شکیبا افخمی راد | شهرآرانیوز؛ مستند «من مقصرم» ساخته محمد عقیلی، مستندساز مشهدی، چندی پیش موفق شد فانوس بخش «آرمان روح ا...» را در شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار از آن خود کند؛ جشنوارهای که یکی از بسترهای مهم نمایش آثار مستند با رویکرد اجتماعی و انقلابی شناخته میشود.
«من مقصرم» روایتی است از رویارویی فردی روحانی و فعال فرهنگی در حاشیه شهر با یکی از نوجوانان محله اش که در جریان حوادث سال ۱۴۰۱ بازداشت میشود؛ روایتی که نگاهی تربیتی و تبیینی دارد.
این مستند حدود دو سال اجازه انتشار نداشت و پس از نمایش در تهران، روز شنبه بیست وپنجم بهمن در افتتاحیه جشنواره عمار در مشهد نیز به نمایش درآمد. از همین رو به سراغ محمد عقیلی که سال هاست در حوزه مستند بحران فعال است، رفتهایم و با او درباره زاویه نگاهش به سوژه «من مقصرم»، چالشهای تولید و اکران و جایگاه مستندسازی بحران در ایران گفتوگو کردهایم.
این مستند درباره یک طلبه جوان و فعال فرهنگی حاشیه شهر است که در جریان اتفاقات سال ۱۴۰۱ متوجه میشود یکی از نوجوانان همان محلهای که در آن فعالیت فرهنگی و تربیتی انجام میداده، توسط اداره اطلاعات با اتهامی جدی بازداشت شده است. خانواده این نوجوان به سراغ فرد روحانی میروند و او را به عنوان معتمد معرفی میکنند تا با استفاده از اعتبارش ضمانت فرزندشان را بر عهده بگیرد.
در جریان همین پیگیری ها، مصاحبهای از نوجوان به این روحانی نشان داده میشود که حین بازداشتش گرفته شده است. او آنجا متوجه میشود فعالیتهای فرهنگی اش بی اثر نبوده، اما کم کاریهایی باعث شده است نوجوان به فضای قبلی برگردد. از همین رو تصمیم میگیرد به هر نحوی که میتواند، به نوجوان بازداشت شده کمک کند و مانع زندان رفتنش شود.
چون باور دارد برای افرادی که در حاشیه شهر زندگی میکنند، زندان ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. درواقع قهرمان فیلم ما تلاش میکند نوجوان را پیش از آنکه وارد چرخهای مخرب شود، نجات دهد.
وقتی حوادث سال ۱۴۰۱ در کشور رخ داد، ما زیر بمباران رسانهای بودیم، اما پاتک رسانهای برای مقابله با دشمن نداشتیم. از همین رو در آن زمان تلاش زیادی کردم برخی کارهای رسانهای انجام دهم، اما به علت دید بستهای که در این گونه موقعیتها وجود دارد، در ابتدا اعتمادی صورت نگرفت و اجازه کار به من و خیلیهای دیگر داده نشد.
این درحالی است که من سابقه ساخت مستند در هزاران کیلومتر آن طرفتر از فتنه داعش را در کارنامهام دارم و کسی هستم که در فضای انقلاب رشد کردهام و رزومهام مشخص است. درنهایت در جلساتی که با دوستان داشتیم تا آنها را برای انجام کارهای رسانهای متقاعد کنیم، اداره اطلاعات چند سوژه را به من معرفی کرد که از میان آن ها، سوژه مستند «من مقصرم» را به دلیل ویژگیهای خاصش انتخاب کردم.
این عنوان از دیالوگ طلبه جوان در گفتوگو با بازپرس پرونده گرفته شده است. او میگوید «من مقصرم»، چون اگر بیشتر هوای این نوجوان را داشتم، کارش به اینجا نمیکشید. به نظرم این جمله بار معنایی خاصی دارد و به نوعی به مسئولیت فردی و اجتماعی هرکداممان اشاره میکند.
بله، مستند «من مقصرم» نیمه اول سال ۱۴۰۲ آماده پخش شد، اما تقریبا نزدیک به دوسال به دلایل عجیب وغریبی اجازه انتشار پیدا نکرد. این موانع و مشکلات ایجادشده هم به استان مربوط نمیشد و مسئولان در تهران نکاتی روی کار داشتند که حقیقتا من هیچ زمان متوجه نشدم که دقیقا مشکلشان کجاست. چون هربار یک نکته را مطرح میکردند.
درهرحال، به نظرم شاید تقدیر این بود که فیلم دو سال معطل بماند و در این بزنگاه دیده شود؛ هرچند که واقعا گله مندم. چون مستند «من مقصرم» را از روز اول اتفاقات اخیر برای شبکهها و سازمانهای مختلف که وظیفه شان تولید و حمایت از این نوع کارهاست، فرستادم، اما هنوز آن را پخش نکردهاند. درواقع اولین جایی که این کار دیده شد، جشنواره عمار بود و سپس تک اکران آن در مشهد.
