به گزارش شهرآرانیوز؛ سریال تلویزیونی «صفر بیست و چهار»، از تولیدات شبکه یک سیما، مجموعهای در ژانر درام تاریخی ـ جنگی است که با تمرکز بر سالهای دفاع مقدس و عملیات رزمندگان ایرانی در هور ساخته شده است. این مجموعه، به کارگردانی علیرضا محمدی روزبهانی و تهیه کنندگی مجتبی خیاط احسانی و هاشم مسعودی، برای تلویزیون تولید شده و موسیقی آن را فرید سعادتمند ساخته است.
در میان بازیگران «صفر بیست وچهار» نامهایی همچون نیما نادری، جعفر دهقان، هادی دیباجی، حمیرا ریاضی، امید روحانی، بهرام ابراهیمی، حمیدرضا هدایتی، محرم زینال زاده، میلاد میرزایی، حسام خلیل نژاد، سارا توکلی، فاطمه نیشابوری، شیوا خسرو مهر و لادن ژافه وند دیده میشود.
روایت سریال علیرضا محمدی روزبهانی از موقعیتی عاطفی و کاملا شخصی آغاز میشود: ازدواج یک مهندس جوان با قدری پنهان کاری و شرایط مستعد آشوب. این انتخاب، مخاطب را پیش از ورود به فضای جنگ، به قلمرو زندگی قهرمانش میبرد و پیوند احساسی را قدری مستحکم میکند.
هنوز طنین شادی مراسم عقد خاموش نشده که فراخوان جبهه، مسیر زندگی تازه ساخته را قطع میکند. این گسست ناگهانی میان امر خصوصی و امر ملی، همان لحظهای است که درام را شکل میدهد؛ جایی که قهرمان میان عشق و مسئولیت قرار میگیرد و دومی را، تحت حمایت همسرش، برمی گزیند.
در بخش جبهه، بحران اصلی حول عبور از هور و موانع طبیعی منطقه عملیاتی شکل میگیرد. در این وضعیت، موقعیت جغرافیایی به مانعی سهمگین بدل میشود و عملیات را در آستانه شکست قرار میدهد. نقطه تمایز سریال همین جاست که راه حل این مشکل، نه از دل جسارت صرف، بلکه از دل دانش بیرون میآید.
قهرمان با تکیه بر تخصص مهندسی خود، ایدهای ارائه میدهد که به گره مرکزی روایت تبدیل میشود. در نتیجه، «صفر بیست و چهار» بیش از آنکه درباره تبادل آتش باشد، درباره علم و خلاقیت در شرایط اضطرار است؛ روایتی از اینکه چگونه ذهن یک مهندس شجاع میتواند مسیر عملیات و حتی جنگ را تغییر دهد.
سریال «صفر بیست وچهار» آگاهانه در چارچوب الگوی کلاسیک ژانر جنگی حرکت میکند. قهرمان آرمان گرای این اثر، موقعیت بحرانی را درک کرده و مانع بزرگ طبیعی و نظامی را با راه حلی خلاقانه دور می زند که به نقطه اوج درام تبدیل میشود. این، ساختاری آشنا و آزموده است که به درستی و بر حسب قواعد بازسازی میشود و همین وفاداری به قواعد ژانری است که انسجام و شفافیت روایت را تضمین کرده و باعث شده اثر از نظر ساختاری منظم و قابل پیگیری باشد.
از سوی دیگر اما، همین انتخاب، دامنه غافلگیری را محدود کرده و روایت کمتر به سمت تجربههای فرمی یا پیچیدگیهای ساختاری میرود. در نتیجه، با اثری طرفیم که استانداردهای ژانر را به درستی به مرحله اجرا درمی آورد، اما برای گام گذاشتن در یک قلمرو تازه به ندرت ریسک میکند.
از منظر اجرایی، سریال کیفیتی درخور اعتنا دارد؛ هرچند که از قواعد تلویزیونی فراتر نمیرود و به سمت سینما شدن متمایل نمیشود. طراحی صحنه در بازسازی فضاهای عملیاتی و محیط دهه ۶۰ با دقت انجام شده و جزئیات لباسها و ادوات نظامی، حس مستندگونهای به اثر میبخشد. این توجه به جزئیات، باورپذیری جهان داستان را تقویت میکند و مخاطب را در فضای تاریخی روایت قرار میدهد.
فیلم برداری، به ویژه در نماهای باز از هور و منطقه عملیاتی، از نقاط قوت جدی این مجموعه است. قابهای لانگ، نه تنها وسعت جغرافیایی بحران را به تصویر میکشند، بلکه حس حماسه و عظمت موقعیت را نیز برجسته میکنند. در این نماها، طبیعت صرفا پس زمینه نیست، بلکه حضوری فعال دارد؛ عنصری که باید مهار شود و همین امر، بُعدی دراماتیک به تصویر میبخشد.
{$sepehr_key_189496}
با وجود ظرفیت بالای سوژه، فیلم نامه در پرداخت دراماتیک محتاط عمل کرده است. بسیاری از بزنگاهها قابل پیش بینی هستند و تعلیق به اندازهای که میتواند نفس گیر باشد، پیش نمیرود. مخاطب اغلب پیش از وقوع اتفاقات، مسیر آنها را حدس میزند و همین امر از شدت درگیری عاطفی میکاهد.
شخصیتها نیز بیشتر در قالب تیپهای آشنا باقی میمانند. قهرمان فداکار، همسر صبور و فرمانده مصمم هرکدام کارکرد مشخصی دارند؛ اما کمتر با لایههای خاکستری و تعارضهای درونی عمیق مواجه میشوند. این در حالی است که جنگ، بیش از هر موقعیت دیگری، عرصه تردید، ترس و کشمکشهای درونی است. اگر این لایهها پررنگتر میشد، روایت میتوانست انسانیتر و تأثیرگذارتر جلوه کند.
در دیالوگ نویسی نیز، گرایش به بیان مستقیم گاه بر ظرافت چیره میشود. گفتوگوها بیشتر اطلاعات منتقل میکنند تا اینکه شخصیت بسازند یا احساس خلق کنند. این در حالی است که چنین داستانی ظرفیت شکل گیری مکالماتی چندلایه و عاطفیتر را داشت؛ لحظاتی که به جای توضیح دادن، تجربه زیسته شخصیتها را به مخاطب منتقل کنند.