مرتضیعلی ولایتی در گفتوگو با شهرآرانیوز، با تشریح ابعاد نظری و تاریخی مفهوم مشروعیت سیاسی در اندیشه اسلامی اظهار کرد: مسئله مشروعیت سیاسی از بنیادیترین و ماندگارترین مباحث در تفکر سیاسی اسلام، بهویژه در سنت تشیع دوازدهامامی است؛ جایی که بحث از اقتدار مشروع بهطور جداییناپذیر با آموزه امامت پیوند میخورد.
وی با اشاره به تفاوت رویکرد شیعی و اهلسنت در این زمینه افزود: در حالیکه نظریه سیاسی اهلسنت غالباً بر اجماع اجتماعی و کارآمدی عملی در حکمرانی تأکید دارد، اندیشه سیاسی شیعه منشأ اصلی مشروعیت را نصّ الهی و برخورداری امام از شایستگیهای اخلاقی و معنوی میداند؛ مؤلفههایی که چارچوبی متفاوت برای فهم قدرت و حاکمیت سیاسی ارائه میکنند.
این پژوهشگر با تبیین نقش امام رضا (ع) در حاکمیت ادامه داد: بررسی دوره حاکمیت عباسی در اوایل قرن سوم هجری نشان میدهد که امام رضا (ع) در شرایطی پیچیده، با بهرهگیری از تعالیم دینی، کنشهای اجتماعی و نوعی مشارکت سیاسی مشروط، برداشتهای رایج از قدرت سیاسی را به چالش کشیدند و قرائتی اخلاقمحور از مشروعیت ارائه دادند.
ولایتی تصریح کرد: تحلیل اندیشه امام رضا (ع) در نسبت با منابع کلاسیک شیعی و نیز نظریههای سیاسی مدرن نشان میدهد که اصول اخلاقی و الهیاتی ایشان نقشی تعیینکننده در نوع مواجهه با حکمرانی و تعامل با ساختار قدرت داشته است؛ بهگونهای که عدالت، عصمت اخلاقی و نصّ الهی بهعنوان ارکان مشروعیت سیاسی مطرح میشود، نه قدرت قهری یا جانشینی صرفاً دودمانی.
وی پذیرش مشروط ولایتعهدی از سوی خلیفه مأمون را نمونهای مهم از این رویکرد دانست و گفت: این اقدام را میتوان نوعی مواجهه راهبردی با قدرت سیاسی تلقی کرد که ضمن حفظ انسجام آموزههای شیعی، مشروعیت خلافت عباسی را نیز بهصورت ضمنی مورد نقد قرار میدهد. امام رضا (ع) با تفکیک میان شناسایی نمادین و اقتدار واقعی، نشان دادند که مشروعیت حقیقی در همسویی اخلاقی و الهیاتی نهفته است، نه در عناوین رسمی یا سلطه سیاسی.
{$sepehr_key_188730}
این پژوهشگر علوم اسلامی در ادامه به پیامدهای گستردهتر این دیدگاه برای نظریه سیاسی اسلامی و فقه شیعی اشاره کرد و افزود: الگوی تعامل مشروط و نقد اصولمحور امام رضا (ع) همچنان در مباحث مربوط به بنیانهای اخلاقی اقتدار سیاسی، حدود اطاعت از حاکمان و مسئولیت رهبری دینی در شرایط فرودستی سیاسی، الهامبخش و راهگشاست.
ولایتی تأکید کرد: بازخوانی اندیشه سیاسی امام رضا (ع) با تکیه بر متون کلاسیک شیعی و نظریههای معاصر، به فهم دقیقتر پیوند میان اخلاق، الهیات و معرفت در شکلگیری مشروعیت سیاسی در تشیع دوازدهامامی کمک میکند و نشان میدهد میراث فکری آن حضرت محدود به یک مقطع تاریخی نیست، بلکه الگویی ماندگار از کنش سیاسی اخلاقمدار را برای جهان اسلام و مباحث امروزین درباره حکمرانی، اقتدار و عدالت فراهم میآورد.