به گزارش شهرآرانیوز، «خیابان جمهوری» در ظاهر، یک درام شهری با محوریت طبقات فرودست و حاشیهنشین جامعه است؛ روایتی که میکوشد مخاطب را به دل یکی از شریانهای پررفتوآمد تهران ببرد و از خلال زندگی چند شخصیت، فشارهای اقتصادی، فرسودگی روانی و مناسبات نابرابر اجتماعی را بازتاب دهد. فیلم با تمرکز بر چند کاراکتر اصلی، جهانی را ترسیم میکند که در آن بقا مهمتر از اخلاق و تصمیمهای فوری جایگزین انتخابهای بلندمدت شدهاند.
با این حال، هرچند فیلم در معرفی فضا و موقعیت اولیه موفق عمل میکند، اما در ادامه، مسیر روایت بیش از آنکه بر منطق درونی داستان استوار باشد، بر خلق موقعیتهای تعلیقمحور و شوکهای پیدرپی تکیه میکند؛ شوکهایی که به جای تعمیق درام، اغلب کارکرد تزئینی دارند.
فیلم در قالب یک درام اجتماعی ساخته شده و به سراغ مسائلی همچون فقر شهری، بیثباتی شغلی، زنان در معرض آسیب و فروپاشی تدریجی روابط خانوادگی میرود. ساختار روایت بر تقاطع سرنوشت چند شخصیت استوار است؛ شخصیتهایی که هر یک در آستانه یک بحران شخصی یا اخلاقی قرار دارند.
مشکل اصلی فیلم از جایی آغاز میشود که روایت، به جای پرداخت دقیق موقعیتها، مدام در پی تولید گرههای تازه است؛ گرههایی که نه از دل شخصیتها بیرون میآیند و نه به پیشرفت معنادار داستان منجر میشوند. داستان وجود دارد، اما ستونهای آن سست است و جهان فیلم فرصت پیدا نمیکند به یک تجربه اجتماعی عمیق بدل شود.
منوچهر هادی طی سالهای گذشته به عنوان یکی از فیلمسازان فعال سینمای بدنه شناخته شده است. او با ساخت فیلمها و سریالهایی که عمدتاً مخاطب عام را هدف قرار دادهاند، توانسته جایگاه تثبیتشدهای در جریان تولید حرفهای سینما و شبکه نمایش خانگی پیدا کند.
در کارنامه هادی، ترکیب ملودرام خانوادگی، روابط عاطفی پرتنش و بحرانهای اخلاقی، مؤلفههای ثابت محسوب میشوند. «خیابان جمهوری» را میتوان تلاشی جدیتر از سوی او برای فاصله گرفتن از ملودرام صرف و نزدیک شدن به سینمای اجتماعی دانست؛ تلاشی که هرچند از نظر نیت قابل توجه است، اما از نظر اجرا هنوز به بلوغ کامل نمیرسد.
هادی حجازیفر در سالهای اخیر به یکی از بازیگران شاخص سینمای ایران تبدیل شده است؛ بازیگری که توانایی بالایی در ترکیب بازی درونی، سکوتهای معنادار و کنترل هیجان دارد.
در «خیابان جمهوری»، حجازیفر نقش شخصیتی را ایفا میکند که در میانه بحرانهای اقتصادی و فشارهای خانوادگی گرفتار شده و ناچار است میان اخلاق فردی و بقا یکی را انتخاب کند. بازی او دقیق، کماغراق و باورپذیر است و از معدود عناصر فیلم به شمار میرود که به انسجام روایت کمک میکند.
{$sepehr_key_188778}
الناز ملک از بازیگران نسل جدید است که طی سالهای اخیر با حضور در آثار سینمایی و تصویری مختلف، مسیر حرفهای خود را بهتدریج تثبیت کرده است.
در این فیلم، او شخصیتی آسیبپذیر و در عین حال مقاوم را به تصویر میکشد؛ زنی که میان فشارهای اجتماعی و نیازهای عاطفی گرفتار شده است. بازی ملک بر پایه کنترل احساسات و پرهیز از اغراق شکل گرفته و بهویژه در سکانسهای احساسی، توانسته تعادل مناسبی میان بیان درونی و واکنش بیرونی برقرار کند.
فاطیما بهارمست که پیشتر بیشتر با نقشهای نوجوان و جوان شناخته میشد، در «خیابان جمهوری» تلاش کرده تصویر تازهای از تواناییهای بازیگری خود ارائه دهد. حضور او در این فیلم، نشاندهنده تمایلش به ورود جدیتر به فضای درام اجتماعی است.
اگرچه نقش او بهلحاظ دراماتیک گستردگی زیادی ندارد، اما بازی قابل قبول و هماهنگ با فضای کلی فیلم، موجب شده شخصیتش در بافت روایت گم نشود و بخشی از پازل اجتماعی اثر را تکمیل کند.
«خیابان جمهوری» از نظر ساختار، دارای داستان است؛ اما داستانی که نه ظرفیت دراماتیک بالایی دارد و نه موضوع انتخابشدهاش واجد تازگی یا کشف اجتماعی مهمی است.
فیلم به سراغ سوژهای رفته که بارها در سینمای ایران تجربه شده و در این نسخه نیز تنها در سطح بازنمایی باقی مانده است.
تمرکز بیش از اندازه بر تعلیق، مهمترین آسیب روایت به شمار میرود. فیلمساز به جای تعمیق روابط میان شخصیتها، مدام با ایجاد گرههای تازه و بحرانهای لحظهای، تلاش میکند ریتم اثر را حفظ کند؛ گرههایی که اغلب بیدلیل وارد روایت میشوند و بدون تأثیر جدی بر مسیر شخصیتها از میان میروند.
داستان، سطحی و معمولی است و به جای تحلیل چرایی آسیبهای اجتماعی، صرفاً به نمایش پیامدهای آنها بسنده میکند. با این حال، باید اذعان کرد که فیلم در ترسیم فضای فرسوده شهری، فشار اقتصادی و ناامنی روانی شخصیتها، عملکرد قابل قبولی دارد و توانسته تصویری نسبتاً باورپذیر از زیست طبقه آسیبپذیر ارائه دهد.
در بخش بازیگری، ترکیب بازیها هماهنگ است و انتخاب گریمها نیز به شکل قابل توجهی به باورپذیری شخصیتها کمک کرده است. چهرهها بیش از آنکه آرایششده و نمایشی باشند، متناسب با فضای واقعگرایانه فیلم طراحی شدهاند و این موضوع به شکل مستقیم در پذیرش جهان داستان مؤثر بوده است.
در مجموع، «خیابان جمهوری» به عنوان یک تلاش جدیتر از سوی منوچهر هادی برای ورود به قلمرو سینمای اجتماعی، اثری قابل قبول به شمار میآید؛ اما در مقام یک فیلم تأثیرگذار و ماندگار، ناکام میماند. فیلم نه در انتخاب سوژه جسورانه است و نه در روایت، عمق لازم را پیدا میکند. نتیجه، اثری است که با وجود برخی امتیازات فنی و بازیگری، در کلیت خود فیلمی چندان جذاب و فراتر از یک درام سطحی شهری تلقی نمیشود.