نگاهی به فیلم «خواب» با بازی رضا عطاران و مریلا زارعی | روایتی ضعیف از خلأ عاطفی زوجین در زندگی مشترک

به گزارش شهرآرانیوز، فیلم «خواب» اولین ساخته مانی مقدم از جمله آثار چهل وچهارمین جشنواره فیلم فجر است که در شب پایانی بیست و سومین دوره فیلم فجر مشهد در سینما هویزه اکران شد و نمایشی دور از انتظار مقابل دیدگان مخاطب گذاشت.

یک ژانر سخت در سینمای ایران

ژانر اجتماعی با رویکرد روانشناختی از جمله ژانر‌های سخت در سینمای بلند داستانی است که چند سالی می‌شود موردتوجه کارگردان‌های ایرانی قرار گرفته اما کمتر کسی توانسته در این حوزه فیلمی قابل قبول از نظر ساختار محتوایی بسازد. «خواب» هم از این دست است که اگر مخاطب به این ژانر علاقه نداشته باشد در دقایق ابتدایی گمان می‌کند پای فیلمی ضعیف نشسته است درحالی‌که کارگردان، انتخاب سختی داشته و تمام تلاشش را کرده مهارت‌هایش را به منصه ظهور برساند. ساخت چنین فیلم‌هایی نیاز به تجربه و مطالعات و مشاهدات بیشتری دارد و هر کسی به سراغ آن نمی‌رود.

شاید اینکه مانی مقدم در مقام کارگردان پای درس هومن سیدی نشسته که توانایی بالقوه‌ای در ساخت فیلم با ژانر‌های روانشناختی (سایکودرام) دارد باعث شده چنین تصمیم سختی را به عنوان فیلم اول خود بگیرد که عنوان فیلم رگ طلایی قصه‌ای است که قهرمان اصلی آن را رضا عطاران بازی می‌کند. او نقش مجتبی الوندی را در «خواب» به عهده دارد؛ مردی ظاهرا متعهد و متدین که در زندگی مشترک نیاز‌هایی دارد ولی برآورده نشده است. او سال‌هاست به خاطر عزت نفس پایینی که دارد به هیچ کس «نه» نگفته است و به خاطر پدرش با زنی ازدواج کرده که دوستش ندارد. 

«پروانه» همسر مجتبی که نقش آن را مریلا زارعی به عهده دارد نشان دهنده یک زن خودساخته، شاغل و ظاهرا متدین ولی غرغرو است که دائم مجتبی را سرزنش می‌کند و هیچ یک از کار‌های او را قبول ندارد. مجتبی و پروانه هر دو نیاز‌هایی در زندگی مشترک خود دارند که برآورده نشده است؛ پروانه محبت و حمایت مردانه می‌خواهد و نمی‌بیند و مجتبی خواستار فرزند و رابطه زناشویی با همسرش است که گویا تمکین نمی‌کند و هر بار بهانه‌ای برای این موضوع می‌آورد. تنهایی این زن و شوهر در زندگی مشترکشان بیداد می‌کند ولی راه‌حل آن را نمی‌دانند و مجتبی برای گریز از این موضوع و به دست آوردن دوست داشتنی‌هایش به «خواب» پناه می‌برد.

{$sepehr_key_188737}

همه چیز از یک خلأ شروع می‌شود

در «خواب» می‌بینیم همه چیز از یک خلأ و کمبود شروع می‌شود که سال‌هاست مجتبی به دنبال آن است، اما پاسخی نمی‌یابد. به خاطر اعتقاداتی که دارد به خودش اجازه نمی‌دهد به همسرش ظلم کند تا اینکه خوابی شیرین می‌بیند، اما نسبت به همان خواب که با زنی زیبارو و خوش بیان به نام آهو که نقش آن را هدی زین‌العابدین بازی می‌کند رو‌به‌رو می‌شود معذب است و این موضوع را از روحانی امامزاده می‌پرسد. وقتی متوجه می‌شود خواب بر او عسر و حرجی ندارد به خواب‌های شیرینش ادامه می‌دهد و نیازهایش را در خواب رفع می‌کند. این نیاز آنقدر بالا می‌رود که او را به جنون و توهم می‌کشاند و برای فرار از آن به مخدر روی می‌آورد.

او ماشین خود را آتش می‌زند و گمان می‌کند آهو را کشته است، اما ما فقط با ماشین سوخته‌اش در واقعیت مواجه می‌شویم و خبری از جسد نیست که این سکانس جزو برداشت‌های تعیین‌کننده محتوای «خواب» برای مخاطب است. در نهایت می‌بینیم به گفته دکتر (علی مصفا) چنین افرادی در جامعه حضور دارند و کار تا جایی پیش می‌رود که آنها مرزی میان خواب و بیداری قائل نیستند و نمی‌دانند چه وضعیتی دارند. ممکن است به دیگران یا خود آسیب بزنند درحالیکه متوجه عملکرد خود نیستند. واقعیتی که ما در حوادث می‌خوانیم و به قول کارگردان، بسیاری از ما با تروما‌هایی در زندگی شخصی و مشترک روبرو هستیم که نیاز به درمان داریم.

کشش مخاطب با بازی خوب مریلا زارعی و رضا عطاران

موضوع «خواب» به گفته مانی مقدم از یک تجربه شخصی الهام گرفته است و فیلمنامه آن را پژمان تیمورتاش نوشته است. کارگردان تا حد ممکن توانسته رویابافی و خواب‌های مجتبی را به بیننده نشان دهد که او را دچار چه مشکلاتی می‌کند، اما با این حال پرش‌های بین واقعیت و خواب به خوبی در بخش‌هایی از فیلم به خوبی دیده نمی‌شود.

مخاطب گاهی سرگردان از فهم و خط روایت است و برخی صحنه‌ها بیش از اندازه گنگ و نامفهوم است که ضعف در خط داستانی را بازیگر‌ها و تا حدی فیلمبرداری و گریم و صحنه‌پردازی‌ها جبران کرده است. هدی زین‌العابدین (آهو) و رضا عطاران (مجتبی) نقش خود را به خوبی ایفا کرده‌اند، اما در بخش پایانی فیلم می‌بینیم مریلا زارعی در نقش پروانه، یکباره گُم می‌شود و اثری از او نمی‌بینیم تا زمانی که قصه به لوکیشن تیمارستان می‌رسد. همچنین پایان یکباره و ضعیف قصه، شروع پرکشش و جالب «خواب» را کم‌رنگ می‌کند و خیلی زودتر از آنکه مخاطب انتظارش را دارد داستان تمام می‌شود.

از طرفی بازی‌های خوب بازیگران شاخص این فیلم، ضعف فیلمنامه و برخی صحنه پردازی‌ها را تا حد زیادی پوشانده است و این بازیگر است که داستان را باورپذیرتر می‌کند که البته از مریلازارعی و رضاعطاران، انتظاری غیر از این نمی‌توان داشت.

{$sepehr_key_188738}