یکی از تصورات نادرست درباره خداوند این است که خدا دست ما را نمیگیرد و در دوراهیهای زندگی، راه را نشان نمیدهد یا راه را از دور نشان میدهد و از انسان، دستگیری نمیکند.
این تصور نادرست، علاوهبر اینکه زاییده تجربیات احساسی افراد است، ریشه در ضعف درونی و کمبود قدرت انسان دارد. علاوهبر این، تفسیرهای احساسی از رنجها و سختیهای زندگی، نیز این تصور نادرست را تشدید کرده است.
کسانی که چنین تصور نادرستی از خداوند دارند، در زندگی دچار سردرگمی میشوند و احساس تنهایی میکنند. چنین افرادی از آینده ترس دارند و در تصمیمهای زندگی، همیشه دچار خطا میشوند، این درحالی است که چنین آثار بدی در زندگی نه از سر واقعیت، بلکه نشئتگرفته از یک تصور نادرست درباره خداست.
حقیقت آن است که خداوند نقش هدایتگری در زندگی انسان دارد. او هم راه را نشان میدهد و راهنماست و هم دست ما را میگیرد و راهبر است. هدایت او هم بهصورت «نشان دادن راه» است و هم بهصورت «رساندن به مقصد».
این ویژگی خداوند با تعبیر «هادی» یاد میشود و خداوند، هدایت انسان را براساس حکمتش بر خود واجب کرده است. قرآن کریم تأکید میکند: «إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَى.» (لیل، ۱۲)
خداوند هدایت خودش را به صورتهای گوناگون، شامل حال انسان میکند. هدایت انسان با فرستادن پیامبر و رهبر الهی، با ارائه دستورات در قرآن، با شکوفاسازی عقل او، با نورانی کردن دل او، با ایجاد نشانههایی در اطراف او، با تقویت قدرت تشخیص او، با آرامش دادن به دل او، با نشان دادن مسیر جدید در پیشروی او و مانند آن صورت میگیرد.
انسانها نباید منتظر نشانهای ویژه و الهام غیبی مخصوص از طرف خداوند باشند، بلکه خداوند در پیرامون ما نشانههای متعددی را قرار داده است که همگی برای هدایت ماست. کافی است چشمان خود را باز کنیم و نشانههای هدایت الهی را ببینیم.
نماز، یکی از عبادتهایی است که نشان میدهد خداوند دائم در حال هدایت ماست. اینکه روزانه بهصورت مکرر میگوییم «اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ.» (حمد، ۶) یعنی ما در طول روز، دائم به دوراهیهایی میرسیم که نیاز به هدایت خدا داریم و در نماز از خداوند میخواهیم که لحظهبهلحظه ما را هدایت کند. اگر خدا ما را هدایت نمیکرد، درخواست هدایت در هر نماز، معنایی نداشت. تکرار این دعا نشان میدهد که انسان در هر مرحله، نیازمند هدایت جاری و زنده خداوند است.
نکته مهم اینکه انسان باید خودش، خواهان دریافت هدایت الهی باشد. خداوند براساس لطف و رحمت خود، همه موجودات را بهصورت عمومی هدایت کرده است، اما برای دریافت ادامه هدایت و رسیدن به مقصد، خود ایشان باید طالب هدایت باشد؛ زیرا خداوند، انسان را مختار و آزاد آفریده است و خود اوست که تصمیم میگیرد مشمول هدایت الهی قرار بگیرد یا نه.
یکی از روشنترین آیات در رد تصور «رهاشدن انسان»، این آیه است که میفرماید: «وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَ آتَاهُمْ تَقْوَاهُمْ: کسانی که خود را در مسیر هدایت قرار دادهاند، خداوند بر هدایت آنها میافزاید، آنها را به مقصد میرساند و در مراقبت از رفتارشان، موفقشان مىکند.» (محمد، ۱۷) این آیه نشان میدهد که هدایت الهی، تدریجی است و خود انسان باید آن را بخواهد.
{$sepehr_key_188376}
بنابراین، این ما هستیم که با بهرهگیری از عقل و فطرت، پیروی از دستورهای الهی و تلاش و مجاهدت در راه حق، باید خود را در مسیر «هدایت خاص» خدا قرار دهیم.
یکی دیگر از آیاتی که بهصورت گسترده، هدایتگری خداوند را نشان میدهد، آیات «معیت» است؛ بهطور نمونه قرآن میفرماید: «إِنَّ الله مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوا وَ الَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ: خداوند همراه متقین و نیکوکاران است.» (نحل، ۱۲۸) «معیت الهی» بهمعنای نظارهگری از دور نیست، بلکه بهمعنای حضور، حمایت و دستگیری و هدایت لحظهبهلحظه خداوند است. خدایی که «مع» انسان است، او را در دوراهیها تنها نمیگذارد.
خلاصه اینکه خداوند نهتنها انسان را در دوراهیهای زندگی تنها نمیگذارد، بلکه دوراهیها، هدایت خدا را بیش از پیش، شامل حال ما میکند. برخلاف تصور نادرست برخی افراد، هدایت الهی دقیقا در لحظات ابهام، تردید و دوراهیها معنا پیدا میکند. قرآن کریم میفرماید: «وَ الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ الله لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ.» (عنکبوت، ۶۹)
خداوند در بزنگاهها، راههای خروج را به انسان نشان میدهد؛ به شرطی که خالصانه، برای کسب خشنودی او جهاد کند.