دانشمندان اعلام کردند: استفاده زیاد از هوش مصنوعی باعث نوعی روان پریشی میشود.
این یعنی اگر در خیابان دیدید کسی تصادف کرده و در حالی که ماشینش تا لولای در جلو جمع شده، رو به ماشین میگوید: لطفا این خروجی نامطلوب را با استایل صفرکیلومتر، بدون رنگ و با رزولوشن بالا بازطراحی کن و تحویل بده، شک نکنید که طرف، بنده خدا، کابلهای مغزش اتصالی کرده و رسما از دست رفته است.
نشانه اول این بیماری، توهم خروجی گرفتن است. طرف میرود نانوایی، به شاطر میگوید: سه عدد سنگک دوآتیشه با کنجد اضافه خروجی بده، فقط سعی کن نانها در فرمت برشته باشد و خیلی چشم نواز و اینستاگرام پسند شود.
شاطر هم که انگار خودش نسخه کرک شده شاطر-جی پی تی است، با نگاهی عاقل اندرسفیه میگوید: متأسفم! به عنوان یک مدل نانوای سنتی، پروتکل کنجد زیاد را پشتیبانی نمیکنم، لطفا درخواست خود را بدون توقعات اضافه بازنویسی کنید یا شاید هم بگوید: برو یَره تَه صف، مو خودُم ختم روزگارُم! فِک کِردی نِفَهمیدُم چرت و پرت میگی که راحت جا بِزِنی؟
اما اوج فاجعه در خانه است. مرد پرامپت زده وقتی با نیم ساعت تأخیر به خانه میرسد و با پرسش غضب آلود «تا الان کجا تشریف داشتین؟» همسرش روبه رو میشود، سه ثانیه بی حرکت میماند، یعنی دارد لود میشود و بعد میگوید: بر اساس دیتابیس ترافیک گوگل، من نسبت به حجم شلوغی، زودتر از موعد به مقصد رسیدهام. لطفا برای دریافت پاسخ مناسب تر، آن لنگه کفش آماده پرتاب را از پروتکل گفتوگو حذف کنید.
به محض اینکه لنگه کفش به پیشانی اش اصابت میکند، سیستمش کلا ریست میشود، تاریخچه ۲۳سال زندگی مشترک از حافظه اش پاک شده و با لبخندی ابلهانه میگوید: سلام! من به عنوان یک دستیار هوشمند که شما را نمیشناسد و هیچ اطلاعاتی از شما ندارد، آماده پاسخ گویی به سؤالات شما هستم، چطور میتوانم به شما کمک کنم؟ و زن میگوید: با طلاق عزیزم، با طلاق!
{$sepehr_key_189512}
روان پزشکان میگویند خطرناکترین مرحله وابستگی به تکنولوژی اینجاست که فرد میخواهد در واقعیت، دکمه عقبگرد بزند. لیوان از دستش میافتد و میشکند به جای جارو کردن، دو انگشتش را در هوا تکان میدهد (Ctrl+Z مجازی) و وقتی میبیند شیشهها جمع نشدند، فکر میکند صفحه کلیدش قطع شده و شروع میکند به باز و بسته کردن انگشتانش تا دست هایش ریست شوند.
اگر هم کسی در خیابان از شما پرسید: داداش، میخوام برم خیابان عارف، مطب یک روان پزشک، از کدوم مسیر برم؟ و شما اول گفتید: البته! من خیلی خوشحال میشوم که به شما کمک کنم... و بعد از چند ثانیه گفتید: عارف یا همان محمدرضا عارف، معاون اول مسعود پزشکیان رئیس جمهور ایران است که...!
در اینجا شک نکنید که آن شخص دست شما را میگیرد و میگوید: داداش، تو که از من هم بیشتر روانت پریشیده شده، بیا با هم بریم پیش همون دکتر، شاید بتونه یه کوچولو ورژن هوش طبیعی رو جایگزین این هوش کاملا مصنوعی ت کنه.