روزهای پایانی ماه شعبان، فرصتی ناب است که انسان میتواند با بازنگری در مسیر زندگی خود، پیش از ورود به ضیافت الهی رمضان، دل را از غبار غفلت و گناه بپیراید. توصیه گرانسنگ امامرضا (ع) به اباصلت هروی در جمعه آخر شعبان، تجسمی از این آمادگی روحی است. این گفتار امام، نسخهای جاودانه برای همه مؤمنان در هر عصر است؛ زیرا در آن، اصولی از تربیت دینی، اخلاق فردی و رابطه انسان با خدا و خلق، به تصویر کشیده شده است.
حضرت در آغاز سخن، با تعبیر پرمعنای «اکثر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است»، توجه مخاطب را به گذر زمان جلب میکنند؛ گذری که هشداردهنده محدودیت فرصتهاست. در نگاه اهلمعرفت، اشاره به «رفت»، بیدارباشی است که انسان را از خواب طولانی غفلت بیدار میسازد. دنیا گذرگاه است، نه اقامتگاه و هر روز که میگذرد، بخشی از سرمایه عمر انسان کاسته میشود. امامرضا (ع) با این اشاره، دعوت به محاسبه نفس میکند؛ یعنی پیش از آنکه ماه پایان گیرد، انسان باید بنگرد که چه بهرهای از این ایام برده است.
تعبیر «تدارک و تلافی کن تقصیرهایی که در ایام گذشته کردهای»، یکی از محورهای مهم تربیت دینی است. تدارک یعنی جبران؛ انسان نباید خود را اسیر گذشته کند، بلکه باید از فرصت باقیمانده برای اصلاح بهره گیرد. این آموزه امام، درواقع روح امید را در مؤمن میدمد. حتی اگر تا این روزها غفلت کردهای، هنوز درهای رحمت باز است؛ خداوند منتظر بازگشت بندگان پشیمان است. این نگاه مهربانانه، از ویژگیهای بارز مکتب رضوی است که بر انس با خدا، نه ترس از او، تأکید میکند.
محور بعدی این فرمایش، تأکید بر کارهایی است که «نافع» برای انساناند. در این واژه، جامعیتی نهفته است؛ هر عمل نیکی که موجب رشد معنوی یا خدمت به خلق شود، مصداق نافع بودن است. امام با این بیان، انسان را از درگیر شدن در اعمال بیثمر و عادتهای خستهکننده، برحذر میدارد. سپس توصیه به «دعا و استغفار بسیار» میفرماید؛ زیرا دعا پیوند قلبی با محبوب است و استغفار، شستوشوی جان از آلودگیها. جمع میان این دو، نشان میدهد که ایمان راستین نه در ادعا، بلکه در اصلاح مستمر نفس، تجلی مییابد.
حضرت در ادامه، تلاوت قرآن را نیز توصیه میکنند. ماه شعبان، همچون پیشدرآمد ماه رمضان است؛ ماهی که با زمزمه آیات قرآن، جان برای پذیرایی از نغمههای وحی آماده میشود. قرآن، غذای روح است و کسی که با آن انس گیرد، در ضیافت رمضان از مائده الهی برخوردارتر خواهد بود.
سپس امام رضا (ع) به ریشه مشکلات اخلاقی اشاره میکنند: حقوق مردم، کینهها و گناهان؛ سه محوری که اگر انسان در آنها پاک شود، دلش خانه نور میشود. تأکید بر ادا کردن حقوق دیگران، نشان میدهد که توبه حقیقی بدون اصلاح روابط اجتماعی، ناقص است؛ کسی که حقالناس بر گردن دارد، نمیتواند با سنگینی این بار وارد میهمانی خدا شود.
{$sepehr_key_189130}
بیرون کردن کینه از دل، مرتبه بالاتری از تزکیه است؛ زیرا دل تیره از دشمنی، جای محبت خدا نیست. درنهایت، ترک گناه، نقطه اوج این مسیر است؛ بازگشت عملی بهسوی پاکی و آرامش. در پایان گفتار، امام هشتم (ع) میفرمایند: «از خدا بترس و توکل کن بر خدا، در پنهان و آشکار امور خود، و هرکه بر خدا توکل کند، خدا او را بس است.»
این بخش، روح تمام سفارشهای پیشین است؛ زیرا همه تلاش معنوی بدون اتکا به قدرت بیانتها و رحمت خداوند، ناکام خواهد ماند. توکل یعنی سپردن دل به خدا، نه رها کردن تلاش. در مسیر توبه و اصلاح، اگر انسان به قدرت الهی تکیه کند، از وسوسه شیطان و سستی نفس، درامان میماند. دعای کوتاه و ژرفی که امام در پایان بیان میفرمایند، خلاصهی همه این آموزههاست: «اللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ.»
خدایا اگر در آنچه از ماه شعبان گذشته است، مرا نیامرزیدهای، در مابقی این ماه بیامرز.