به گزارش شهرآرانیوز؛ رمان «لیلی ۱۰۰۳» نوشته زینب امامینیا، از جمله آثاری است که با تکیه بر روایت داستانی، به بازخوانی بخشی از فضای اجتماعی و سیاسی ایران در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی میپردازد.
شخصیت اصلی رمان، زنی به نام «زینب سادات» است؛ خیاطی ساکن قم که همراه همسر و دخترش زندگی میکند. زینب سادات در زیرزمین خانهاش، خیاطخانهای برپا کرده است؛ مکانی که در ظاهر، محل رفتوآمد زنان همسایه برای دوختودوز و شرکت در کلاسهای قرآن است، اما در لایههای پنهانتر، کارکردی فراتر از یک فضای ساده خانگی دارد.
این خیاطخانه به تدریج به محلی برای ارتباط، تبادل خبر و شکلگیری شبکهای از زنان همدل تبدیل میشود؛ زنانی که هر یک، بهنوعی در جریان تحولات سیاسی و اجتماعی زمانه خود قرار گرفتهاند. نویسنده با دقت، این فضا را بهعنوان یکی از کانونهای روایت انتخاب کرده و نشان میدهد چگونه مکانهای بهظاهر عادی، میتوانند نقشی تعیینکننده در بزنگاههای تاریخی ایفا کنند.
با پیشرفت داستان، مشخص میشود که سرنوشت زینب سادات از ابتدا با مفهوم مبارزه گره خورده است. پدر او روحانی سیدی بوده که در جریان واقعه مسجد گوهرشاد به شهادت رسیده و همین پیشینه خانوادگی، سایهای مداوم بر زندگی شخصیت اصلی انداخته است.
زینب و همسرش به دلایل امنیتی، از نامهای مستعار استفاده میکنند و هویت واقعی آنها، «لیلی» و «عبدالرضا» است. این تغییر نام، تنها یک جابهجایی لفظی نیست، بلکه نشانهای از زیست پنهان، احتیاط دائمی و ترسی است که در تار و پود زندگی شخصیتها تنیده شده است؛ ترسی که محصول فضای امنیتی و نظارتی دوران پهلوی است.
{$sepehr_key_188203}
یکی از محورهای مهم رمان، حضور پررنگ نهادهای امنیتی، بهویژه ساواک، در زندگی روزمره مردم است. بازداشت محسن، همسر لیلی، نقطهای تعیینکننده در روایت به شمار میرود؛ رخدادی که موتور حرکت داستان را روشن میکند و لیلی را وارد مسیری پرخطر میسازد.
جستوجوی لیلی برای یافتن همسرش، تنها یک تلاش فردی نیست، بلکه بهانهای است برای نمایش سازوکارهای سرکوب، بازجویی، شکنجه و ایجاد رعب در جامعه. نویسنده بدون افتادن در دام شعار یا اغراق، تصویری تدریجی و ملموس از این فضا ارائه میدهد؛ فضایی که در آن، ترس به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.
رمان «لیلی ۱۰۰۳» بخش قابلتوجهی از روایت خود را به وقایع مدرسه فیضیه قم اختصاص میدهد. حادثهای که در فروردین ۱۳۴۲ رخ داد و بهعنوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران شناخته میشود. نویسنده با گره زدن سرنوشت شخصیتهای داستان به این واقعه، موفق شده است تاریخ و داستان را در هم بیامیزد.
در جریان این حوادث، لیلی متوجه میشود که محل اجتماع مبارزان محلهشان شناسایی شده و خطر دستگیری اعضا، آنها را تهدید میکند. تصمیمی که لیلی در این مقطع میگیرد، یکی از نقاط اوج داستان است؛ تصمیمی که نهتنها سرنوشت او، بلکه سرنوشت دیگران را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
یکی از ویژگیهای قابل توجه «لیلی ۱۰۰۳»، تمرکز آن بر تجربه زیسته زنان در سالهای پیش از انقلاب است. زنانی که در این رمان تصویر میشوند، نه صرفاً ناظران منفعل، بلکه کنشگرانی فعال هستند که هر یک به شیوه خود، با شرایط موجود مواجه میشوند.
دلبستگی این زنان به امام رضا (ع) و مشهد، بهعنوان پناهگاهی معنوی، در لایههای مختلف روایت دیده میشود. قرار گذاشتن کنار سقاخانه صحن اسماعیل طلایی، به نمادی از امید، انتظار و پیوندهای گسسته تبدیل میشود؛ نمادی که بار عاطفی قابلتوجهی دارد.
زینب امامینیا در این رمان، از نثری روان و بیتکلف استفاده کرده است. زبان اثر، متناسب با فضای داستان انتخاب شده و از پیچیدگیهای غیرضروری پرهیز میکند. همین ویژگی باعث میشود مخاطب، بدون وقفه و با همراهی کامل، روایت را دنبال کند.
تعلیق، یکی از عناصر کلیدی در پیشبرد داستان است. نویسنده با استفاده از گرههای پیدرپی و افشای تدریجی اطلاعات، کنجکاوی خواننده را تا پایان حفظ میکند؛ بیآنکه روایت دچار شتابزدگی یا پراکندگی شود.
«لیلی ۱۰۰۳» علاوه بر روایت داستانی، اطلاعات تاریخی قابلتوجهی نیز در اختیار مخاطب قرار میدهد. اشاره به متن اعلامیههای امام خمینی (ره)، وقایع پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ و بازتاب اجتماعی این رخدادها، از جمله بخشهایی است که به غنای محتوایی اثر افزوده است. این اطلاعات، نه بهصورت گزارشی مستقل، بلکه در دل روایت داستانی گنجانده شدهاند؛ رویکردی که باعث میشود مخاطب، تاریخ را در بستر زندگی شخصیتها لمس کند.
در مجموع، «لیلی ۱۰۰۳» را میتوان رمانی دانست که تلاش دارد با نگاهی داستانی، بخشی از فضای اجتماعی و سیاسی پیش از انقلاب را بازنمایی کند؛ آن هم از زاویه دید زنانی که کمتر در روایتهای رسمی دیده شدهاند.
منبع: مهر