به گزارش شهرآرانیوز، رضا اشرفزاده امروز (۲ اسفند ۱۴۰۴) در مراسم رونمایی از پوستر همایش ملی بزرگداشت عطار نیشابوری که در دانشکده ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در حال برگزاری است، طی سخنانی با اشاره به بیت آغازین منظومه منطقالطیر یعنی «آفرین جانآفرین پاک را / آن که جان بخشید و ایمان خاک را»، اظهار کرد: این بیت نهتنها سرآغاز منطقالطیر، بلکه چکیده جهانبینی عطار در دیگر آثار او همچون مصیبتنامه، الهینامه، اسرارنامه و مختارنامه نیز به شمار میرود.
وی با بیان اینکه اگر مجموعه آثار عطار را در کنار یکدیگر قرار دهیم، به یک نتیجه واحد میرسیم، افزود: پیام نهایی عطار این است که حقیقت در درون انسان نهفته است. اگر انسان بخواهد به کمال برسد، باید ایمان و عشق را پایههای اصلی حرکت خود قرار دهد.
اشرفزاده با اشاره به داستان سی مرغ در منطقالطیر تصریح کرد: در پایان این سلوک، پرندگان پس از عبور از مراحل دشوار، به کوه قاف میرسند و در برابر سیمرغ قرار میگیرند؛ اما آنچه میبینند، تصویر خودشان در آینه است. این تمثیل نشان میدهد که انسانِ پالوده از تعلقات، آیینه تجلی حق میشود و درمییابد که جلوه الهی در وجود اوست.
وی ادامه داد: عطار بهروشنی تأکید میکند که سیمرغ در قید زمان و مکان نمیگنجد و آنچه سالکان میبینند، نقش جمال است نه ذات. در این مرحله، سالک به مقام فنا میرسد؛ جایی که راه، رهرو و رهبر در هم محو میشوند و وحدت شهودی رخ میدهد.
{$sepehr_key_190863}
این پژوهشگر با اشاره به برخی برداشتهای نادرست از اندیشه عطار گفت: برخی مدعی شدهاند که در آثار عطار سخنی از وحدت وجود نیست، در حالی که پایانبندی منطقالطیر بهروشنی بیانگر نوعی وحدت شهودی است؛ جایی که سالکان در آیینه جمال سیمرغ محو میشوند، بیآنکه به حلول یا اتحاد به معنای فلسفی آن قائل باشند.
وی همچنین به جایگاه شخصیتهای عرفانی در آثار عطار اشاره کرد و افزود: عطار در تذکرهها و منظومههای خود از دهها تن از اولیای الهی یاد میکند که در میان آنان نام رابعه عدویه نیز دیده میشود.
اشرفزاده در ادامه با مقایسه جهانبینی عطار با دیگر شاعران کلاسیک ایران گفت: هر شاعر در آغاز اثر خود، نوع نگاهش به هستی را آشکار میکند. برای نمونه، فردوسی در آغاز شاهنامه میگوید: «به نام خداوند جان و خرد» و بدینگونه خِرَد را محور جهانبینی خود قرار میدهد.
وی افزود: در مقابل، عطار ایمان را اصل بنیادین میداند و عشق را زاییده ایمان معرفی میکند. در نگاه او، ایمان حقیقی به عشق الهی میانجامد و این عشق، موتور حرکت سالک در مسیر کمال است. عشق در آثار عطار، عشقی مجازی یا صرفاً عاطفی نیست، بلکه عشقی الهی و سلوکی است که انسان را از خودبینی به خدابینی میرساند.
این عطارپژوه تأکید کرد: عطار معتقد است راه سلوک، راهی دشوار و پرمخاطره است و سالک باید شیرمرد این میدان باشد؛ چراکه مسیر عشق، دریایی مواج و بیکران است. با این حال، هر انسانی که ایمان و عشق را توأمان در وجود خود تقویت کند، میتواند به مقام تجلی الهی دست یابد و خود را در آیینه حقیقت بازشناسد.
به گفته اشرفزاده، در منظومه فکری عطار، انسان موجودی است که ظرفیت تجلی حق را دارد و اگر به خودشناسی برسد، درمییابد که آیینه تمامنمای حضرت حق است؛ پیامی که همچنان برای انسان معاصر نیز راهگشا و الهامبخش است.