داستان مصور کودک | روزه‌اولی؛ مثل فرشته‌ها

وقتی به یک مهمونی بزرگ و مهم دعوت می‌شید، چی‌کار می‌کنید؟ چطور به سرووضعتون می‌رسید؟ حتما جواب می‌دید: خب معلومه، همه دلشون می‌خواد به چشم دعوت‌کننده‌ خیلی خوب و زیبا به‌نظر برسن. ما هم برای مهمونی‌رفتن آماده می‌شیم.

بچه‌ها، این‌ها که مهمونی‌های زمینی خودمونه. اگه قرار باشه که به باشکوه‌ترین و مفصل‌ترین مهمونی دنیا برید چی؟ حتما می‌پرسید دارم از چی حرف می‌زنم؟ بله، چندروز بیشتر از ماه بابرکت رمضان و مهمانی خدا باقی نمونده.

از طرف تواناترین و مهربون‌ترین کسی که می‌شناسید، یعنی خدای بزرگ، براتون کارت دعوت فرستاده شده بود. چی‌کار کردید؟

 

داستان مصور کودک | مثل فرشته‌ها

ما دختری رو می‌شناسیم که خیلی باادب، مهربون و درس‌خونه و برای رسیدن ماه مهمونی خدا روزشماری می‌کرد. تازه، سال گذشته چند روز روزه‌ی کله‌گنجشکی گرفته و چند روز هم روزه‌ی کامل و امسال که یک روزه‌اولی به شمار میاد، خودش می‌گه از خوش‌حالی مثل فرشته‌ها بال درآورده.

 

داستان مصور کودک | مثل فرشته‌ها

 کیانا ۹ سالشه و پایه‌ی سومه. اون در مدرسه‌ی نسیم ظهور درس می‌خونه.

 

داستان مصور کودک | مثل فرشته‌ها

از وقتی برای کیانا جشن تکلیف گرفتن، روحیه‌اش خیلی عوض شده و سعی می‌کنه کارهای خوب بیشتری در هر روز انجام بده.

 

داستان مصور کودک | مثل فرشته‌ها

کیانا عاشق نمازخوندن و گفت‌وگو با خدای مهربونه. مامان کیانا می‌گه: برای نماز صبح خودش بیدار می‌شه و مشتاقانه نماز می‌خونه.

 

داستان مصور کودک | مثل فرشته‌ها

 تا یادم نرفته بگم که کیانا اهل کمک‌کردن در کارهای خونه هم هست و خیلی خوب بلده روی غذاها رو تزئین کنه؛ الان هم داره شله‌زردهای خوشمزه رو خوشگل می‌کنه.

 

داستان مصور کودک | مثل فرشته‌ها

دعاکردن از ویژگی‌های خوب این دختره. حتما می‌دونید که اگه اول برای دیگران و بعد برای خودتون دعا کنید، خیلی خوب‌تره.

 

داستان مصور کودک | مثل فرشته‌ها

 از قدیم گفتن هوای همسایه‌ها رو باید داشت. الان هم کیانا یه ظرف نذری برای همسایه آورده. خدا نذرش رو قبول کنه. شما هم بگید آمین!