تأثیرگذاری اجتماعی. الان اگر در فیلم من عنوانها را تغییر دهید و به جای ۱۴۰۱ بنویسید ۱۴۰۴، واقعا کسی متوجه نمیشود. درواقع این مستند تاریخ انقضا ندارد.
متأسفانه مسئولان ما اهمیت فعالیت رسانهای و ساخت این گونه مستندها را نمیدانند و نگاهشان فقط امنیتی است؛ درحالی که رسانه میتواند مکمل فعالیتهای میدانی باشد. ما حتی در وقایع اخیر به دوستان گفتیم که تجهیزات خودمان را نمیآوریم و همه اش از سمت شما باشد، اما اجازه دهید یک نفر که مستند را میفهمد، کارگردانی میداند و دوربین و تصویر را میشناسد، در مأموریتهایی که انجام میدهید، حضور داشته باشد. اما موافقت نشد؛ بنابراین ما میبینیم، چون نگاه هنری در میدان حضور ندارد، بسیاری از روایتهای اثرگذار از دست میرود؛ روایتهایی که هرکدام میتواند مانند پادزهر عمل کند.
صددرصد. همه هم وغم ما در بحرانهایی که در سالهای اخیر پیش آمده، همین بوده است که در ارائه روایت پیشرو باشیم. از همین رو در وقایع دی ماه امسال ذیل انجمن فیلم سازان انقلاب اسلامی، یک قرارگاه رسانهای داوطلبانه تشکیل دادیم و در چند روز، بیش از چهل اثر برای آنتن شبکههای استانی و سراسری تولید کردیم تا روایت دست اول از آن ما باشد، نه اینترنشنال.
حقیقتا بچهها در این مدت بدون هیچ چشمداشت مالی کار کردند، اما نه آن طور که باید به آنها اعتماد شد و نه حمایت و پشتیبانی مالی از کسانی که دوربینشان را در روزهای التهاب در دست گرفتند، صورت گرفت.
قطعا به دیده شدن اثر کمک میکنند و میتوانند در فیلم سازان برای ادامه فعالیتشان انگیزه ایجاد کنند. البته این نکته را هم باید یادآوری کنم که در سالهای اخیر با توجه به مشکلات اقتصادی، جشنوارهها دیگر نمیتوانند حمایت مالی چندانی از برگزیدگان انجام دهند. شاید تنهاجشنوارهای که هنوز این مزیت را از دست نداده است، فجر باشد. دیگرجشنوارهها مزیتشان برای فیلم ساز، کمک به بیشتر دیده شدن آثار و حمایت معنوی از هنرمند است.
اعتماد و پشتیبانی. مستندساز بحران با علاقه و اعتقاد کار میکند، اما نیاز دارد در بزنگاهها به او اعتماد شود. مستندسازان چیز زیادی نمیخواهند. آنها فقط به حمایت اعتباری نیاز دارند که بتوانند در مواقع حساس با خیال راحت کار کنند و همچنین حمایت مالی که چرخ زندگی شان بچرخد. برای مثال، من صفرتاصد مستند «من مقصرم» را با هزینه شخصی ساختم و هیچ کس در طول ساخت هیچ حمایتی از من نکرد. حتی اکنون هم با وجود نیاز رسانهای، هنوز صداوسیما این اثر را که کاری تبیینی و تربیتی است، پخش نکرده است.
{$sepehr_key_189977}
بله، به شرط آنکه حرف فیلم در لایههای پنهان مطرح شود، نه اینکه مستقیم پیش روی مخاطب قرار گیرد. متأسفانه برخی مسئولان به علت دید بستهای که دارند، این موضوع را نمیپذیرد. آنها انتظار دارند که ما حرفمان را خیلی شفاف و رو بزنیم، که در این صورت مخاطب پیام فیلم را پس میزند.
از همین رو من در مستند «من مقصرم» تلاش کردم خیلی همه چیز را سیاه و سفید نشان ندهم. شاید همین اتفاق باعث شد صداگذار کار که در سال ۱۴۰۱ مواضعی کاملا متفاوت با من داشت، پس از دیدن فیلم نظرش تغییر کند و بپذیرد که در کار حضور داشته باشد. حقیقتا برای من به عنوان کارگردان همین تأثیرگذاری روی یک نفر هم ارزشمند است.
«من مقصرم» پروژه بسیار سختی بود، از همین رو زمانی که جلو پخش و اکرانش گرفته شد، خستگی مسیر سختی که طی کردم، روی دلم ماند و احساس خوبی نداشتم. حتی اگر وقایع امسال رخ نمیداد، شاید انگیزه و پشتکاری برای پیگیری دوباره نمایش فیلم پیدا نمیکردم، اما الان که کار در عمار دیده شده و فانوس این رویداد را گرفته، حالم بهتر است. چون برایم روشن شد که مسئله توقیف دوساله این کار، ضعف فنی و محتوایی نبوده و مشکل فقط به تفاوت دیدگاهها مربوط میشده است.