شبی که خورشید را می‌خواند

این روز‌ها یاد کردن امام زمان (عج)، معنا و طعم دیگری پیدا کرده است. این روزها، یاد امام‌زمان (عج)، دیگر تنها یک اعتقاد مذهبی یا یک رفتار ایمانی نیست؛ این یاد، نفس‌نفس‌زدنِ زمینی خشک در انتظار باران است ضربان قلب تاریخی است که در سینه‌اش، طنین قدم‌های نجات را می‌شنود. طعم این انتظار، دیگر شیرینی محض نیست؛ آمیزه‌ای است از تلخی اشک فراق و شیرینی امید دیدار.

هرچه بیشتر در گرداب رویداد‌های آخرالزمانی فرومی‌رویم، هرچه فساد و تباهی دنیاداران، عریان‌تر و پرده‌درانه‌تر خود را به نمایش می‌گذارد، فریاد درونی بشر برای یک منجی، رساتر می‌شود. گویا روزگار سرگشته، خود، ناخودآگاه، نام «مهدی» را زمزمه می‌کند و جهان، بی‌خبر از حقیقت خویش، در جست‌وجوی آن خورشید پنهان، دست‌وپا می‌زند.

ما در عصری زندگی می‌کنیم که خورشید هدایت، پشت ابر‌های ظلمت فتنه‌ها و رنگ دنیاطلبی‌ها پنهان شده است. این، همان شبی است که به درازا کشیده و تاریکی‌اش، همه‌جا را فراگرفته است. اما در همین تاریک‌ترین لحظات شب است که باید امیدوارترین سرود را سر داد: «آیا صبح نزدیک نیست: الَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ؟» ا

ین پرسش الهی، شعاری برای تسلیم‌شدگان نیست؛ فریاد روحی است که ژرفای تاریکی را درک کرده است و با تمام وجود، نزدیکی روشنایی را پیش‌بینی می‌کند. واقعیت این است که تاریک‌ترین لحظه‌های شب، نزدیک‌ترین لحظات به طلوع صبح است. 

ظهور آن منجی موعود نیز زمانی رخ خواهد داد که تنگنا‌ها و شدائد به اوج خود رسیده باشد و البته دعا‌ها و ناله‌های مخلصانه بندگان، به آسمان. این قانون الهی را می‌توان در سرگذشت قوم بنی‌اسرائیل به تماشا نشست: لَمَّا طَالَ عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَ بَکَوْا إِلَى الله أَرْبَعِینَ صَبَاحاً. فَأَوْحَى الله إِلَى مُوسَى وَ هَارُونَ یُخَلِّصُهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ. فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِینَ وَ مِائَةَ سَنَه. قَالَ: وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه‌السلام: هَکَذَا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ لَفَرَّجَ الله عَنَّا، فَأَمَّا إِذَا لَمْ تَکُونُوا فَإِنَّ الْأَمْرَ یَنْتَهِی إِلَى مُنْتَهَاهُ.

امام‌صادق (ع) روایت می‌کنند که «وقتی عذاب و رنج بر بنی‌اسرائیل به طول انجامید و طاقت‌هایشان به سر آمد، هم صدا شدند و چهل صبحگاهان، با دل و جان، نزد خداوند ضجه زدند و گریستند و فریاد نجات سر دادند. آن‌گاه بود که فرمان رهایی، نازل شد و خداوند به موسی و هارون وحی کرد تا آنان را از چنگال فرعون برهانند.» نکته شگفت‌انگیز اینجاست: «فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِینَ وَ مِائَةَ سَنَه»؛ با این دعا‌های پرشور و جمعی، خداوند ۱۷۰ سال از دوران عذاب آنان کاست و ظهور نجات‌دهنده‌شان را پیش انداخت.

سپس امام‌صادق (ع) خطاب را به ما و روزگار ما برمی‌گردانند و بیدارگرانه به شیعیان خودشان می‌فرمایند: «هکذا انتم. اگر شما هم این‌گونه عمل کنید، خداوند فرجش را برای ما نزدیک می‌کند و اگر این‌گونه نباشد، ظهور صاحب‌الامر تا روزی که امکانش باشد، به طول خواهد انجامید.»

{$sepehr_key_188723}

و، اما هشدار حضرت، عمق مسئولیت ما را نشان می‌دهد: «فاما اذا لم تکونوا فان الامر ینتهی الی منتهاه: و اگر شما چنین نکنید، ظهور به انتهای طبیعی و طولانی خود خواهد رسید.» یعنی زمان ظهور، به عملکرد ما وابسته است.

انتظار، کاری پویا و تأثیرگذار است. انتظار واقعی، آن نیست که دست روی دست بگذاریم؛ انتظار واقعی، فریاد زدن «آیا صبح نزدیک نیست» از اعماق تاریکی‌هاست، آن‌هم با عملی که نشان دهد جانمان برای آن صبح، بی‌تاب است.

پس بیایید در این شب به‌درازاکشیده، فقط منتظر ننشینیم. بیایید با یاد او، زندگی را معنایی دوباره ببخشیم. بیایید با اخلاق منتظرانه، خود و جامعه‌مان را برای آن طلوع، آماده کنیم و بالاتر از همه، با دعا و تضرع و گریه‌های عاشقانه، فاصله‌ها را کوتاه‌تر کنیم. شاید این ضجه‌های جمعی ما، سال‌هایی از انتظار بکاهد و طلوع خورشید عدالت را نزدیک‌تر و نزدیک‌تر کند؛ زیرا خداوند، ندای قلب‌های بی‌قرار را هرگز بی‌پاسخ نمی‌گذارد.