهاجرین تبدیل شده بود.
این فعالیتها برای مردمی که خود در شرایط ناپایدار اقامتی و اقتصادی بهسر میبردند، خالی از خطر نبود، اما باور به حقانیت نهضت اسلامی و پیوند عمیق اعتقادی با رهبری انقلاب، آنان را به حضور فعال واداشت.
{$sepehr_key_187983}
بسیاری از طلبههای جوان افغانستانی که شیفته و شیدای امام خمینی بودند، از حوادث انقلاب بینصیب نماندند. شرکت در راهپیماییها و تجمعات انقلابی و پخش کتابها و اعلامیههای امام، پای بسیاری از این روحانیون مبارز را به ساواک و شهربانی باز کرده بود.
شهید رجایی در بخشی از خاطرات خود با یادآوری شکنجههای زندان ساواک، از عبدالعلی مزاری مبارز افغانستانی یاد میکند که تحت بدترین شکنجهها، مقاومت میکند و لب از لب نمیگشاید تا مبادا به راه و آرمان انقلاب، خیانت کرده باشد.
در زندان ساواک، مبارزین افغانستانی بیش از دیگران شکنجه میشدند و دلیل آن هم روشن بود، آنها علاوه بر انقلابی، خارجی نیز بودند و تحمل اینکه افرادی از دیگر ملیتها در کنار ملت ایران، در انقلاب سهم بگیرند، برای ساواکیها سنگین بود.
در این میان، طلاب و روحانیون افغانستانی که در حوزههای علمیه قم و مشهد مشغول تحصیل بودند، نقش ویژهای ایفا کردند. آنان با بهرهگیری از آموزههای دینی و اندیشههای سیاسی امام خمینی، به حلقه واسط میان نهضت اسلامی ایران و جامعه مهاجرین تبدیل شدند و پیام انقلاب را فراتر از مرزها منتقل کردند.
این جریان فکری، بعدها زمینهساز تأثیرپذیری بخشی از تحولات مذهبی و سیاسی افغانستان از انقلاب اسلامی ایران شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ نیز این همراهی به پایان نرسید. مهاجرین افغانستانی در تثبیت فضای انقلابی، فعالیتهای فرهنگی و مذهبی و تبیین دستاوردهای انقلاب در میان جامعه مهاجر نقشآفرینی کردند و انقلاب اسلامی را الگویی زنده از پیروزی ایمان بر استبداد دانستند.
در سالهای اولیه پیروزی انقلاب، همان طلبههای جوان که در نجف با امام همداستان شده بودند، اولین سفیران انقلاب در افغانستان شدند. آنها بهعنوان پیشگامان انقلاب، پیام خمینی کبیر که همانا پیروزی مستضعفان بر مستکبران بود را به افغانستان برده و پایهگذار مبارزه علیه کمونیسم تحت حمایت شوروی شدند.
طلبهها و مبارزین افغانستانی با بهرهگیری از تجربههای انقلاب اسلامی ایران، گفتمان صدور انقلاب را در افغانستان کلید زده و در راستای گسترش مکتب انقلابی امام، گام برداشتند.
برای آنان، انقلاب ایران اثبات این حقیقت بود که دین میتواند محور قیام مردمی و عامل تغییر سرنوشت ملتها باشد. آنچه بیش از هر چیز دیگر باعث تقویت روحیه انقلابی در افغانستان شد، پیام صریح و شفاف امام مبنی بر پایان سلطه استعمارگران و آغاز حکومت اسلامی مبتنی بر عدالت و کرامت انسانی بود.
مردم افغانستان که سالها تحت حاکمیت طاغوت بودند و طعم تلخ استعمار و استبداد را چشیده بودند، با تمام وجود پیام انقلاب اسلامی را دریافت کرده و در جهت تحقق آن از هیچ تلاشی فروگذار نکردند.
برای آن دسته از مبارزینی که در مکتب روحالله درس انقلاب آموختند، مرزهای سیاسی معنایی ندارد، آنها چه در افغانستان، چه در ایران و چه در هر نقطه از جهان، در کنار مردم مستضعف میایستند.
در طول سالهای انقلاب و پس از آن، مهاجرین افغانستانی پا به پای ملت ایران در تمامی حوادث و وقایع تلخ و شیرین ایستادند و شهیدان بسیاری را تقدیم کردند. خون شهیدان افغانستانی که در انقلاب اسلامی، هشت سال دفاع مقدس و دفاع از حرم ریخته شد، سند خون شریکی دو ملت است.
حضور و فعالیت مهاجرین افغانستانی در انقلاب اسلامی ایران و پس از آن، بخشی از تاریخ مشترک دو ملت است؛ حضوری صادقانه و بیادعا که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
بازخوانی این روایت، نهتنها ادای دین به سهم فراموششده مهاجرین در انقلاب اسلامی است، بلکه یادآور پیوندهای عمیق اعتقادی و تاریخی میان ملت ایران و مردم افغانستان است؛ پیوندی که در روزهای پرالتهاب انقلاب، در خیابانها، مساجد و دلهای مؤمن شکل گرفت و ماندگار شد.
منبع: ایراف